تبلیغات
وب سایت شخصی حسین مردان پور - مطالب تربیتی

وب سایت شخصی حسین مردان پور

برنامه ریزی زندگی

وقتی کسی یک قطعه زمین خریداری می کند، اولین کاری که می کند این است که آن زمین را به نام خودش ثبت می کند و بعد دورش حصاری می کشد و یا خانه ای می سازد و یا زراعتی  کشت می کند. از این طریق به دیگران می فهماندکه این زممین مال من است، در اختیار من است، قرق گاه من است، کسی حق تصرف در آن را ندارد.

حالا اگر کسی فقط به ثبت زمین به نام خودش اکتفا کرد نه حصاری دورش کشید و نه خانه ای ساخت و نه زراعتی، ممکن است کسی از راه رسد و آن زمین را تصرف کند و از آن استفاده کند.


ادامه مطلب


طبقه بندی: اخلاقی،  تربیتی، 
برچسب ها: شیطان، برنامه، وسواس، یاس، شک،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور

وقتی که می خواهید لیاس بدوزید، شلواری یا پیراهنی، می روید بازار پارچه ای مناسب می خرید، هیچ وقت خودتان قیچی بر نمیدارید پارچه را ببرید و پیراهن و یا شلوار بدوزید، پارچه را می برید پیش خیاط و از او می خواهید که برایتان این کار را انجام بدهد، خیاط ماهر هم چه کار می کند؟ بر اساس الگوی مناسب پارچه را قیچی می کند حالا این جا نه کم می آورد و نه زیاد, مناسب با نیاز پارچه را می برد و لباس مناسب برایتان می دوزد. اما اگر خودتان قیچی بر می­داشتید، پارچه را ضایع می کردید و کم یا زیاد می آوردید و یا آنچه که می خواستید نمی شد، پارچه را از بین می بردید.

زندگی مثل دوختن لباس است، وقتی تشکیل زندگی می دهیم نیاز به یک الگوی مناسب برای زندگی داریم، اگر فله ای و بدون الگو زندگی کنیم در زندگی افراط و تفریط زیادی خواهیم داشت. کم و کاستی های زندگی زیاد خواهد بود. ناهنجاری های زفتاری زیاد خواهد بود. در ارتباطات اجتماعی کم می آوریم. در ارتباط با همسر، در ارتباط با فرزندان کم می آوریم تا غلط می رویم. در ارتباط با بزرگترها در اقتصاد در اجتماع در سیاست مسیر غلط خواهیم رفت.

اگر بدون الگو باشیم آسیب های زیادی در زندگی خواهیم داشت حتما نیاز به یک الگوی مناسب برای زندگی داریم برای رسیدن به سعادت و خوشبختی به یک الگوی مناسب نیاز مندیم .

خداوند متعال در قرآن هم به این نکته مهم اشاره کرده است؛ شما که میخواهید به سعادت برسید کلید سعادت هم درست زندگی کردن در دنیاست به الگوی مناسب رجوع کنید :

«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجو الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا» احزاب 21

اگر می خواهید به سعادت برسید حتما باید به رسول الله اقتدا کنید و او را الگو قرار دهید.

تا فردای قیامت انگشت حسرت بدندان نگزید و فریاد بلند نکنید:

((یا لیتنی مع الرسول سبیلا))

    قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: خیاطی، زندگی، حسرت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور

بعضی ازخوراکیها یک پوسته دارند و یک مغز مثل بادام، فندق، گردوف پسته، تخمه. ارزش و اعتبار اینها به مغزشان است نه پوسته، پوسته دورانداختنی است، مغز است که ارزش اینها را بالا برده است. اما گاهی همین گردو را می شکنی می بینی مغزی ندارد توخالی است  پوک یا کرم زده است یا تلخ  است، اینجا دیگر این گردو ارزشی ندارد و دورا نداختنی است.

انسان هم همینطور، مثل بادام، پسته و گردو مغزی دارد به نام قلب و ارزش او به همان قلب است.

 امام علی علیه السلام: «قیمة کل امرء ما یحسنه» ارزش هر کس به اندازه همان چیزی است که دل می بندد و عشق می ورزد.

معیار ارزش آدمها به دلشان است به اینکه به چه چیزی عشق می ورزند، به چه چیزی دلبسته اند. اگر به خانه به ملک و مقام دل بسته است ارزش انسان می شود همان. اگر به خدا دل بسته است ارزش انسان می شود همان.

فردای قیامت هم روزی است که هیچ یک از اینها بدرد آدم نمی خورد مگر قلبی که سالم باشد. «یوم لا ینفع مال و لابنون الا من أتی بقلب سلیم» فردای قیامت قلب سالم نجات دهنده است، دست آدم را می گیرد. قلبی که خالی از کینه و فساد و خشم و شهوت باشد کرم زده نباشد، تلخ نباشد. قلب کرم زده و مریض بدرد نمی خورد، دور انداختنی است آنچه که ما را به سعادت می رساند. دل سالم است.

زمانی می توانیم به سعادت برسیم که دل از صفات بد و شیطانی خالی کنیم. به موسی علی نبینا و آله و علیه السلام خطاب شد یا موسی: «دع نفسک و تعال» ای موسی خودیت را بگذار، هوای نفست را رها کن سپس نزد ما بیا.

جان ها فلکی گردد گر این تن خاکی            
 بیرون کند از خود صفت دیو و ددی را
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را                
هرگز نتوان دید جمال احدی را




طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: سعادت، دل، ارزش، شیطان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور
راهکارهای تثبیت آموزه­های دینی در فرزندان :

1.      ولایت پذیری والدین؛

2.      ساماندهی ارتباطات خانوداگی؛

امام علی علیه السلام: با خانواده های خوب و شریف با سابقه درخشان ارتباط داشته باشید؛

3.      تمرین و تکرار؛

4.      مواظبت بر ورودی های گوشو چشم کودک؛

5.      فعالیت های منظم و مناسب دینی در منزل، قرائت قرآن، نماز؛

6.      الگودهی مناسب (خوب بودن پدر و مادر و دیگران)

7.      تشویق و تحسین مناسب؛

8.      محبت و مهربانی،

9.      وحدت رویه در رفتارهای تربیتی با فرزندان (اولیاء و مدرسه)؛

10.  توجه به تفاوت های فردی فرزندان؛

11.  تقویت حس مسئولیت پذیری کودکان؛

12.  انجام کار خلاف میل تا لذت های زودگذر را رها کند؛

13.  تعریف واقعی و توصیفی از فعالیت کودک نه شخصیت خود؛

 





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: تمرین، محبت، تحسین، تشویق، تکرار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور

1.      اول اینکه خودتان هم کتاب بخوانید، لحظاتی که کودک در منزل است شما هم کتاب بخوانید، مطالعه در خانه نشانه موفقیت بچه ها در مدرسه است. برای اینکه بچه ها در خانه مطالعه کنند باید الگوی رفتاری مناسب که در خانه بطور مرتب مالعه میکند  داشته باشند.

2.      انتقال مطالعات انجام شده به بقیه: یک مطلبی که خوانده اید مثلا خوانده اید که فلان چیز برای انسان خوب است، مثلا خوردن پیاز و سماغ برای چربی خون و کبد خوب است در منزل مطرح کنید از فرزندان هم بخواهیم آنچه مطالعه کرده اند به شما انتقال دهند.

3.       گاهی با صدای بلند برای بچه هایی که اول ابتدایی هستند کتاب بخوانید، خیلی کوتاه و جذاب با یک حالت و لحن مناسب، برای شخصیت های آن لحن خاص در آورید و اگر هیجان دارد با حالت هیجان بخوانید.

4.      مطالعه را خانوادگی انجام دهید، مثلا روزنامه میخوانید گاهی مطالب ویژه کودکان دارد آن را با کودکان بخوانید.

5.      با هم در مورد مطالب مورد علاقه خود صحبت کنید؛ مثلا چه خبر جالبی خوانده ایی برای شما جالب بود برای کودک صحبت کنید و از او هم بخواهید یک مطلب مورد علاقه را برای شما بازگو کند.

6.      گاهی داستانی و یا قصه ای که میخوانید و دارای صحنه جذاب است آن را در منزل در حد توان اجرا کنید، مثلا صحنه ی ساده که یک آغازی دارد و پایانی، نقش افراد را مشخص کنید، اجازه دهید بچه ها نقش خود را خودشان انتخاب کنند.

7.      کتابهایی که علاقه دارید به کودکان توصیه کنید که آنها هم مطالعه کنند؛

8.      برای مطالعه کتاب دلیل بیاورید که کودک را تحریک کند، خواندن کتاب به ما کمک می کند که درست و نادرست را بفهمیم؛

9.      مطالب خواندنی را در دسترس قرار دهید؛

10.  هرجا می روید یک کتاب خواندنی با خود ببرید؛

11.  به عنوان تشویق به کودکان کتاب بدهید؛

12.  گاهی باهم به کتاب خانه بروید برای مطالعه؛

13.  گاهی کارتون و فیلم های تولید می شود بر اساس کتابها، آن کتابها را پیدا کنید؛

14.  برای تابستان یک برنامه مطاله ای آزاد تنظیم کنید؛

15.  زمانی کودک آمادگی دارد، او را تشویق به مطالعه کنید؛

16.  بچه ها را تشویق کنید پاسخ سئوالات خود را از کتاب بگیرند؛

17.  محیط مناسبی برای خواندن فراهم کنید؛

18.  تلویزیون به طور مداوم روشن نباشد؛

19.  با معلم مدرسه همکاری کنید؛

20.  خصوصیات کودک را آنچنان که هست بشناسید؛

21.  درس خواندن را برایش معنادار کنید؛

22.  برای انجام تکالیف محیط مناسبی برایش فراهم کنید؛

 





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: معلم، مدرسه، کتاب، خانواده، فیلم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

بعضی از افراد در انجام كارها امروز وفردا می­كنند وآن را انجام نمی دهند علت اصلی آن تنبلی وبی­حالی است مثلا دانش آموز در درس خواندن تنبلی میكند ودر س نمی خواند .

علائم :

1.      ناتمام گذاشتن کارها و ناقص انجام دادن کارها؛

2.      انجام ندادن وظایف؛

3.      بی دقتی در انجام کار،

4.      کندی در حرکات بدی؛

5.      بهانه آوردن برای انجام ندادن کارها؛

6.      عدم تمرکز در کارها.

برای درمان تنبلی افراد، ابتدا باید علت و ریشه تنبلی را شناخت وسپس به درمان آن پرداخت .


ادامه مطلب


طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: آینده نگری، راحت طلبی، لذت جویی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

یکی از ویژگی های رفتاری در نوجوانان پرخاشگری است که تحت تأثیر عوامل محیطی مانند خانواده مدرسه و محله پیدا می شود. رفتار پرخاشگرانه در دوره نوجوانی بیشتر دیده می شود.

علل پرخاشگری:

1.    مقابله با تهدیدهای جسمانی و روان خشونت ببیند پرخاشگر می شود؛

2.      نیاز به قدرت طلبی و نمایش قدرت چون در دوره کسب استقلال هستند.

3.      گسستگی روابط سالم نوجوان با خانواده، عدم وجود روابط عاطفی بین نوجوان و خانواده، مثل ترد شدن، سهل انگاری، تهدید و تحکم، تنبیه، توهین و تحقیر؛

4.      وضع مقررات نامناسب و اصرار والدین بر رعایت آن و در مقابل شانه خالی کردن نوجوانان(روشهای انضباطی نادرست)

5.      عدم پذیرش نوجوان با وضعیت موجود در خانه و مدرسه؛

6.      محدود کردن نوجوان؛

7.      عدم توجه به نیازهای او؛

8.      کم حوصلگی؛

9.      ضعف و ناتوانی مزاج؛

10.  عدم اعتماد به نفس؛

11.  حساسیت های افراطی؛

12.  منفی بافی و سوءظن.

راههای درمان :

        1-        صبر و حوصله در مقابل پرخاشگری نوجوان؛

        2-        اصلاح رابطه خود با نوجوان؛

        3-        پذیرش نوجوان انچنان که هست نه آنچنان کهه شما میخواهید؛

        4-        یادآوری نکات مثبت او؛

        5-        کنترل و نظارت به موقع و مناسب؛

        6-        انجام فعالیت های مشترک خانوادگی؛

        7-        فعالیت های تفریحی و ورزشی برای نوجوان؛

        8-        رابطه محبت آمیز با فرزندان داشتن؛

        9-        کاهش انتظارات و توقعات؛

      10-      انتظار نقش واقعی از نوجوان نه فراتر از نقشش؛

      11-      بیان خوب و صحبت خوب با نوجوانان؛

      12-      توانایی حل مسئله را به جوان یاد بدهید؛

      13-      توان کنترل اضطراب و پرخاشگری را به او یاد دهید؛

      14-      صمیمیت در خانواده؛

      15-      صحبت کردن در مورد مشکل.





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: اضطراب، محبت، اعتمادبهنفس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

1.      پیش­گیری و درمان؛ عن أمیر المؤمنین (ع): إذَا رَغِبتَ فی المکارم، فَاجتَنِبِ المَحَارم: (غرر/ح4069) اگر به بزرگواری تمایل داری، از امور حرام دوری کن؛

2.      پرهیز از مال حرام؛ امام صادق (ع) قرمودند: «ترك یك لقمه‏ حرام‏ نزد خدا، محبوب تر است از هزار ركعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‏90، ص373)

3.      توبه و پشیمانی؛ پیامبر اکرم ص: اِنَّ لِلقُلوبِ صَدْأٌ کَمَصْدَأ النُّحُاسِ فاجْلُوها بالِأِستغفار.

4.      سالم سازی محیط جامعه؛ امام علی ع :إذا خبث‏ الزمان‏ كسدت الفضائل و ضرت و نفقت الرذائل

هنگامی كه زمان خبیث شد فضائل كساد می‌شود و كمیاب می‌گردد و اگر فضیلتی موجود باشد در فضای مسموم ضد ارزش محسوب می‌شود و ضرر می‌زند. در چنین جامعه‌ایی رذیلت و ناپاكی توزیع می‌شود و دروغ و تهمت و رشوه ارزش محسوب می‌گردد البته اگر فردی اهل عبرت باشد از همین زمانه فاسد عبرت می‌گردد و موعظه‌های زمانش را درك می‌كند.


5.      مبارزه با انحرافات، پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فی اُمَّتی فَلیُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم یَفعَل فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللَّهِ؛
هرگاه بدعت‏ها در میان امتم پدیدار شوند، بر عالم است كه علم خود را آشكار سازد. هر كس چنین نكند، لعنت خدا بر او باد. (كافى، ج‏1، ص‏54)





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: محیط، توبه، درمان، پیشگیری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1395 توسط : حسین مردان پور
از بلا نارسته گردی ای عزیز
بازباید داشتن دست از دو چیز
رو تو دست ازنفس و دنیا باز دار
تا بلاها را نباشد با تو کار
ور بحرص و آز گردی مبتلا
با تو روی آرد ز هر سو صد بلا
آنکه نبود هیچ نقدش در میان
هر کجا باشد بود اندر امان
نفس ودنیا را رها کن ای پسر
باز رستی از بلا و از خطر
ای بسا کس کز برای نفس زار
در بلا افتاد و گشت از غم نزار
از برای نفس مرغ نامراد
آمد و در دام صیاد اوفتاد
تا دلت آرام یابد ای پسر
بود و نابود جهان یکسان شمر
از عذاب و قهر حق ایمن مباش
در پی آزار هر مؤمن مباش
در بلا یاری مخواه ازهیچ کس
زانکه نبود جز خدا فریادرس
هر کرا رنجانده عذرش بخواه
تا نباشد خصم تو در عرصه گاه
گر غنا خواهد کسی از ذوالمنن
در قناعت می‌توانش یافتن

 پندنامه عطار





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: نفس، دنیا، عذاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1395 توسط : حسین مردان پور

 

شخص اگر گذر زمان و فرصت‌های پیش‌آمده را درك نكند، حركت زمان را به فراموشی می‌سپارد
زمان گوهر كمیابی است كه اگر از دست رود، به هیچ روی جبران‌پذیر نخواهد بود. مولا علی در همین زمینه می‌فرمایند: «اَلْفُرْصَهْ تَمَرُّ مَرَّ السَّحابِ؛[1] فرصت و زمان، چون ابر با شتاب می‌گذرد.» نكته‌ای كه باید بدان توجه داشت این است كه شخص اگر گذر زمان و فرصت‌های پیش‌آمده را درك نكند، حركت زمان را به فراموشی می‌سپارد و به واقع،بدون استفاده بهینه از آن، خود را فریفته است.

سعدیا عمر عزیزست به غفلت مگذار

وقت فرصت نشود فوت مگر نادان را

------------------------------

صاحبا عمر عزیزست غنیمت دانش

گوی خیری که توانی ببر از میدانش

سعدی

------------------------------
درمان
قدرشناسی از وقت و فرصت به دست آمده:برای درمان وقت ناشناسی و پی‌بردن به ارزش گوهر زمان، توجه به برخی نكات راه­گشا است.
1. تباه‌سازی عمر كه پس از گذر آن، نمی‌توان آن را جبران كرد. در این باره بیانی از كامل‌ترین انسان روزگاران، پیامبر بزرگوار اسلامˆ نقل شده كه فرموده است: «یا أَباذَرُ اِیّاكَ وَ التَّسْویفَ بِأَمْلِكَ...؛[2] ای ابوذر!تو را از اهمال‌كاری و امروز و فردا كردن، با اتكا به آرزوهایت (امید‌‌های واهی) برحذر می‌دارم.»
2. امروز از آن توست. پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) در ادامه توصیه خود به ابوذر درباره ضرورت نكته اول فرموده‌اند: «فَإِنَّكَ بِیَوْمِكَ وَ لَسْتَ بِما بَعْدَهُ؛[3] چرا كه تو به امروزت تعلّق داری، نه به آن چه بعد از آن فرامی‌رسد.» اگر بهنگام،ارزش زمان را بدانی، قدر فردا را هم خواهی دانست و حق آن را ادا خواهی كرد: «فَاِنْ یَكُنْ غَدٌ لَكَ فَكُنْ فی الْغَدِ كَما كُنْتَ فِی‌الْیَوْمِ؛[4] پس اگر برای تو فردایی باشد،فردا نیز چون امروز قدرشناس خواهی بود.»
3. در بهره گیری از فرصت‌های امروز، پشیمانی نیست. حدیث نبوی یاد شده، با اشاره به همین نكته این گونه ادامه می‌یابد: «وَإِنْ لَمْ‌یَكُنْ غُدٌ لَكَ لَمْ تَنْدَمْ عَلی ما فَرَّطْتَ فِی الْیَوْمِ...؛[5]اگر فرصت را غنیمت شمردی و فردایی برای تو نبود، بر آن چه كه امروز از دست خواهی داد، هرگز پشیمان نخواهی‌شد».

پی نوشت :

[1].علامه مجلسی،بحار الانوار، ج77، ص337، باب81، ح23.
[2].علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 77، ص 77، ح 3، باب 4.
[3]. همان.
[4]. همان.
[5]. همان.





طبقه بندی: تربیتی، 
برچسب ها: عمر، غفلت، سعدی، فرصت، زمان، قدرشناسی، پشیمانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1394 توسط : حسین مردان پور

سؤال: چه کار کنیم خیالاتمان ذهن ما را مشغول نکند و وسوسه ها دست از سر ما بردارد؟
اشکال کار آن است که ما برای دفع خیالات برنامه ریزی نمی کنیم. اگر با برنامه ریزی سبب شده ، آرام ارام خود را مشغول تفکر و تذکر نماییم ، به جای خیالات و وسوسه ها ، نور معارف بر قلب ما تجلی می کند . آیت الله حسن زاده (حفظه الله ) می فرمودند : « در دوران جوانی حساب کردم اگر ذهن خودم را مشغول نکنم ذهنم مرا مشغول می کند » واقعاً همین طور است که اگر به ذهن برنامه ندهید ، آن با خیالات بی پایه به شما برنامه می دهد . ما مامور به تدبر در قرآن هستیم و به کمک نهج البلاغه و روایات می توانیم ذهن و اندیشه را به پرواز درآوریم . ذهن شما از همان صبح که بلند می شوید شما را مشغول می کند که چه کسی بد است، چه کسی خوب است، چی بخور ، کجا برو، ولی اگر به آن برنامه بدهید آن هم یک برنامه الهی ، آن راه کمالاتی که خودتان می خواهید می کشانید . وقتی متوجه شدید باید معارف خود را قلبی بکنید با همین رویکرد ، ذهن را جهت می دهید. اگر نماز می خوانید با هدف نظر به حق ، قلب را در صحنه می آوردید ، اگر کار و فعالیت مادی دارید ، با هدف خدمت به خلق خدا، قلب را در صحنه نگه می دارید.
در ملاقات شبلی با امام سجاد « علیه السلام»داریم که حضرت در برگشت از حج از او پرسیدند: آیا هنگامی که احرام به تن کردی جامه ی گناه فروگذاردی تا جامه ی طاعت بپوشی؟ و آنگاه که به میقات وارد شدی ، قصدت ملاقات خدا بود ؟ آنگاه که طواف کردی ، قصدت آن بود که به خدا پناه بری؟ گفت: نه.
فرمودند : پس حج نگذارده ای.
امام سجاد « علیه السلام»به شبلی می خواهند بگویند باید اعمال عبادی، قلبی شود تا به واقع آن اعمال انجام شده باشد. وقتی ده سال، بیست سال، همچنان قلب متوجه حقایق شد، آرام آرام چشمش باز می شود و با آنها مانوس می گردد و به مقام فرقان[قدرت تشخیص حق از باطل] و بصیرت می رسد و دیگر آن چنان جذب آن عوالم می شود که خیالات واهی جذبه ندارند که انسان را به خودشان مشغول کنند. [1]

پی نوشت :
1. جایگاه جن، شیطان و جادگر، اصغر طاهر زاده، ص51





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ذهن، خیال، جوانی، وسوسه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور

بنّایی را در نظر بگیرید که همه سفارشات خرد و کلان مربوط به بنّایی مانند شناژبندی، آجرچینی، سقف‌زنی، نصب در و پنجره، گچ و خاک، موزاییک‌کاری، کاشی‌کاری، گچ‌کاری و... را قبول می‌‌کند. به دلیل پایین بودن کیفیت، کمّیت و بازدهی در زبان عرفی به او و امثال او «همه کاره هیچ کاره» گویند. البته همین فرد اگر کارها و خرده کارهایی که نیاز به تخصص ندارد را بپذیرد و آنهایی که نیاز به تخصص دارد را ارجاع دهد، کمک خوبی برای رشد کارهای مهم‌تر متخصصان و مردم است. مشکل کار وقتی است که از نظر تخصص پا درکفش بزرگ‌تر از خودش کند. بی‌تردید فردی که در یکی از این رشته‌ها تخصص دارد از نظر زیباشناختی و ظرافت، محکم کاری، سرعت، پیش‌بینی انجام کار، آسیب‌شناسی، تخمین مصالح مورد نیاز، صرفه‌جویی و عدم استهلاک مصالح و... موفق‌تر از همه فن حریف است؛
مبلّغ متخصص،تمام همّ و غمّش‌ در یک رشته تبلیغی مثل خطابه، قصه گویی، قصه نویسی و... می‌باشد. گرایش خود را با توجه به تجارب قبلی، استعداد، علاقه، ذوق و عشقش انتخاب می‌کند و به دلیل آشنایی خوبش در شناخت عناصر «زمان»، «مکان»، «روش»، «زبان»، «نیاز»، «آسیب» و «پیامد»است که باید گفت:اوّلاً تبلیغ هم «علم» است و هم «هنر»؛ و دیگر این‌که از جهات زیر این کار هنرمندانه وعالمانه پرفایده به شمار می‌آید؛ از منظر روان‌شناسی، هرچه عادت قوی‌تر می‌شود آگاهی و توجه كمتر می‌شود و فرد به طور خودكار عملی را انجام می‌دهد؛اما در «اسلام» برای جلوگیری از آن كه عبادت‌ها، عادات بی‌روح، غیر ارادی و غیر هدفی شود به استمرار «نیّت و توجه» در کارهای خوب تأکید شده است. نیّت، باطن و روح اعمال ما است و براساس بینش توحیدی در عادات مثبت، همیشه نوعی تفکر و تأمل وجود دارد و همین جریان الهی در کالبد اعمال سبب می‌شود که این عادات «لذت کِش» شوند نه «لذت کُش».
به این مولفه‌ها عناصر تبلیغ گفته می‌شود. که عبارتند از؛
1. مخاطب‌شناسی؛ (شناخت ویژگی‌های گیرنده یا شنونده)
2. نیازشناسی؛ (شناخت نیاز‌ها، رغبت‌ها و علایق مخاطب)
3. روش‌شناسی؛ (شناخت فضای روحی و روانی مخاطب و محیط او)
4. زبان‌شناسی و واژه گزینی؛ (زبان آگاهی و هشیاری بر ادبیات و گفتمان روز)
5. زمان‌شناسی؛ (زبان آگاهی و توجه به ضرورت‌ها و مقتضیات زمان)
6. مکان شناسی؛ (مکان آگاهی و توجه به ضرورت‌ها و مقتضیات مکان)
7. پیامد‌شناسی؛ (ارزشیابی، ‌بازخوردگیری و ارزیابی اثر بخشی و کارآمد بودن فرآیند تبلیغ) [1]

پی نوشت :
1. روان شناسی و مهارت‌های رفتاری در تبلیغ غیر مستقیم، محمد حسین قدیری، ص25





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  فن تبلیغ و سخنرانی، 
برچسب ها: تربیت، مخاطب شناسی، زمانشناسی، مکان شناسی، روش شناسی، نیازشناسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور

اصل مسأله‌ی ازدواج، عبارتست از تفاهم و اُنس و اتّحادِ دو موجود در زندگی با یکدیگر که این البتّه در اصل یک امر طبیعی است. لکن اسلام با پیرایه‌ها و تشریفات و آئین هایی که قرار داده و با احکامی که گذاشته برای ازدواج، یک استمرار و برکتی به آن داده است.
زن و شوهر باید یکدیگر را درک کنند و بفهمند. این یک تعبیر اروپایی است ولی تعبیر خوبی است ... یعنی هر کسی درد و خواسته های طرف مقابل را بفهمد و با او راه بیاید، به این می‌گویند درک کردن. یعنی به قول معروف در زندگی تفاهم و درک متقابل باشد. اینها محبّت را زیاد می‌کند.[1]

پی نوشت :
1.مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، ص152.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی،  خانواده، 
برچسب ها: درک متقابل، تفاهم، اسلام، تعبیراروپایی، انس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

در رابطه با کنترل نیروها و غرائز انسان می توان هشت مهار که هرکس به نحوی به آن ها معتقد است را نام برد:
1. عقل: گفته‌اند اگر عقل جامعه قوی شود، اگر عقل فرد آبیاری شده و شخص بتواند حسن و قبح را از هم تمیز دهد، این عقل می تواند انسان را کنترل کند.
2. علم: افلاطون در بیان خصوصیات مدینه فاضله اش می گوید اگر انسان عالم به صفات رذیله و خوبی‌های فضایل انسانی را فهمید، همان علم می‌تواند او را کنترل کند.
3. وجدان اخلاقی:که قرآن شریف از آن به عنوان نفس لوامه یاد کرده و معمولاً علمای علم اخلاق و همچنین روان شناسان برای آن ارزش زیادی قائلند. قرآن هم برای آن ارزش فراوانی قائل بوده و می گوید اگر وجدان اخلاقی بیدار بوده و در انسان کشته نشود، می تواند انسان را کنترل کند. این سه نیرو، نیروهای درونی بود و از اینجا نیروهای بیرونی مطرح می شوند.
4. تربیت: اگر فردی تربیت صحیح انسانی داشته باشد، میتواند خود یا جامعه را کنترل کند. یعنی آن تربیت صحیح ، فرد و جامعه را می تواند کنترل کند.
5. قانون: که معمولاًدنیای دیروز و امروز بر اساس آن میچرخد و می گویند قانون میتواند این انسان را کنترل کرده تا افعال زشت از او سر نزند وبالاخره قانون میتواند مدینه فاضله تشکیل بدهد.
6. نظارت ملی: یعنی همان امر به معروف و نهی از منکری است که در اسلام مطرح است و این چنین گفته اند که اگر مردم نظارت بر یکدیگر داشته و گفتار و کردار یکدیگر را کنترل کنند، این نظارت ملی می تواند نیروی کنترل کننده ای برای انسان باشد.
7و8. ایمان: که بر دو قسم است. یک «ایمان مربوط به عقل» است، برهان و استدلال است که به این ایمان در فلسفه می گوئیم «علم». علم به وجود خدا، به نبوت ، معاد و امامت، این علم از راه برهان پیدا می شود. مثلا برهان صدیقین ملاصدرا ، وجود خدا را اثبات می کند. یا برهان نظم که آن از قرآن گرفته شده و اثبات وجود خدا می کند یا حرکت جوهری او که معاد جسمانی را اثبات می کند. گفته اند اگر ایمان علمی پیدا بشود، این نیرو می تواند نیروی کنترل کننده انسان باشد، برای اینکه اگر انسان علم به مبدا و معاد حاصل کرد، آن علم به مبدا و معاد او را گرفته و کنترل می کند.
قسم دوم که نیروی هشتم است، «ایمان عاطفی یا ایمان قلبی» و نه عقلی است. که ایمان قلبی را از نظر فلسفه، «معرفت» می گویند و معنایش این است که آن ایمانی که مربوط به عقل است، نمی تواند انسان را کنترل کند. آنکه می تواند، ایمانی است که رسوخ در دل کرده و دل باور کرده باشد. گاهی عقل باور می کند که خدا هست. این باور آیا می شود نیروی کنترل کننده باشد یا خیر؟ خیر، نمی تواند. گاهی عقل باور دارد که معاد هست اما گاهی دل باور دارد. این باور غیر از باور عقل است که قرآن شریف به این باور یقین می گوید.« اَللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ ایماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبی » نه « تباشر به عقلی».
گفته اند آنکه می تواند نیروی کنترل کننده برای این حیوان دو پا بوده و او را آدم کند، فقط و فقط نیروی هشتم است یعنی ایمان قلبی و ایمان عاطفی . این ایمان از راه برهان از راه عمل پیدا می شود، این ایمان نیازمند ریاضت و ترک گناه است تا اجتناب از گناه ، درخت ایمان را در دل ریشه دار کند. نماز شب، نماز اول وقت، مخصوصاً اهمیت دادن به مستحبات و در میان مستحبات اهمیت دادن به خدمت به دیگران، از ریاضت های این ایمان است. این اعمال درخت ایمانی که در دل روئیده شده است را آبیاری کرده و ریشه آن را در دل رسوخ داده و می دواند.[1]

