تبلیغات
وب سایت شخصی حسین مردان پور - مطالب تاریخی

وب سایت شخصی حسین مردان پور


چرا به امام حسین
علیه السلام    
ثار الله می‌گویند و چه كسی این لقب را به ایشان داده است؟
پاسخ: «ثار» در لغت هم به معنی خون آمده است، و هم به معنی طلب و انتقام گرفتن از خون كسی كه به دست دیگران كشته شده است.(1)
ثار الله از دو واژه ی «ثار» و «الله» تشكیل یافته و یكی از القاب امام حسین
علیه السلام  
می‌باشد كه در زیارت عاشورا آن حضرت را با این لقب مورد خطاب قرار می دهیم؛ ثارالله: یعنی كسی كه طالب خون او خداست و انتقام از قاتلین او را خداوند خواهد گرفت.(2)
ثارالله به كسی كه خود و خویشانش در راه خدا كشته شوند نیز گفته می شود.
احتمال دارد معنای ثارالله چنین باشد، خونی كه صاحب آن خداوند است و ولی دم او خداوند است. چون خون حسین در راه خدا و برای حفظ قرآن و تمامیت اسلام ریخته شده این خون و این شهیدان خدائی هستند. بنابراین انتقام آن نیز باید از طرف خداوند باشد‌، یا اینكه چون امام حسین
علیه السلام  حجت خداوند بر زمین و ولی مطلق حق بود و مردم او را كشتند و زمین را از حجت حق خالی كردند بنابراین خداوند انتقام حجتش را از قاتلین او خواهد گرفت.

امّا درباره اینكه این لقب را چه كسی به امام حسین علیه السلام    داده است باید عرض شود كه چون سند زیارت عاشورا قدسی است، یعنی زیارت عاشورا كه زیارت امام حسین علیه السلام    است از طرف خداوند به ائمه رسیده است و‌ آنرا پیامبر اكرم از جبرئیل گرفته و جبرئیل آن را از خداوند یاد گرفته است و از طریق معصومین به ما آموخته‌اند تا آن حضرت را زیارت كنیم،(3) براین اساس این لقب به امام حسین علیه السلام  داده شده است  .   
پاورقی:
1. عبدالسلام محمد هارون، مقابیس اللغه، ج1.
2. ابن المنظور، لسان العرب، ج4، واژه ثار.
3. ر.ك: قمی، عباس، مفاتیح الجنان، و سید بن طاووس، اقبال، قم، مركز نشر تبلیغات اسلامی، 1416، ج3، ص 55. و دریایی، محمدرسول، حماسه سیاسی تاریخی زیارت عاشورا، تهران، انتشارات جعفری، 1371، ص12 ـ 13.





طبقه بندی: اعتقادی،  تاریخی، 
برچسب ها: امام حسین علیه اسلام، زیارت عاشورا، خون،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور

امام زمان علیه السلام چگونه متولد شدند؟
خلاصه مهمترین روایت در زمینه تولد امام زمان علیه السلام  اینچنین است: حکیمه دختر امام محمد تقی علیه السلام   نقل می کند که امام حسن عسکری علیه السلام  مرا خواست و فرمود: عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .
عرض کردم: مادر این فرزند مبارک کیست؟ فرمود: نرجس، گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!
فرمود: برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردم بانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت :ای بانوی من شب بخیر! گفتم:بانوی من و خاندان ما تویی! گفت:نه، من کجا و این مقام بزرگ؟ گفتم: امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید، که سرور دو جهان خواهد بود با کمال حجب و حیا نشست.

پس از اقامه نماز افطار کردم و خوابیدم، سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم، بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست، ناگهان امام علیه السلام در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند: عمه: تعجیل مکن که وقت نزدیک است! همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری علیه السلام   را شنیدم مشغول خواندن سوره سجده و یس شدم. در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست. من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری  کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.
گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار، این همان مژده است که به تو دادم. اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید، او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.

شیخ عباس قمی؛ منتهی الامال
 





طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: ولادت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور
سرنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلابش
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود




طبقه بندی: تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

 هنگامی كه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از مكّه به مدینه هجرت كرد، مسلمانان مكّه نیز هجرت كردند، امّا بعضی مسلمانان با مخالفت همسر و فرزند خود مواجه شدند. آیه نازل شد كه بعضی همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان دوری كنید. بعضی مسلمانان مهاجر تصمیم گرفتند كه حتی اگر همسر و فرزندشان توبه كردند و هجرت كردند، آنان را نپذیرند.
آیه در ادامه می فرماید: اگر شما مخالفت های گذشته آنان را نادیده بگیرید و از آنان درگذرید، برای شما بهتر است و خداوند نیز شما را خواهد بخشید. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.» [1]
شان نزول آیه
در روایتى از امام باقر (علیه السلام) مى‏خوانیم: كه در مورد آیه 14 سوره تغابن " إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ ... " فرمود: منظور این است كه وقتى بعضى از مردان مى‏خواستند هجرت كنند، پسر و همسرش دامن او را گرفتند و مى‏گفتند: تو را به خدا سوگند كه هجرت نكن، زیرا اگر بروى ما بعد از تو بى‏سرپرست خواهیم شد. بعضى مى‏پذیرفتند و مى‏ماندند، آیه فوق نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه‏ها بر حذر داشت. اما بعضى دیگر اعتنا نمى‏كردند و مى‏رفتند ولى به خانواده خود مى‏گفتند به خدا اگر با ما هجرت نكنید و بعدا در (دار الهجرة) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم كرد، ولى به آنها دستور داده شد كه هر وقت خانواده آن ها به آن ها پیوستند گذشته را فراموش كنند و جمله وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ناظر به همین معنى است.[2

پی نوشت :
1. سوره تغابن، آیه 14.
2. محسن قرائتی، پرسش‏های مهم پاسخ‏های كوتاه، ج1، ص46.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: هجرت، مکه، مسلمانان، خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور

مهمترین القاب حضرت فاطمه که در روایات و زیارات آمده است، از این قرار است: زهرا، صدیقه، طاهره، زكیه ، سیدة النساءالعالمین،خیرالنساء ، بتول، عذرا، منصوره، محدثه، ریحانه، کوثر، حنانه، تقیه، نقیه، حوراء، علیمه، معصومه، فاضله، رشیده، صادقه، غرّاء، نوریه، حصان، جاهده، جمیله، حاضره، حبیبه، حفیفه، حکیمه، حلیمه، داعیه، راقیه، رئوفه، زاهده، زاهره، زهره، سلیمه، شافعه، شاهده، شریفه، شهیده، صائمه، صالحه، صبیحه، صفیه، علیه، فاتحه، قائمه، کاظمه، مجیبه، محمده، مشفقه، مصلحه، منعمه، نصیبه، وافیه.
ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ج3، ص357، علامه مجلسی،بحارالانوار،ج 43،ص 2،





طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: جمیله، شریفه، شهیده، کاظمه، صادقه، رشیده، فاضله،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور
امام حسن عسكرى علیه السلام  حكایت فرمود: روزى دو نفر زن همسایه ، كه یكى از آن دو نفر از دوستان وشیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و دیگرى از مخالفین و از دشمنان ایشان بود، بر سر مسئله اى از مسائل دین با یكدیگر اختلاف ونزاع پیدا كردند؛ و چون به توافق نرسیدند، جهت رفع اختلاف و روشن شدن حقیقت نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها شرف حضور یافتند.
حضرت زهرا سلام الله علیها
 پس از توجّه به سخنان دو طرف و شنیدن استدلال هر دو نفر، حقّ را با زن شیعه دانست و استدلال و محاجّه او را تشریح نمود، و او چون بر رقیب مخالف خود تسلّط یافت ، شادمان و خوشحال گردید و امّا زن مخالف چون دلیلى بر حقّانیت خود نداشت تسلیم شد و ساكت ماند.
پس از آن، حضرت زهراسلام الله علیها
خطاب به زن شیعه كرد و فرمود: همانا ملائكه به جهت پیروزى و شادمانى تو، شادمان گردیدند و شیطان بسیار غمگین و محزون گشت .
امام حسن عسكرى علیه السلام 
در ادامه فرمایش خود افزود: در این هنگام ، خداوند متعال به ملائكه خطاب نمود و فرمود: اى ملائكه ! اكنون چون فاطمه زهرا، گشایشى براى این زن باایمان به وجود آورد و او را شادمان و مسرور نمود؛ پس درجات او را در بهشت چندین برابر افزایش دهید.

احتجاج طبرسى : ج 1، ص 18، تفسیر امام عسكرى علیه السلام : ص 346.




طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور



روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام وارد شد و گفت: مادرى دارم ضعیف و ناتوان كه براى انجام نماز، مسئله اى برایش ‍ پیش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دریافت نمایم .
حضرت زهرا علیها السلام پس از گوش دادن به سخنان آن زن ، جوابش را داد و آن زن دو مرتبه سؤال خود را تكرار كرد و حضرت دوباره جواب او را داد.
و به طور مرتّب آن زن سؤ ال خود را بازگو كرد تا آن كه به ده مرتبه رسید و حضرت زهرا علیها السلام بدون هیچ گونه احساس و اظهار ناراحتى پاسخ او را بیان مى نمود.
پس از آن، زن خجالت زده شد و گفت: شما را خسته و ناراحت كردم ، بیش از این مزاحم شما نمى شوم .

حضرت زهرا علیها السلام اظهار نمود: خیر، براى من زحمتى نخواهد بود و سپس افزود، چنانچه شخصى اجیر شده باشد تا بارى سنگین را به جائى ببرد و در ازاى آن مبلغ صد هزار دینار مزد بگیرد آیا ناراحت مى شود؟!
و آن زن در جواب حضرت گفت : خیر.
بعد از آن فرمود: من براى هر سؤال كه جوابش را بگویم اجیر تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشى بیش از آنچه كه در این جهان است ، مى باشد.
پس اكنون آنچه مى خواهى سؤال كن و براى من ناراحت مباش ، كه از پدرم رسول اللّه صلوات اللّه علیه شنیدم ، فرمود:علماء و دانشمندان ، شیعیان و پیروان ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند، كه تاج كرامت بر سر نهاده اند.
تفسیرالامام العسكرى ، ص 340، ح 216 ، بحارالا نوار: ج 2، ص 3، ح 3.

 





طبقه بندی: تربیتی،  تاریخی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور


ابی هاشم می گوید: از امام حسن عسكری درباره این آیه شریفه پرسیدم:
«ثُمَّ أوْرَثْنا الكِتابَ اَّلذِینَ اصْطَفْینا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُم ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُقْتَصِدٌ، وَ مِنْهُم سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِاِذْنِ الله»ِ (فاطر-32)
آنگاه این كتاب را به آن كسان از بندگانمان كه انتخاب نمودیم به میراث دادیم وبعضی ایشان ستمگر خویشند و بعضی معتدلند و بعضی به اذن خدا به سوی نعمتها می شتابند.
امام  علیه السلام فرمود: هر سه دسته مربوط به آل محمد ـ علیهم السلام ـ می باشند. آنكه بر خود ظلم روا داشته كسی است كه اقرار به امام ننموده و مقتصد كسی است كه عارف به مقام امام است و گروه سوم اشخاصی هستند كه سبقت در گرفتن فیض و خیرات از امام  علیه السلا م دارند.
ابی هشام می گوید: من در فكر فرو رفتم كه این چه عظمتی است كه نصیب امامان ـ علیهم السلام ـ شد. و مقداری هم اشك ریختم كه وجود مبارك امام عسكری  علیه اسلام نگاهی به من انداخت و فرمود: مسئله بالاتر از آن است كه تو فكر می كنی و تو به عظمت و شأن آل محمد ـ علیهم السلام ـ شكر خدا را بجا آور و از او بخواه كه توفیق تمسك جستن به ریسمان ولایتشان را به تو عنایت فرماید زیرا در روز قیامت به همان خوانده خواهی شد زیرا فردای قیامت هرانسانی را با امامش مشحور می كنند امیدوارم كه به راه خیر سیر كنی.

(بحار الانوار، ج50، ص259)





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  تاریخی،  تربیتی، 
برچسب ها: امام حسن، عسگری، ابی هشام، ولایت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

محمد بن حسین بن شمون می گوید: نامه ای برای امام علیه السلام نوشتم و از فقر شكایت كردم و بعد پیش خود گفتم اینكه امام صادق علیه السلام  فرموده فقر با داشتن ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بهتر است از ثروت با دشمنان ایشان بودن، كه جواب امام عسكری علیه السلام   آمد كه خداوند دوستان ما را وقتی گرفتار گناهان می شوند توسط فقر دفع ضرر گناه می نماید و از بسیاری از آنها در می گذرد وتو همانطور كه حدیث نفس كردی فقیر باشی و با ما باشی بهتر است از اینكه غنی و ثروتمند باشی ولی با دشمنان ما باشی. آری ما پناهگاه كسانی هستیم كه به ما پناه می برند و نوریم برای كسانی كه از ما كسب نور نمایند و محل اعتصام می باشیم برای اشخاصی كه به ما تمسك می جویند. كسی كه ما را دوست بدارد با ما در مقام أعلی خواهد بود و هر كه از ما منحرف شود جایگاهش آتش است.
(مناقب،ابن شهر آشوب ج4، ص 439 





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: عسگر، دفع ضرر، مناقب، ابن شهرآشوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

   در زمان خلیفه وقت (مهتدى عباسى ) امام حسن عسكرى را زندانى كردند. رئیس زندان فردى به نام صالح بن وصیف بود.
گروهى از دشمنان امام علیه السلام پیش رئیس زندان رفتند و اكیدا از او خواستند به آن حضرت در زندان سخت بگیرد.
رئیس زندان گفت: چه كنم؟ دو نفر از بدترین اشخاص را براى شكنجه حسن عسكرى مامور كردم، آن دو نفر پس از مشاهده حال عبادت و راز و نیاز آن حضرت، آن چنان تحت تاثیر قرار گرفته اند كه خود مرتب به عبادت و نماز مشغولند، به طورى كه رفتارشان شگفت آور است، آنها را احضار كردم و پرسیدم :
شما چرا چنین شده اید؟ چرا به این شخص شكنجه نمى كنید، مگر از ایشان چه دیده اید؟
در پاسخ گفتند: چه بگویم درباره شخصى كه روزها را روزه مى گیرد و شبها را به عبادت مى گذراند، نه سخن مى گوید و نه جز عبادت به كار دیگر سرگرم مى گردد، هنگامى كه به ما نگاه مى كند بدنمان مى لرزد و چنان وحشت سراسر وجود ما را فرا مى گیرد كه نمى توانیم خود را نگه داریم، مخالفین امام كه این سخنان را شنیدند ناامید سر افكنده برگشتند.

بحار الانوار: ج 50، ص 308.





طبقه بندی: سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: امام حسن عسکری، زندان، شکنجه، زندانبان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

یونس بن عبدالرحمان ، از شاگردان حضرت رضا علیه السلام بود، و در آن عصر بحث و بررسى درباره سرنوشت و اراده و مشیت و...، در میان دانشمندان رواج داشت ، معماى این امور براى یونس ، حل نشده بود، یونس ‍مى خواست این معما با بیان شیواى امام رضا علیه السلام حل و روشن گردد، به محضر آن حضرت آمد و درباره امور پیش گفته ، سخن به میان آورد و توضیح خواست. امام رضا علیه السلام به او چنین فرمود: اى یونس ! عقیده « قدربه » را نپذیر، زیرا عقیده آنها نه با گفتار اهل بهشت تطبیق مى كند، و نه با گفتار دورخیان ، و نه با گفتار شیطان ، مطابقت دارد، زیرا (طبق آیه 43 سوره اعراف ) بهشتیان در بهشت گویند: الحمد لله الذى هدانا لهذا و ماكنا لنهتدى لولا ان هدانا الله.
دوزخیان (طبق آیه 106 مؤ منون ) در دوزخ مى گویند:
« ربنا غلبت علینا شقوتنا و كنا قوما ضالین »
و ابلیس (طبق آیه 39 حجر) گفت :
« رب بما اغویتنى »
بنابراین این هر سه گروه ، نیكى و بدى را به خدا نسبت مى دهند، ولى قدریه به خودشان بر مى گردانند.

یونس گفت: سوگند به خدا، من گفتار آنها (قدریه ) را قبول ندارم ، بلكه عقیده ام این است كه : چیزى پدید نیاید مگر آنچه را خدا بخواهد و اراده و مقدر و حكم نماید.
امام رضا
علیه السلام
: اى یونس ! این گونه نیست ... (بلكه خواست خدا این است كه انسان نیز در كارهایش مختار باشد) آیا مى دانى مشیت یعنى چه ؟
مشیت و خواست خدا، یاد نخستین (لوح محفوظ) است ، آیا مى دانى « اراده » چیست ؟ اراده ، تصمیم بر آنچه مى خواهد، مى باشد آیا مى دانى « قدر» یعنى چه ؟ قدر، همان اندازه گیرى و مرزبندى است ، مانند مدت عمر زندگى ، و هنگام مرگ ، سپس فرمود: منظور از حكم (قضاء) محكم ساختن و عینیت بخشیدن است .
یونس كه از بیانات روشن امام رضا
علیه السلام  قانع و خشنود و شیفته آن حضرت شده بود اجازه طلبید كه سر مقدس امام علیه السلام  را ببوسد، و در این حال عرض ‍ كرد:گره مطلب مشكل را بروى من گشودى كه من از آن ناآگاه بودم .


کافی حدیث 4، ص 157، 158، ج 1.





طبقه بندی: تربیتی،  اعتقادی،  تاریخی، 
برچسب ها: مشیت، قدر، شیطان، رب، بهشت، جهنم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 دی 1393 توسط : حسین مردان پور


عصر امامت امام رضاعلیه السلام  بود، و آن حضرت در خراسان به سر مى برد، شخصى مسافر، از پشت نهر بلخ به حضور آن حضرت آمد و عرض كرد: من از شما مساله اى مى پرسم ، اگر جواب آن را آن گونه كه خودم مى دانم بدهى ، امامت تو را مى پذیرم .
امام : هر چه خواهى بپرس .
مرد مسافر: به من بگو پروردگارت ؛ از چه وقت بوده ؟ و چگونه بوده ، و بر چه تكیه دارد؟
امام علیه السلام : خداوند مكان را مكان كرد، بى آنكه مكانى داشته باشد، و چگونگى را چگونه نموده بى آنكه خود چگونه باشد، و بر قدرت خودش ‍ تكیه دارد.
در این هنگام ، آن مرد مسافر برخاست ، و سر حضرت رضا علیه السلام را ب
وسید و گفت: گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا نیست ، و محمد رسول خدا است ، و على وصى رسول خدا و سرپرست امت ، پس از او است ، و پیشوایان راستگو، شما امامان هستید، و تو جانشین آنها هستى .

کافی باب الكون و المكان ، حدیث 2، ص 88، ج 1.





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  تاریخی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

«بریحه عباسی» گماشته دستگاه حکومتی و امام جماعت دو شهر مکه و مدینه بود. او از امام هادی علیه السلام نزد متوکل سخن چینی و سعایت کرد و برای او نوشت: «اگر مکه و مدینه را می‏خواهی، علی بن محمدعلیه السلام را از این دو شهر دور ساز؛ زیرا مردم را به سوی خود فرا خوانده و گروه بسیاری نیز به او گرایش یافته و از او پیروی می‏کنند.»
در اثر سخن چینی‏های بریحه ، متوکل امام را از جوار پر فیض و ملکوتی رسول خداعلیه السلام تبعید کرد و ایشان را به سامرا فرستاد. در طول این مسیر، بریحه نیز با ایشان همراه شد.
در بین راه رو به امام کرد و گفت: « تو خود بهتر می‏دانی که من عامل تبعید تو بودم. سوگندهای محکم و استوار خورده‏ام که چنانچه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین (متوکل) و یا حتی یکی از درباریان و فرزندان او کنی، تمامی درختانت را در مدینه به آتش کشم و خدمت‏کارانت را بکشم و چشمه‏ها و قنات‏های مزرعه‏ات را ویران سازم. بدان که در تصمیم خود مصمم خواهم بود». امام علیه السلام با چهره‏ای گشاده در پاسخ بریحه فرمود: «نزدیک‏ترین راه برای شکایت از تو، این بود که دیشب شکایت تو را به درگاه خدا عرضه کنم و من شکایتی را که نزد خدا کرده‏ام، نزد غیر خدا و پیش بندگانش عرضه نخواهم کرد.»
بریحه که رأفت و بردباری امام را در مقابل سعایت‏ها و موضع زشتی که در برابر امام گرفته بود دید، به دست و پای حضرت افتاد و با تضرع و زاری از امام درخواست بخشش کرد. امام نیز با بزرگواری تمام فرمود: «تو را بخشیدم!»

اثبات الوصیة، علی بن الحسین مسعودی، ص 196.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

 برنامه این شب‌ها مجری درستكار، كارشناس حجت الاسلام و المسلمین دكترعابدی
درستكار: حالا که در ماه صفر هستیم از فرصت استفاده کنم و این سؤال را بپرسم. چرا می‌گویند ماه صفر نحس است؟ ماه صفر بنده خدا چه تقصیری دارد؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: تربیتی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 آبان 1393 توسط : حسین مردان پور

مشتی از خاك كربلا

هرثمه مى گوید: چون از جنگ صفین همراه على علیه السلام برگشتیم ، آن حضرت وارد كربلا شد. در آن سرزمین نماز خواند. و آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آن را بویید و سپس فرمود:آه ! اى خاك ! حقا كه از تو مردمانى برانگیخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.
هرثمه مى گوید: سالها از ماجرا گذشت. آن روز كه عبیدالله بن زیاد لشكر به جنگ امام حسین علیه السلام فرستاد، من هم در آن لشكر بودم .
هنگامى كه به سرزمین كربلا رسیدم، ناگهان همان مكانى را كه على علیه السلام در آنجا نماز خواند و از خاك آن برداشت و بویید دیده و شناختم و سخنان على علیه السلام به یادم افتاد. لذا از آمدنم پشیمان شده، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسین علیه السلام رسیدم و بر آن حضرت سلام كردم و آنچه را كه در آن محل از پدرش على علیه السلام شنیده بودم ، برایش نقل كردم .
امام حسین علیه السلام فرمود: آیا به كمك ما آمده اى یا به جنگ ما؟
گفتم: اى فرزند رسول خدا! من به یارى شما آمده ام نه به جنگ شما. اما زن و بچه ام را گذارده ام و از جانب ابن زیاد برایشان بیمناكم. حسین علیه السلام این سخن را كه شنید فرمود: حال كه چنین است از این سرزمین بگریز كه قتلگاه ما را نبینى و صداى ما را نشنوى . به خدا سوگند! هر كس امروز صداى مظلومیت ما را بشنود و به یارى ما نشتابد، داخل آتش جهنم خواهد شد.

بحار: ج 44، ص 255.به نقل از كتاب داستانهای بحارالانوار
ج2





طبقه بندی: سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مبلغان گرامى است؛ پیامى كه خداوند با آواى «یا اَیهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیكَ مِنْ رَبِّك»؛ پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود.

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مبلغان گرامى است؛ پیامى كه خداوند با آواى «یا اَیهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیكَ مِنْ رَبِّك»؛ 1 پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود. و رسول خداصلى الله علیه وآله آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرائطى فراموش نشدنى به دهها هزار از افراد امّت ابلاغ كرد. غدیر مائده اى الهى است كه بدون آن بشریت همیشه گرسنه و تشنه خواهد بود و در كنار آن عید ایمان و آزادى و عدالت برقرار مى شود.
مبلغان گرامى نسبت به این خطبه و پیام زندگى ساز، وظیفه اى سنگین برعهده دارند كه فهرستى از آن بدین شرح است:
1. فهم دقیق و جامع خطبه غدیر؛
2. نشر و گسترش خطبه غدیر؛
3. حفظ و نگهدارى متن خطبه غدیر در قالبهاى گوناگون؛
4. شرح و تبیین و تشریح محتواى پیام غدیر؛
5. ترجمه و نشر پیام غدیر براى فرزندان اسلام و قرآن به زبانهاى گوناگون؛
6. خلاصه و عرضه پیام غدیر براى نسل جوان؛
7. مستندسازى پیام غدیر براى اهل پژوهش و تحقیق؛
8. گنجاندن متن پیام غدیر در متون آموزشى حوزه هاى علمیه و دانشگاههاى بلاد اسلامى؛
9. به یاد سپردن این خطبه و خطبه فدكیه براى طلاب جوان و دانشجویان؛
10. شبهه زدایى از سند غدیر؛
11. شبهه زدایى از متن حدیث غدیر؛
12. معرفى و گزارش حادثه غدیر به امت اسلامى؛
13. گزارش بازتابهاى خطبه غدیر در حجة الوداع؛
14. بررسى سرگذشت غدیر در قرون مختلف؛
15. معرفى راویان حدیث غدیر؛
16. معرفى شاعران حادثه غدیر؛
17. تدوین كارنامه عالمان دین در موضوع غدیر؛
18. گزارشى از نرم افزارهاى غدیریه؛
19. معرفى كتاب شناسى غدیر براى سطوح گوناگون؛
20. معرفى سایتها و وبلاگهاى امامت و غدیر در دنیاى مجازى؛
21. شناخت عوامل روانى مخالفت با غدیر؛
22. شناخت عوامل اجتماعى مخالفت با غدیر؛
23. گزارشى از وضعیت كنونى جشن غدیر در بلاد اسلامى؛
24. بررسى جایگاه غدیر در آینده جهان؛
25. شناخت مخالفان و علل كتمان غدیر در تاریخ؛
26. افشاى تلاش مخالفان در نسیان غدیر؛
27. توجه به نقش خطبه غدیر در پیشگیرى از انحرافهاى گوناگون؛
28. پژوهش در مورد سیره معصومین علیهم السلام در عید غدیر؛
29. بررسى پیوند غدیر با بعثت، عاشورا و مهدویت؛
30. شناخت و معرفى مخالفان غدیر در امروز.

امامت و فرهنگ غدیر
امروز همه امت بزرگ اسلامى به ویژه عالمان دین و مبلغان گرامى براى نجات بشریت راهى بهتر از معرفى اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند.
غدیر، فقط بحثى تاریخى نیست، غدیر، فقط بحثى اجتماعى نیست، غدیر، فقط موضوعى كلامى و عقیدتى نیست، غدیر تفكر شیعى و بى ارتباط با جامعه جهانى نیست.
غدیر، حلقه وصل كننده تمامى بندگان خدا با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل است. غدیر، پل ارتباطى جهت استفاده بهینه از قرآن و معارف الهى است. و بالاخره غدیر زمینه ساز حاكمیت سراسر الهى امام و امامت بر تمام جهان مى باشد.

منابع غدیر
حادثه غدیر و خطبه غدیر، در منابع معتبر شیعه و بسیارى از منابع حدیثى و تاریخى اهل سنت آمده است:
1. احتجاج طبرسى، ج اوّل، ص 70 تا 85، انتشارات الشریف الرضى، قم، 1380 ش؛
2. التحصین، سید بن طاووس، ص 578 تا 590؛
3. روضة الواعظین، ج 1، ص 89 تا ص 104؛
4. بحار الانوار، ج 37، ص 108 تا ص 253، چاپ تهران.
علامه بزرگوار شیخ عبد الحسین امینى در كتاب شریف الغدیر، جلد اوّل از صفحه اوّل تا صحفه 150 مدارك بخشى از خطبه غدیر را از سیصد و شست كتاب معروف اهل سنت از قول 110 نفر صحابه رسول اكرم صلى الله علیه وآله و 84 نفر از تابعین آورده است.
یاد عالمان بزرگى چون علامه امینى، میر حامد حسین هندى و قاضى نور اللّه شوشترى بخیر كه پرچم غدیر را در جهان برافراشتند و فرهنگ غدیر را به نسل امروز سپردند.
در تفسیر نمونه جلد چهارم و پنجم مباحث ارزشمندى درباره جریان غدیر خم آمده است و متن خطبه غدیر هم بارها و بارها، توسط ناشران گوناگون و مترجمان مختلف ترجمه و منتشر شده است. معرفى «كتاب شناسى غدیر» یكى از وظایف مبلغان فرهنگ غدیر است. و «غدیر در آینه كتاب» نام كتابى است كه نام كتب مربوط به غدیر را گرد آورده و پاسداران غدیر را یارى مى كند.

احیاى اندیشه امامت
احیاى اندیشه و فرهنگ غدیر آثار اجتماعى روشنى دارد كه به بخشى از آن اشاره مى شود.
1. احیاى خطبه غدیر، یادآورى اندیشه هاى نبوى درباره آینده امت اسلامى است؛
2. احیاى خطبه غدیر، تلاوت مجدد آیات امامت در قرآن كریم است؛
3. احیاى خطبه غدیر، پرده بردارى از توطئه سكوت و كتمان غدیر است؛
4. احیاى خطبه غدیر، فریاد بلند نبوت در برابر تز شوم جدایى دین از سیاست است؛
5. احیاى خطبه غدیر، «جهاد فرهنگى» در برابر «نظام سیاسى كفر» است؛
6. احیاى خطبه غدیر، انعكاس فریاد نبوى در برابر اركان منافقان دیروز و امروز است؛
7. احیاى خطبه غدیر، طرح نظام رهبرى عادلانه اسلامى در برابر تمام سیستمهاى ظالمان تاریخ و رژیمهاى طاغوتى جهان امروز است؛
8. احیاى خطبه غدیر، مقابله با تشكیك در امامت، تكذیب نبوت و نشر فرهنگ عدالت است؛
9. احیاى خطبه غدیر، راهكار موفق در برابر اندیشه نواصب و خوارج و غالیان امروز است؛
10. احیاى خطبه غدیر مایه نجات فرهنگ سیاسى اسلام از بسیارى تحریفهاى مغرضانه و جاهلانه است.
اگر در كل مساجد دنیاى اسلام بجاى هر سخنرانى دیگر، در شب و روز عید غدیر این خطبه نورآفرین نبوى را بخوانند و ترجمه كنند و در مجامع بزرگ اسلامى، این خطبه به چند فصل تفكیك شود و در هر سخنرانى بخشى از آن براى امت تبیین گردد، یك خدمت بزرگ به بشریت انجام مى شود. گرچه تبلیغ امامت دشوارترین تبلیغ نبوى صلى الله علیه وآله است و اعلام برائت دشوارترین اقدام علوى علیه السلام است.

