تبلیغات
وب سایت شخصی حسین مردان پور - مطالب آبان 1394

وب سایت شخصی حسین مردان پور

سؤال: چه کار کنیم خیالاتمان ذهن ما را مشغول نکند و وسوسه ها دست از سر ما بردارد؟
اشکال کار آن است که ما برای دفع خیالات برنامه ریزی نمی کنیم. اگر با برنامه ریزی سبب شده ، آرام ارام خود را مشغول تفکر و تذکر نماییم ، به جای خیالات و وسوسه ها ، نور معارف بر قلب ما تجلی می کند . آیت الله حسن زاده (حفظه الله ) می فرمودند : « در دوران جوانی حساب کردم اگر ذهن خودم را مشغول نکنم ذهنم مرا مشغول می کند » واقعاً همین طور است که اگر به ذهن برنامه ندهید ، آن با خیالات بی پایه به شما برنامه می دهد . ما مامور به تدبر در قرآن هستیم و به کمک نهج البلاغه و روایات می توانیم ذهن و اندیشه را به پرواز درآوریم . ذهن شما از همان صبح که بلند می شوید شما را مشغول می کند که چه کسی بد است، چه کسی خوب است، چی بخور ، کجا برو، ولی اگر به آن برنامه بدهید آن هم یک برنامه الهی ، آن راه کمالاتی که خودتان می خواهید می کشانید . وقتی متوجه شدید باید معارف خود را قلبی بکنید با همین رویکرد ، ذهن را جهت می دهید. اگر نماز می خوانید با هدف نظر به حق ، قلب را در صحنه می آوردید ، اگر کار و فعالیت مادی دارید ، با هدف خدمت به خلق خدا، قلب را در صحنه نگه می دارید.
در ملاقات شبلی با امام سجاد « علیه السلام»داریم که حضرت در برگشت از حج از او پرسیدند: آیا هنگامی که احرام به تن کردی جامه ی گناه فروگذاردی تا جامه ی طاعت بپوشی؟ و آنگاه که به میقات وارد شدی ، قصدت ملاقات خدا بود ؟ آنگاه که طواف کردی ، قصدت آن بود که به خدا پناه بری؟ گفت: نه.
فرمودند : پس حج نگذارده ای.
امام سجاد « علیه السلام»به شبلی می خواهند بگویند باید اعمال عبادی، قلبی شود تا به واقع آن اعمال انجام شده باشد. وقتی ده سال، بیست سال، همچنان قلب متوجه حقایق شد، آرام آرام چشمش باز می شود و با آنها مانوس می گردد و به مقام فرقان[قدرت تشخیص حق از باطل] و بصیرت می رسد و دیگر آن چنان جذب آن عوالم می شود که خیالات واهی جذبه ندارند که انسان را به خودشان مشغول کنند. [1]

پی نوشت :
1. جایگاه جن، شیطان و جادگر، اصغر طاهر زاده، ص51





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ذهن، خیال، جوانی، وسوسه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور

بنّایی را در نظر بگیرید که همه سفارشات خرد و کلان مربوط به بنّایی مانند شناژبندی، آجرچینی، سقف‌زنی، نصب در و پنجره، گچ و خاک، موزاییک‌کاری، کاشی‌کاری، گچ‌کاری و... را قبول می‌‌کند. به دلیل پایین بودن کیفیت، کمّیت و بازدهی در زبان عرفی به او و امثال او «همه کاره هیچ کاره» گویند. البته همین فرد اگر کارها و خرده کارهایی که نیاز به تخصص ندارد را بپذیرد و آنهایی که نیاز به تخصص دارد را ارجاع دهد، کمک خوبی برای رشد کارهای مهم‌تر متخصصان و مردم است. مشکل کار وقتی است که از نظر تخصص پا درکفش بزرگ‌تر از خودش کند. بی‌تردید فردی که در یکی از این رشته‌ها تخصص دارد از نظر زیباشناختی و ظرافت، محکم کاری، سرعت، پیش‌بینی انجام کار، آسیب‌شناسی، تخمین مصالح مورد نیاز، صرفه‌جویی و عدم استهلاک مصالح و... موفق‌تر از همه فن حریف است؛
مبلّغ متخصص،تمام همّ و غمّش‌ در یک رشته تبلیغی مثل خطابه، قصه گویی، قصه نویسی و... می‌باشد. گرایش خود را با توجه به تجارب قبلی، استعداد، علاقه، ذوق و عشقش انتخاب می‌کند و به دلیل آشنایی خوبش در شناخت عناصر «زمان»، «مکان»، «روش»، «زبان»، «نیاز»، «آسیب» و «پیامد»است که باید گفت:اوّلاً تبلیغ هم «علم» است و هم «هنر»؛ و دیگر این‌که از جهات زیر این کار هنرمندانه وعالمانه پرفایده به شمار می‌آید؛ از منظر روان‌شناسی، هرچه عادت قوی‌تر می‌شود آگاهی و توجه كمتر می‌شود و فرد به طور خودكار عملی را انجام می‌دهد؛اما در «اسلام» برای جلوگیری از آن كه عبادت‌ها، عادات بی‌روح، غیر ارادی و غیر هدفی شود به استمرار «نیّت و توجه» در کارهای خوب تأکید شده است. نیّت، باطن و روح اعمال ما است و براساس بینش توحیدی در عادات مثبت، همیشه نوعی تفکر و تأمل وجود دارد و همین جریان الهی در کالبد اعمال سبب می‌شود که این عادات «لذت کِش» شوند نه «لذت کُش».
به این مولفه‌ها عناصر تبلیغ گفته می‌شود. که عبارتند از؛
1. مخاطب‌شناسی؛ (شناخت ویژگی‌های گیرنده یا شنونده)
2. نیازشناسی؛ (شناخت نیاز‌ها، رغبت‌ها و علایق مخاطب)
3. روش‌شناسی؛ (شناخت فضای روحی و روانی مخاطب و محیط او)
4. زبان‌شناسی و واژه گزینی؛ (زبان آگاهی و هشیاری بر ادبیات و گفتمان روز)
5. زمان‌شناسی؛ (زبان آگاهی و توجه به ضرورت‌ها و مقتضیات زمان)
6. مکان شناسی؛ (مکان آگاهی و توجه به ضرورت‌ها و مقتضیات مکان)
7. پیامد‌شناسی؛ (ارزشیابی، ‌بازخوردگیری و ارزیابی اثر بخشی و کارآمد بودن فرآیند تبلیغ) [1]