پی نوشت :
1.عوامل کنترل غرایز در زندگی انسان،حسین مظاهری ناشر:مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ایمان، ریاضت، تربیت، علم، وجدان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1394 توسط : حسین مردان پور

امام صادق(علیه السلام)  به ابن جندب مى‌فرمایند:

یا ابنَ جندب، حَقٌّ على كُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أنْ یَعرِضَ عَمَلَهُ فی كلِّ یوم و لَیْلَة على نَفْسِهِ فَیَكُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأى حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأى سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخُزى یَومَ القیمةِ؛

اى پسر جندب، بر هر مسلمانى كه ما را مى‌شناسد، لازم است كه در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بكشد؛ اگر كار خوبى در آنها یافت، بر آن بیفزاید و اگر كار زشتى یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوایى نگرد

امام صادق(علیه السلام) در این روایت، بر این نكته تأكید دارند كه هر مسلمانى كه ما را مى‌شناسد و خود را به ما منتسب مى‌كند و مى‌خواهد برنامه زندگیش را از ما بگیرد، باید كارهاى خود را وارسى كند.

طبق این روایت، انسان باید حساب‌رس اعمال خود باشد، اگر كار خوبى در اعمالش مشاهده كرد، توجه داشته باشد كه لطفى از جانب خدا است، از او توفیق بخواهد كه آن كار را بیش‌تر انجام دهد. در روایات دیگرى آمده است كه در چنین حالتى، ابتدا خدا را شكر گزارد، سپس از او بخواهد كه توفیق عنایت كند تا فردا كارهاى بهتر و بیش‌ترى انجام دهد. اگر هم لغزشى در اعمال خود مشاهده كرد، تدارك كند و پیش از همه، توبه نماید. البته گاهى توبه لوازمى دارد؛ مثلا، اگر عملى از او فوت شده، قضا نماید یا اگر حقى از كسى ضایع ساخته، ادا كند و یا چنان‌چه كار زشت دیگرى انجام داده، آن را جبران نماید تا كارهاى بد در روح او رسوخ نكند و در نهایت، در قیامت نیز رسوا نشود.

امام صادق(علیه السلام) در كلمات خود، ضمن اشاره به محاسبه، این نكته را هم متذكر مى‌شوند كه: لِئَلاّ یُخْزى یَوْمَ القیمةِ؛ تا در قیامت، رسوا نگردد. این هشدار ایجاب مى‌كند تا ما كاملا مراقب باشیم و كارى نكنیم كه در قیامت رسوا شویم؛ چرا كه در آن روز، دیگر راهى براى جبران وجود نخواهد داشت و به حسرت مبتلا خواهیم شد.

 

 





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: حساب رسی، عرضه عمل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

در همه‌ی احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید، به هم کمک کنید، عون و بازوی همدیگر باشید، بخصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه. چه پسر در راه خداست، دختر به او کمک کند. چه دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست، پسر به او کمک کند. هر کدام مجاهدت می‌کنند، آن دیگری به او کمک کند.
اگر پسر در کارِ علم و در تلاش و مجاهدت در ارگانهای جمهوری اسلامی است، آن خانم با او همکاری کند که بتواند کارش را راحت انجام بدهد. مردها و پسرها به زن هایشان فرصت بدهند تا زن ها هم بتوانند در این میدان های مسابقه‌ی معنویت وارد شوند. اگر می‌خواهند تحصیلِ علم کنند، بتوانند. اگر هم می‌خواهند در کارهای اجتماعی وارد شوند، بتوانند.
زن و شوهر کوشش کنند یکدیگر را به راه خدا هدایت کنند. یکدیگر را در راه مستقیم نگه دارند و حفظ کنند. این « تواصَوا بالحقِّ و تواصَوا بالصَّبرِ »[1]را که خاصیّت مسلمانی است و مهمترین خصوصیت ایمان است، مدّنظر داشته باشند.
هر دو به یکدیگر نسبت به دیندار بودنشان و رعایت تقوی کمک کنند. یعنی مرد کمک کند که زنش بتواند دیندار باشد و رعایت تقوی را بکند. زن هم کمک کند که مرد بتواند دیندار باشد و بتواند پاکدامن بماند و بتواند با تقوی حرکت کند.
منظور از کمک فقط شستن ظرف و ... نیست، البته اینها هم کمک است ولی منظور بیشتر کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است. در راه اسلام یکدیگر را ثابت قدم بدارند، همدیگر را توصیه به تقوی و صبر و توصیه به دینداری، توصیه به عفاف، توصیه به قناعت، توصیه به ساده زیستی و ... کنند. با هم همکاری کنند تا بتوانند ان شاء الله به بهترین وجهی بگذرانند.[1]


1.مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، ص137.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: همکاری، همسر، زن، شوهر، تقوی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

1- به زبان رفتار كودك گوش دهید؛ چند دقیقه خود را جای او بگذارید؛ بكوشید هدفش را از بروز چنین رفتارهایی بفهمید.
2- هر روز، زمانی را در اختیار كودك بگذارید تا از احساساتش در طول رخدادهای روزانه زندگی برای شما بگوید.
3- بین سخنان كودك نپرید.
4- با نگاه كردن به كودك و همراهی احساسی با او تمام توجهتان را به حرف‌هایش نشان دهید.
5- از پرسش‌های متنوع برای افزایش اعتماد به‌نفس كودك و به حرف كشیدن او استفاده كنید. برای مثال «بعدش چی شد؟»
6- با سخنان كودك هم‌دردی كنید. برای مثال «چه بد! منم جای تو بودم ناراحت می‌شدم.»
7- برخی از جمله‌های كودك را تفسیر و یا تكرار كنید. می‌توانید درخواست كنید كه منظورش را بیش‌تر توضیح دهد.
8- از تكرار زیاد روش‌های بالا در هنگام گوش دادن، بپرهیزید.
9- خود را از شنیدن حرف‌های او خوشحال نشان دهید. برای مثال بگویید «متشكرم كه درباره این موضوع با من حرف زدی.»[1]

10- به کودکان احترام بگذارید .

11- به کودکان تحکم و اجبار نداشته باشید.

12- فضای امنی برای کودکان درست کنید.

13- زمینه بازی های جذاب را برای کودکان فراهم کنید.
14-  کودکان را تحقیر نکنید.

پی نوشت :
1- ماهنامه خانه خوبان، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، معاونت تربیتی فرهنگی.





طبقه بندی: تربیتی،  خانواده، 
برچسب ها: تحکم، بازی، هم دردی، کودک، خوشحال، تحقیر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

• اکسیر جادویی دوستت دارم: همسران موفق آنهایی هستند که در گفتن «دوستت دارم» کوتاهی نمی کنند.
• صادق باشید: درباره خطاها و اشتباهات خود صادق باشید و آنها را به عهده بگیرید و به اصطلاح ماست‌مالی نکنید.
• دخالت‌های اطرافیان را محدود کنید: سعی کنید از همان ابتدا، استقلال خانواده دو نفره تان را به دیگران نشان دهید و به آنها بفهمانید که هر تصمیمی در این زندگی گرفته شود، حاصل همفکری شما دو نفر است.
• هدایای کوچک عاشقانه اثرات بلندمدت دارند: دادن هدایای کوچک و ابراز علاقه باعث بروز اثرات مثبت طولانی‌مدت می‌شود.
• فاصله، قلب‌ها را نزدیک‌تر و مشتاق‌تر می‌کند: برای خود کمی تنهایی فراهم کنید. اگر هر از گاهی زوجین چند ساعت، یک روز یا چند روز برای خود خلوتی داشته باشند و به بهانه سفر یا هر بهانه دیگری از هم فاصله داشته باشند، بسیار موثر و مفید است.
• واقع‌بین باشید: قانون 20-80 را فراموش نکنید. هیچ کس در دنیا نمی‌تواند 100 درصد نیازهای شما را برآورده کند. این را بدانید که هیچ چیز همیشه عالی و بدون نقص نیست. همیشه اختلاف عقاید و مخالفت وجود دارد.
• قدردان یکدیگر باشید: جوری رفتار نکنید که طرف مقابل فکر کند هر کاری انجام می‌دهد از روی وظیفه است بلکه از او قدردانی کنید.
• رابطه زناشویی یک اتوبان دوطرفه است. درباره خواسته‌ها و نیازهایتان صادق باشید و به خواسته‌ها و نیازهای همسرتان نیز توجه کنید.
• مهارت کنترل خشم داشته باشید: وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.[1]

پی نوشت :
سایت تبیان،





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: خشم، رابطه، اتوبان، قلب، واقع بینی، کنترل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

 

بیا تـا مونس هم یـار هم غمخوار هــم باشیم*** انیس جـــان غـم فــرسوده بیــمار هـــم باشیم
شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم*** شود چون روز دست و پای هم در کار هــم باشیم
دوای هـم شفـای هم برای هـم فدای هــم*** دل هــم جــان هم جانان هم دلـدار هـــم باشیم
به هم یک تن شویم و یکدل و یک رنگ و یک پیشه** سـری در کار هـم آریم و دوش بــار هـــم باشیم
جـدائی را نبـاشد زهــره تــا در میـان آیـد**** به هم آریم سـر بـر گرد هــم بـر گار هـــم باشیم
حـیات یکـدگر باشیم و بهر یکـدگر میریم*** گهی خندان ز هــم گه خسته و افکار هـــم باشیم
به وقت هـوشیاری عقل کـل گردیم بهر هم*** چـووقـت مستی آیـد سـاغر سـرشار هـــم باشیـم
شویم از نغمه سازی عندلیب غـم سرای هم*** به رنگ و بـوی یکـدگر شـده گلـزار هـــم باشیم
بـه جمعیت پنــاه آریــم از بــاد پــریشانی*** اگــر غفـلت کند آهنـگ مـا هشـیار هــم بـاشیم
برای دیـده‌بــانی خواب را بر خویشتن بندیم*** ز بهـر پــاسبـانی دیــــده بیـــدار هــــم باشیم
جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم*** قَبــا و جُبّه و پیـراهـــن و دستـــار هـــم باشیم
غم هم شادی هم دین هم دنیای هم گردیم*** بلای یکـدگر را چــاره و ناچـــار هــــم باشیـم
بلا گردان هم گر دیده گرد یکـدگر گردیم*** شده قـربان هـم از جـان و منت دار هــــم باشیـم
یکی گردیم در گـفتار و در کردار و در رفـتار*** زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هـــم باشیـم
نمی‌بینم به جز تو همدمی‌ای «فیض» در عالم ***بیــا دمسـاز هـــم گنجــینه اسـرار هـــم باشیم





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: مونس، دوای هم، هشیار، ساغر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

 هنگامی كه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از مكّه به مدینه هجرت كرد، مسلمانان مكّه نیز هجرت كردند، امّا بعضی مسلمانان با مخالفت همسر و فرزند خود مواجه شدند. آیه نازل شد كه بعضی همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان دوری كنید. بعضی مسلمانان مهاجر تصمیم گرفتند كه حتی اگر همسر و فرزندشان توبه كردند و هجرت كردند، آنان را نپذیرند.
آیه در ادامه می فرماید: اگر شما مخالفت های گذشته آنان را نادیده بگیرید و از آنان درگذرید، برای شما بهتر است و خداوند نیز شما را خواهد بخشید. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.» [1]
شان نزول آیه
در روایتى از امام باقر (علیه السلام) مى‏خوانیم: كه در مورد آیه 14 سوره تغابن " إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ ... " فرمود: منظور این است كه وقتى بعضى از مردان مى‏خواستند هجرت كنند، پسر و همسرش دامن او را گرفتند و مى‏گفتند: تو را به خدا سوگند كه هجرت نكن، زیرا اگر بروى ما بعد از تو بى‏سرپرست خواهیم شد. بعضى مى‏پذیرفتند و مى‏ماندند، آیه فوق نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه‏ها بر حذر داشت. اما بعضى دیگر اعتنا نمى‏كردند و مى‏رفتند ولى به خانواده خود مى‏گفتند به خدا اگر با ما هجرت نكنید و بعدا در (دار الهجرة) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم كرد، ولى به آنها دستور داده شد كه هر وقت خانواده آن ها به آن ها پیوستند گذشته را فراموش كنند و جمله وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ناظر به همین معنى است.[2

پی نوشت :
1. سوره تغابن، آیه 14.
2. محسن قرائتی، پرسش‏های مهم پاسخ‏های كوتاه، ج1، ص46.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: هجرت، مکه، مسلمانان، خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور

نگرش منفی، دقیقا برعكس نگرش مثبت است و به حالتی گفته می شود كه در آن افراد نسبت به تمام امور اطراف خود، دیگران‌و آینده و حتی خودش دیدی منفی دارد. گویی عینكی آفتابی به چشم زده است و دنیا را تماما در سیاهی و زشتی و بدی می بیند. در اصطلاح به این افراد می گویند كه همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند. به بیان دیگر آنها همیشه به دنبال نقاط ضعف و كاستی های امور هستند و تنها و تنها بدی ها را می بینند و درك می كنند. برای این افراد خوبی ها و نقاط قوت هیچ معنایی ندارد.
ویژگی های افراد بدبین:
1. مدام در حال شكایت از زمین و زمان هستند و همه افراد به غیر از خودشان را در شكست ها و ناكامی هایشان مقصر می دانند.
2. در سخنان و صحبت هایشان مدام از کلمات و عباراتی كه بار منفی دارند،‌ استفاده می نمایند.
3. آنها غالبا دچار افسردگی،‌ كمبود اعتماد به نفس، خوابهای پریشان، بی اعتمادی و... می گردند.
4. افراد بدبین نسبت به تمام اطرافیان خود حتی نزدیكان شان دچار بی اعتمادی و گاه حتی بی مسئولیتی نسبت به وظایفشان می شوند.
5. زندگی را تلخ و بیهوده و بی هدف می پندارند و چون همه چیز را تلخ و زشت می پندارند زیبایی ها به چشمشان نیامده و گاه حتی زیبایی ها هم برایشان تلخ و زشت می نماید.
6.افکار منفی افکاری بازدارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می کنند. در این حالت به جای اینكه تفكرات در اختیار افراد باشد افراد در اختیار تفكرات منفی خود هستند.
با مقایسه ساده دو گروه بدبین و مثبت بین درمی یابیم،‌ یقینا یك فرد بدبین هرگز نمی تواند با یك فرد مثبت اندیش و مثبت بین زندگی خوب و موفقیت آمیزی داشته باشد.[1]

پی نوشت :
1. سایت تبیان





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور



روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام وارد شد و گفت: مادرى دارم ضعیف و ناتوان كه براى انجام نماز، مسئله اى برایش ‍ پیش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دریافت نمایم .
حضرت زهرا علیها السلام پس از گوش دادن به سخنان آن زن ، جوابش را داد و آن زن دو مرتبه سؤال خود را تكرار كرد و حضرت دوباره جواب او را داد.
و به طور مرتّب آن زن سؤ ال خود را بازگو كرد تا آن كه به ده مرتبه رسید و حضرت زهرا علیها السلام بدون هیچ گونه احساس و اظهار ناراحتى پاسخ او را بیان مى نمود.
پس از آن، زن خجالت زده شد و گفت: شما را خسته و ناراحت كردم ، بیش از این مزاحم شما نمى شوم .

حضرت زهرا علیها السلام اظهار نمود: خیر، براى من زحمتى نخواهد بود و سپس افزود، چنانچه شخصى اجیر شده باشد تا بارى سنگین را به جائى ببرد و در ازاى آن مبلغ صد هزار دینار مزد بگیرد آیا ناراحت مى شود؟!
و آن زن در جواب حضرت گفت : خیر.
بعد از آن فرمود: من براى هر سؤال كه جوابش را بگویم اجیر تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشى بیش از آنچه كه در این جهان است ، مى باشد.
پس اكنون آنچه مى خواهى سؤال كن و براى من ناراحت مباش ، كه از پدرم رسول اللّه صلوات اللّه علیه شنیدم ، فرمود:علماء و دانشمندان ، شیعیان و پیروان ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند، كه تاج كرامت بر سر نهاده اند.
تفسیرالامام العسكرى ، ص 340، ح 216 ، بحارالا نوار: ج 2، ص 3، ح 3.

 





طبقه بندی: تربیتی،  تاریخی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

در یكى از سالها ابوحنیفه در زمان امام جعفر صادق  علیه السلام وارد مدینه گردید و به قصد دیدار آن حضرت راهى منزلش شد؛ و در راهروى منزل حضرت به انتظار اجازه ورود، نشست .
در همین بین ، كودك خردسالى از منزل بیرون آمد، ابوحنیفه از او پرسید: در شهر شما شخصى غریب كجا مى تواند ادرار و دفع حاجت كند؟
كودك كنار دیوار نشست و بر آن دیوار تكیه زد و سپس اظهار نمود: كنار نهر آب ، زیر درختان میوه دار، كنار دیوار مساجد، در مسیر و محلّ عبور اشخاص ، رو به قبله و پشت به قبله نباشد؛ و غیر از این موارد هر كجاى دیگر باشد مانعى ندارد.
ابوحنیفه گوید: چنین جوابى از آن كودك براى من تعجّب آور بود، پرسیدم : نام تو چیست ؟
گفت : من موسى، پسر جعفر، پسر محمّد، پسر علىّ، پسر حسین پسر، علىّ، پسر ابوطالب هستم .
گفتم : گناه از چه كسى است و چگونه سرچشمه مى گیرد؟
فرمود: گناه و خطا یكى از این چند حالت را دارد:
یا از طرف خداوند باید باشد، كه صحیح و سزاوار نیست كه خداوند متعال سبب و باعث گناه بنده اش گردد؛ و سپس او را مورد عذاب قرار دهد.
یا آن كه از طرف خداوند و بنده مى باشد، كه آن هم صحیح نیست چون كه قبیح است شریكى مانند خداوند، شریك ضعیف خود را بر انجام گناه عذاب كند.
و یا آن كه گناه و خطا از خود انسان سر مى زند، كه حقّ مطلب نیز همین است .
پس اگر خداوند عذاب نماید، حقّ دارد؛ و اگر عفو نماید و ببخشد از روى فضل و كرم و محبّت او نسبت به بنده اش مى باشد.

اعیان الشّیعة : ج 2، ص 6، إ علام الورى : ج 2، ص 29، تحف العقول : ص 411، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 314.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: دفع، ابوحنیفه، دیوار، نهر، مسجد، قبله، کرم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

 

پیامبرصلی الله علیه و آله :  


وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا ائْتُمِنَ خَان .

 بحارالانوار، ج ،69ص206
 

نشان منافق سه چیز است :

 1- سخن بدروغ گوید .

2- از وعده تخلف کند .

3-  در امانت خیانت نماید.


 





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: دروغ، وعده، امانت، خیانت، منافق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور


ابی هاشم می گوید: از امام حسن عسكری درباره این آیه شریفه پرسیدم:
«ثُمَّ أوْرَثْنا الكِتابَ اَّلذِینَ اصْطَفْینا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُم ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُقْتَصِدٌ، وَ مِنْهُم سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِاِذْنِ الله»ِ (فاطر-32)
آنگاه این كتاب را به آن كسان از بندگانمان كه انتخاب نمودیم به میراث دادیم وبعضی ایشان ستمگر خویشند و بعضی معتدلند و بعضی به اذن خدا به سوی نعمتها می شتابند.
امام  علیه السلام فرمود: هر سه دسته مربوط به آل محمد ـ علیهم السلام ـ می باشند. آنكه بر خود ظلم روا داشته كسی است كه اقرار به امام ننموده و مقتصد كسی است كه عارف به مقام امام است و گروه سوم اشخاصی هستند كه سبقت در گرفتن فیض و خیرات از امام  علیه السلا م دارند.
ابی هشام می گوید: من در فكر فرو رفتم كه این چه عظمتی است كه نصیب امامان ـ علیهم السلام ـ شد. و مقداری هم اشك ریختم كه وجود مبارك امام عسكری  علیه اسلام نگاهی به من انداخت و فرمود: مسئله بالاتر از آن است كه تو فكر می كنی و تو به عظمت و شأن آل محمد ـ علیهم السلام ـ شكر خدا را بجا آور و از او بخواه كه توفیق تمسك جستن به ریسمان ولایتشان را به تو عنایت فرماید زیرا در روز قیامت به همان خوانده خواهی شد زیرا فردای قیامت هرانسانی را با امامش مشحور می كنند امیدوارم كه به راه خیر سیر كنی.

(بحار الانوار، ج50، ص259)





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  تاریخی،  تربیتی، 
برچسب ها: امام حسن، عسگری، ابی هشام، ولایت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

محمد بن حسین بن شمون می گوید: نامه ای برای امام علیه السلام نوشتم و از فقر شكایت كردم و بعد پیش خود گفتم اینكه امام صادق علیه السلام  فرموده فقر با داشتن ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بهتر است از ثروت با دشمنان ایشان بودن، كه جواب امام عسكری علیه السلام   آمد كه خداوند دوستان ما را وقتی گرفتار گناهان می شوند توسط فقر دفع ضرر گناه می نماید و از بسیاری از آنها در می گذرد وتو همانطور كه حدیث نفس كردی فقیر باشی و با ما باشی بهتر است از اینكه غنی و ثروتمند باشی ولی با دشمنان ما باشی. آری ما پناهگاه كسانی هستیم كه به ما پناه می برند و نوریم برای كسانی كه از ما كسب نور نمایند و محل اعتصام می باشیم برای اشخاصی كه به ما تمسك می جویند. كسی كه ما را دوست بدارد با ما در مقام أعلی خواهد بود و هر كه از ما منحرف شود جایگاهش آتش است.
(مناقب،ابن شهر آشوب ج4، ص 439 





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: عسگر، دفع ضرر، مناقب، ابن شهرآشوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 دی 1393 توسط : حسین مردان پور


محمد بن زیان می گوید: مأمون تلاش می كرد كه امام جواد علیه السلام را همانند خود اهل دنیا كند و به لهو و فسوق مایل سازد ولی موفق نشد، یکی از کارهایی که برای نیل به این هدف کرد این بود که از مردی به نام مخارق آوازه خوان كه ساز می زد و آواز می خواند و ریش بلندی داشت، خواست تا حضرت را به سمت لهو بکشاند، مخارق به مأمون اطمینان داد كه من حتماً امام جواد را به عیش و طرب خواهم كشاند و مایل به دنیایش خواهم نمود.
مخارق مقابل خانه امام نشست و آواز خود را بلند كرد به طوری كه همه اهل خانه دور او جمع شدند و بعد شروع كرد به نواختن!
یك ساعت چنین كرد ولی دید حضرت جواد علیه السلام هیچ توجهی به او ندارد حتی سر خود را بلند نكرده كه به طرف راست و چپ بنگرد.
پس از آنكه مخارق دست از خواندن و نواختن برداشت امام  علیه السلام سرمبارك را بلند كرد و فرمود:
اِتَّقِ اللهِ یا ذَاالعُثْنُونَ، قالَ: فَسَقَطَ المِضْرابُ مِنْ یَدِهِ وَ العُودُ فَلَمْ یَنْتَفِعُ بِیَدِهِ اِلی اَنْ ماتَ
از خدا بترس ای مرد ریش بلند. راوی می گوید تا امام  علیه السلام این فرمایش را نمود وسایل ساز و آواز از دست مخارق افتاد و دیگر تا هنگام مرگ نتوانست از دست خود برای اجرای موسیقی استفاده كند.

(مناقب، ابن شهر آشوب، ج4، ص396.)





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: آواز، ساز، عیش، طرب، موسیقی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

   از جمله علل و اسباب برقراری نظام حکومت و استواری امور مردم، محبت ورزی است; زیرا اگر مردم با یکدیگر برخوردی از روی محبت و صفا داشته باشند، هرگز با یکدیگر دچار مشکل نخواهند شد و از این روست که خداوند متعال ایجاد محبت بین مردم را بزرگ دانسته و بر آن منّت نهاده و فرموده است: «اگر تمام آنچه را در روی زمین است بین مردم انفاق کنی نمی توانی بین دل هایشان محبت ایجاد کنی، ولی خدا بود که میان آنان الفت انداخت.» (انفال: 63)
با دوستی و محبت، بهتر می توان عقاید و دستورهای دینی را بین مردم رواج داد تا خشونت و تندخویی; زیرا خشونت سبب تنفّر است، ولی محبت الفت می آورد. کسانی که نسبت به یکدیگر محبت داشته باشند، به هم نزدیک می شوند و چون با هم نزدیک شدند به یکدیگر یاری می رسانند و در آن صورت، به فعالیت و آبادانی می پردازند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از راه های گوناگون محبت ورزی، مانند سلام گفتن، دست دادن و مصافحه کردن، خبرگیری و تفقّد از حال و مشکلات پیروان خویش، در دل های آنان نفوذ داشت. پیامبر خدا چنان رفتار محبت آمیزی داشت که هرگز از یاران و اصحاب خویش غافل نمی ماند و پیوندها و رابطه ها را گرم و زنده نگاه می داشت. به فرموده امام علی علیه السلام، هرگاه کسی از برادران دینی اش را سه روز نمی یافت، احوال او را می گرفت: پس اگر غایب و در سفر بود برایش دعا می کرد، و اگر حاضر و در محل بود به دیدارش می شتافت، و اگر بیمار بود به عیادتش می رفت.

مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: سیره، اجتماعی، پیامبر، الفت، سلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

رسول خدا از نظر لباس، موی سر و چهره، بسیارآراسته بود، در آینه نگاه می کرد و موی سر را شانه می زد، و اگر آینه نبود، در ظرف آب نگاه می کرد و موی سر را مرتب می ساخت. افزون بر آن، خود را برای خانواده و نیز برای اصحاب و یاران خود می آراست.
وقتی همسرش عایشه از علت نگاه کردن حضرت در ظرف آب پرسید، در جواب فرمود: خداوند دوست دارد که هرگاه بنده اش نزد برادران دینی خود می رود، خویشتن را برایشان بیاراید.
رسول خدا پیامبرصلی الله علیه و آله سر را شانه می کرد، و هرگاه موی سر یا صورت او می ریخت، همسرانش جمع می کردند. موهای پیامبر که به عنوان تبرّک نزد مردم  بود، از همان موها بود.
پیداست که این شیوه، سبب جذب و جلب توجه دیگران می شود، و از جمله رازهای محبوبیت پیامبر و نفوذ تبلیغ ایشان را در دل های مردم باید در همین گونه روش های رفتاری ایشان جستجو نمود.

مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: شانه کردن مو، عایشه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

یونس بن عبدالرحمان ، از شاگردان حضرت رضا علیه السلام بود، و در آن عصر بحث و بررسى درباره سرنوشت و اراده و مشیت و...، در میان دانشمندان رواج داشت ، معماى این امور براى یونس ، حل نشده بود، یونس ‍مى خواست این معما با بیان شیواى امام رضا علیه السلام حل و روشن گردد، به محضر آن حضرت آمد و درباره امور پیش گفته ، سخن به میان آورد و توضیح خواست. امام رضا علیه السلام به او چنین فرمود: اى یونس ! عقیده « قدربه » را نپذیر، زیرا عقیده آنها نه با گفتار اهل بهشت تطبیق مى كند، و نه با گفتار دورخیان ، و نه با گفتار شیطان ، مطابقت دارد، زیرا (طبق آیه 43 سوره اعراف ) بهشتیان در بهشت گویند: الحمد لله الذى هدانا لهذا و ماكنا لنهتدى لولا ان هدانا الله.
دوزخیان (طبق آیه 106 مؤ منون ) در دوزخ مى گویند:
« ربنا غلبت علینا شقوتنا و كنا قوما ضالین »
و ابلیس (طبق آیه 39 حجر) گفت :
« رب بما اغویتنى »
بنابراین این هر سه گروه ، نیكى و بدى را به خدا نسبت مى دهند، ولى قدریه به خودشان بر مى گردانند.

یونس گفت: سوگند به خدا، من گفتار آنها (قدریه ) را قبول ندارم ، بلكه عقیده ام این است كه : چیزى پدید نیاید مگر آنچه را خدا بخواهد و اراده و مقدر و حكم نماید.
امام رضا
علیه السلام
: اى یونس ! این گونه نیست ... (بلكه خواست خدا این است كه انسان نیز در كارهایش مختار باشد) آیا مى دانى مشیت یعنى چه ؟
مشیت و خواست خدا، یاد نخستین (لوح محفوظ) است ، آیا مى دانى « اراده » چیست ؟ اراده ، تصمیم بر آنچه مى خواهد، مى باشد آیا مى دانى « قدر» یعنى چه ؟ قدر، همان اندازه گیرى و مرزبندى است ، مانند مدت عمر زندگى ، و هنگام مرگ ، سپس فرمود: منظور از حكم (قضاء) محكم ساختن و عینیت بخشیدن است .
یونس كه از بیانات روشن امام رضا
علیه السلام  قانع و خشنود و شیفته آن حضرت شده بود اجازه طلبید كه سر مقدس امام علیه السلام  را ببوسد، و در این حال عرض ‍ كرد:گره مطلب مشكل را بروى من گشودى كه من از آن ناآگاه بودم .


کافی حدیث 4، ص 157، 158، ج 1.





طبقه بندی: تربیتی،  اعتقادی،  تاریخی، 
برچسب ها: مشیت، قدر، شیطان، رب، بهشت، جهنم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 دی 1393 توسط : حسین مردان پور
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3