ابلاغ پیام غدیر
در شرائط كنونى كه دشمن نه تنها پیروان على علیه السلام و شیعیان او را هدف گرفته، بلكه به شخص بزرگوار رسول اللّه صلى الله علیه وآله نیز اهانت مى كند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است. ابلاغ اندیشه غدیر امروز از راههاى گوناگون انجام شدنى است:
1. ابلاغ سینمایى غدیر؛
2. ابلاغ اینترنتى غدیر؛
3. ابلاغ نرم افزارى غدیر؛
4. ابلاغ آموزشى غدیر؛
5. ابلاغ نمایشگاهى غدیر؛
6. ابلاغ پژوهشى غدیر؛
7. ابلاغ رسانه اى غدیر؛
8. ابلاغ پیامكى غدیر؛
9. ابلاغ آیات قرآنى غدیر؛
10. ابلاغ حدیثى غدیر؛
11. ابلاغ تاریخى غدیر؛
12. ابلاغ تجسّمى حادثه غدیر؛
13. ابلاغ زیارتى و دیدار غدیرى؛
14. ابلاغ حمایتى و عاطفى پیام غدیر؛
انجام مراسم اخوّت و بیعت سمبلیك در روز عید غدیر با امامان جمعه سراسر كشور و سادات بزرگوار و حضور در نماز ظهر آن روز، راهى بسوى ابلاغ پیام غدیر است.
ابلاغ پیام غدیر، كار خداى حكیم و علیم و سیره و سخن رسول اعظم خداست. كلام و سیره تك تك پیشوایان معصوم علیهم السلام است
2، فریاد جاوید تمام شهیدان ولایت اهل بیت علیهم السلام است. آواى عاشورائیان تاریخ است، زبان حال و قال تمام امام زادگان معتبر دنیاى اسلام است. بازتاب فریاد فاطمه علیهاالسلام در خطبه معروف مسجد نبوى است. حاصل تلاش فاطمه ها و حدیث فاطمیان اعصار است.
غدیرشناسى
«غدیرشناسى» نقطه اوج امام شناسى است. غدیر آینه كوثر است. اگر كوثر در قیامت آب گواراى نجات بخش انسان است، غدیر در دنیا آب زلال امامت است كه بدون نوشیدن از آن راهى به سوى «حوض كوثر» گشوده نمى شود. در جریان غدیر سخن فقط از امامت علوى نیست. امامت همه امامان معصوم و جانشینان آنان در سراسر تاریخ است. غدیر یك تاریخ نیست، یك اندیشه و یك فرهنگ است؛ یك حادثه نیست یك حدیث و حماسه آسمانى است. اعلام یك رهبرى نیست؛ اعلام نظام رهبرى الهى در سراسر تاریخ است.
پیامد دورى از غدیر
براى شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهاى آن را مورد كند و كاو قرار دهیم.
پیدایش نواصب، پیدایش غلات، پیدایش فرقه هاى كلامى فراوان، پیدایش فرقه هاى سیاسى در دنیاى اسلام، تشتت و پراكندگى حقوقى و فقهى امت اسلامى، جنگهاى مذهبى و سیاسى و فقهى و انواع ملیت گرایى و جنگهاى حیدرى و نعمتى و بالاسرى و پایین سرى و سلطه سیاسى و اقتصادى و فرهنگى اجانب بر فرزندان اسلام و قرآن همه و همه پیامد دورى از مرجعیت علمى و مرجعیت فقهى و مرجعیت سیاسى اهل بیت علیهم السلام است. جایگاهى كه رسول خداصلى الله علیه وآله آن را از عترت خویش مى شناخت و تا دوازده نسل پیشوایان پس از خویش را معرفى فرمود.
رسول گرامى علیهاالسلام فرمود: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یعْرِفْ اِمامَهُ ماتَ میتَةً جاهِلِیةً؛
3 هر كس بمیرد و پیشواى خویش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.‌»
آنچه بشریت را از زندگى عصر جاهلیت نجات مى دهد، امامت الهى است و شناخت غدیر، راهكار نجات بشر از جاهلیت مدرن قرن بیست و یكم است.
والسلام.


پی نوشت:

1) مائده/67.
2) علامه مجلسى رحمه الله در جلد 23 بحار الانوار چاپ بیروت، بخشى از احادیث امامت را آورده است.
3) بحار الانوار، ج 32، ص 76.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره110.

 





طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور

حضرت معصومه علیهاالسلام در یك نگاه
نام: فاطمه
کنیه:
القاب: معصومه، محدثه، رشیده
پدر و مادر: امام کاظم علیه السلام و نجمه خاتون
وقت و محل تولد: مدینه، اول ذیقعده سال173 هجری
وقت و محل وفات: قم، 10 ربیع الثانی سال 201 هجری، مدفون در قبرستان بابلان
چکیده فضائل: دختر، خواهر و عمه امام معصوم، علم و دانش، پاداش زیارتش بهشت، هجرت برای دیدار امام رضا علیه السلام.

مقام علمی حضرت معصومه علیهاالسلام
حضرت معصومه علیهاالسلام از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر علیه السلام و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم علیه السلام در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه علیهاالسلام که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه علیهاالسلام جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر علیه السلام مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.
(حضرت معصومه فاطمه دوم، محمدی اشتهاری ص166)

زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام
درباره فضیلت زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام روایات فراوانی از پیشوایان معصوم رسیده است. از جمله، هنگامی که یکی از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا علیه السلام شرفیاب می شود، امام هشتم خطاب به وی می فرماید: «ای سعد! از ما نزد شما قبری است». سعد می گوید: فدایت شوم! آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر علیه السلام را می فرمایید؟ می فرماید: «آری، هر کس او را زیارت کند، در حالی که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست». پیشوای جهان تشیع امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «هر کس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب گردد»
رابطه حضرت معصومه با امام رضا علیه السلام

نجمه خاتون همسرگرامى امام كاظم علیه السلام تنها دو فرزند در دامان ‏خود پرورش داد و آنها عبارتند از:
1- خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا. علیه السلام
2- ماه تابان درج عصمت، حضرت معصومه علیه السلام.
محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى،براین واقعیت تصریح نموده است.
مدت 25 سال تمام حضرت رضا علیه السلام تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس‏ از یك ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره‏ اى تابان از دامن نجمه ‏درخشید كه هم سنگ امام هشتم علیه السلام بود و امام توانست والاترین ‏عواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار كند.
بین حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرش امام رضا علیه السلام عواطف سرشار و محبت ‏زایدالوصفى بود كه قلم از ترسیم آن عاجز است.
در یكى از معجزات امام كاظم علیه السلام كه حضرت معصومه نیز نقشى دارد، هنگامى كه مرد نصرانى مى‏پرسد: «شما كه هستید؟» مى‏فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا»
«من معصومه، خواهر امام رضا علیه السلام مى‏باشم»
این تعبیر از محبت ‏سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش ‏امام رضا علیه السلام و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمه ‏مى ‏گیرد.

 ( کامل الزیارات ص 324.)

 

 





طبقه بندی: تاریخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: معصومه، امام رضا، طبری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 شهریور 1393 توسط : حسین مردان پور

افرادی که مانند سربازان، دانشجویان، مبلغان دینی، و...به اختیار یا اجبار در غربت زندگی می کنند نباید اجازه دهند سیل غم فرا رسد و آنان و همراهان آنها و اهدافشان از سفر را با خود ببرد یکی از راه های مقابله با غم غربت الگو گیری از روش های آزادگان در زندان عراق است.
با آزاده عزیز حجت الاسلام و المسلمین اصغر زاغیان که برادر سه شهید است، مصاحبه داشتم. وی پس از بازگشت کتاب هایی درباره خاطرات اسرا نوشته است.دوازدهمین اردوگاه، شکوفه های صبر و محراب اسارت و...آثار قلمی اوست.از او درباره شیوه های رویاریی مثبت اسرا در زندان ترسناک و تنک وتاریک عراق با غربت زدگی سئوال کردم او شیو ه های رویارویی مثبت اسرا در زندان عراق را با لهجه شیرینی اصفهانی اش چنین برشمرد:
در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان***شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
1- گعده گیری: مهمترین روش ها بود، کشکولی که در آن ضمن گروهی خود مانی و متواضع، همه چیز در آن یافت می شد خاطره گویی درد ودل، مشاعره ،تحلیل اوضاع و اخبار و....این گروه گرد آدم محبوب و محترم حلقه می زدند. گذر ماه ها و سال ها گرد کهنگی بر تازگی آن نشست ها نمی نشاند. هنوز هم یادآوری و ذکر خاطرات شیرین آن جلسات نقل مجلس آزادگان است( این گعده ها دقیقاً اثر روان درمانی های گروهی و گروه درمانی داشته است).
2- علم آموزی و تدریس: کمک از توانایی های علمی موجود
3. تلاوت قرآن (یک قرآن داشتیم دوره ای و نوبتی می چرخید گاهی می شد نصف شب بیدارمون می کردند می گفتند نوبت تو شده و قرآن را تحویل می گرفتیم)
4- دعا های فردی و گروهی(کمیل و توسل)
5- بازی و تفریح و کشتی و..
6 - هنرهای دستی با کمترین امکانات مانند بافتن جوراب با نخ پتو، قلاب بافی، گل دوزی (ترسیم گل با ذغال باطری بود خودکار نداشتیم) و....
7- حفظ قرآن و حدیث : این کار در واقع به باورهای قبلی ما تازگی و خرمی می داد و نمی گذاشت در سرمای شکنجه و تلخی ها خشک شود.علی(ع) می فرمایند: اگر نفس را مشغول نسازی او تو را مشغول می کند.بله بسیاری از مشکلات روانی ما مانند بی حوصلگی، خشم، کوفتگی و ...به دلیل این است که ما ذهنمان را مدیریت نمی کنیم این نگرانی ها هستند که ما را مدیریت می کنند.
8- قدرت ایمان: مثل روز برای همه روشن بود. که افراد معنوی ومذهبی هم خود پر ان‍رژی تر با نشاط تر بود و هم با سنگ صبور شدن و همدلی به دیگران انرزی مثبت می دادند. اینها همه چیز را به خدا و امامان واگذاشته بودند و توکل به خدا می کردند . افراد معنوی سرمایه دارانی بودن که توانسته بودند همه ی آن را با خود داخل زندان بیاورند
9 - قدرت مزاح: شاید هیچ کسی مانند آزادگان از نقش دارویی و درمانگر مزاح و شوخ طبعی آگاه نباشند . امروزه در مجله ها درباره باشگاه خنده و خنده درمانی و فواید روان شناختی آن زیاد می نویسند اما ما این را در زندان دیدیم که شوخ‌طبعی و مزاح به مشکلات ریش خند می‌زند و غم ها را دک و فك می‌کنند. البته شوخی و خنده در سطح کار می کنند و کار اساسی را باور های دینی و نگرش ها به رسالت و زندگی می کند بنابراین باشگاه خنده بدون حضور خدا خندیدن به ریش خودمون است چون نگرانی را جایی که خدا نباشد از درب بیرون کنی از پنجره باز می گردد.
11- پذیرش واقعیت: کمتر کسی است که بتواند به موقع مشکلی را که نمی شود برایش چاره ای اندیشید را بپذیرند برخی ماه ها می گذشت ولی نمی خواستند قبول کنند که راه فرارندارند و اتفاقا همین آن ها را به هم می ریخت. پذیرش مشکل لا ینحل در وقت خود و چاره اندیشیدن برای مشکلی که راه حل دارد در زمان خود مهارتی است که نیاز به تمرین دارد و بی تمرین کسی چیزی به دست نمی آورد اگر هم بیاورد زود می پرد با روبرو شدن با مشکل.
به غربت رفتنم تعبیر داره*** فلک برگردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر بر دار*** که غربت خاک دامن گیر داره
برشاه نجف صلوات
تشکر می کنم که ایشان این وقت را در اختیار بنده گذاشتند. [1]

پی نوشت :
1. من مانده ام تنهای تنها(مهارت های رویارویی با غم غربت)، محمدحسین قدیری، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)،





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: پذیرش واقعیت، قدرت ایمان، مزاح، گعده گیری، تفریح، قران، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مرداد 1393 توسط : حسین مردان پور