پی نوشت :
1. روان شناسی و مهارت‌های رفتاری در تبلیغ غیر مستقیم، محمد حسین قدیری، ص25





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  فن تبلیغ و سخنرانی، 
برچسب ها: تربیت، مخاطب شناسی، زمانشناسی، مکان شناسی، روش شناسی، نیازشناسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور


چرا به امام حسین
علیه السلام    
ثار الله می‌گویند و چه كسی این لقب را به ایشان داده است؟
پاسخ: «ثار» در لغت هم به معنی خون آمده است، و هم به معنی طلب و انتقام گرفتن از خون كسی كه به دست دیگران كشته شده است.(1)
ثار الله از دو واژه ی «ثار» و «الله» تشكیل یافته و یكی از القاب امام حسین
علیه السلام  
می‌باشد كه در زیارت عاشورا آن حضرت را با این لقب مورد خطاب قرار می دهیم؛ ثارالله: یعنی كسی كه طالب خون او خداست و انتقام از قاتلین او را خداوند خواهد گرفت.(2)
ثارالله به كسی كه خود و خویشانش در راه خدا كشته شوند نیز گفته می شود.
احتمال دارد معنای ثارالله چنین باشد، خونی كه صاحب آن خداوند است و ولی دم او خداوند است. چون خون حسین در راه خدا و برای حفظ قرآن و تمامیت اسلام ریخته شده این خون و این شهیدان خدائی هستند. بنابراین انتقام آن نیز باید از طرف خداوند باشد‌، یا اینكه چون امام حسین
علیه السلام  حجت خداوند بر زمین و ولی مطلق حق بود و مردم او را كشتند و زمین را از حجت حق خالی كردند بنابراین خداوند انتقام حجتش را از قاتلین او خواهد گرفت.

امّا درباره اینكه این لقب را چه كسی به امام حسین علیه السلام    داده است باید عرض شود كه چون سند زیارت عاشورا قدسی است، یعنی زیارت عاشورا كه زیارت امام حسین علیه السلام    است از طرف خداوند به ائمه رسیده است و‌ آنرا پیامبر اكرم از جبرئیل گرفته و جبرئیل آن را از خداوند یاد گرفته است و از طریق معصومین به ما آموخته‌اند تا آن حضرت را زیارت كنیم،(3) براین اساس این لقب به امام حسین علیه السلام  داده شده است  .   
پاورقی:
1. عبدالسلام محمد هارون، مقابیس اللغه، ج1.
2. ابن المنظور، لسان العرب، ج4، واژه ثار.
3. ر.ك: قمی، عباس، مفاتیح الجنان، و سید بن طاووس، اقبال، قم، مركز نشر تبلیغات اسلامی، 1416، ج3، ص 55. و دریایی، محمدرسول، حماسه سیاسی تاریخی زیارت عاشورا، تهران، انتشارات جعفری، 1371، ص12 ـ 13.





طبقه بندی: اعتقادی،  تاریخی، 
برچسب ها: امام حسین علیه اسلام، زیارت عاشورا، خون،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور