تبلیغات
وب سایت شخصی حسین مردان پور - مطالب اخلاقی

وب سایت شخصی حسین مردان پور

برنامه ریزی زندگی

وقتی کسی یک قطعه زمین خریداری می کند، اولین کاری که می کند این است که آن زمین را به نام خودش ثبت می کند و بعد دورش حصاری می کشد و یا خانه ای می سازد و یا زراعتی  کشت می کند. از این طریق به دیگران می فهماندکه این زممین مال من است، در اختیار من است، قرق گاه من است، کسی حق تصرف در آن را ندارد.

حالا اگر کسی فقط به ثبت زمین به نام خودش اکتفا کرد نه حصاری دورش کشید و نه خانه ای ساخت و نه زراعتی، ممکن است کسی از راه رسد و آن زمین را تصرف کند و از آن استفاده کند.


ادامه مطلب


طبقه بندی: اخلاقی،  تربیتی، 
برچسب ها: شیطان، برنامه، وسواس، یاس، شک،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور

بعضی ازخوراکیها یک پوسته دارند و یک مغز مثل بادام، فندق، گردوف پسته، تخمه. ارزش و اعتبار اینها به مغزشان است نه پوسته، پوسته دورانداختنی است، مغز است که ارزش اینها را بالا برده است. اما گاهی همین گردو را می شکنی می بینی مغزی ندارد توخالی است  پوک یا کرم زده است یا تلخ  است، اینجا دیگر این گردو ارزشی ندارد و دورا نداختنی است.

انسان هم همینطور، مثل بادام، پسته و گردو مغزی دارد به نام قلب و ارزش او به همان قلب است.

 امام علی علیه السلام: «قیمة کل امرء ما یحسنه» ارزش هر کس به اندازه همان چیزی است که دل می بندد و عشق می ورزد.

معیار ارزش آدمها به دلشان است به اینکه به چه چیزی عشق می ورزند، به چه چیزی دلبسته اند. اگر به خانه به ملک و مقام دل بسته است ارزش انسان می شود همان. اگر به خدا دل بسته است ارزش انسان می شود همان.

فردای قیامت هم روزی است که هیچ یک از اینها بدرد آدم نمی خورد مگر قلبی که سالم باشد. «یوم لا ینفع مال و لابنون الا من أتی بقلب سلیم» فردای قیامت قلب سالم نجات دهنده است، دست آدم را می گیرد. قلبی که خالی از کینه و فساد و خشم و شهوت باشد کرم زده نباشد، تلخ نباشد. قلب کرم زده و مریض بدرد نمی خورد، دور انداختنی است آنچه که ما را به سعادت می رساند. دل سالم است.

زمانی می توانیم به سعادت برسیم که دل از صفات بد و شیطانی خالی کنیم. به موسی علی نبینا و آله و علیه السلام خطاب شد یا موسی: «دع نفسک و تعال» ای موسی خودیت را بگذار، هوای نفست را رها کن سپس نزد ما بیا.

جان ها فلکی گردد گر این تن خاکی            
 بیرون کند از خود صفت دیو و ددی را
بر باد فنا تا ندهی گرد خودی را                
هرگز نتوان دید جمال احدی را




طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: سعادت، دل، ارزش، شیطان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور

بعضی از افراد در انجام كارها امروز وفردا می­كنند وآن را انجام نمی دهند علت اصلی آن تنبلی وبی­حالی است مثلا دانش آموز در درس خواندن تنبلی میكند ودر س نمی خواند .

علائم :

1.      ناتمام گذاشتن کارها و ناقص انجام دادن کارها؛

2.      انجام ندادن وظایف؛

3.      بی دقتی در انجام کار،

4.      کندی در حرکات بدی؛

5.      بهانه آوردن برای انجام ندادن کارها؛

6.      عدم تمرکز در کارها.

برای درمان تنبلی افراد، ابتدا باید علت و ریشه تنبلی را شناخت وسپس به درمان آن پرداخت .


ادامه مطلب


طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: آینده نگری، راحت طلبی، لذت جویی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

یکی از ویژگی های رفتاری در نوجوانان پرخاشگری است که تحت تأثیر عوامل محیطی مانند خانواده مدرسه و محله پیدا می شود. رفتار پرخاشگرانه در دوره نوجوانی بیشتر دیده می شود.

علل پرخاشگری:

1.    مقابله با تهدیدهای جسمانی و روان خشونت ببیند پرخاشگر می شود؛

2.      نیاز به قدرت طلبی و نمایش قدرت چون در دوره کسب استقلال هستند.

3.      گسستگی روابط سالم نوجوان با خانواده، عدم وجود روابط عاطفی بین نوجوان و خانواده، مثل ترد شدن، سهل انگاری، تهدید و تحکم، تنبیه، توهین و تحقیر؛

4.      وضع مقررات نامناسب و اصرار والدین بر رعایت آن و در مقابل شانه خالی کردن نوجوانان(روشهای انضباطی نادرست)

5.      عدم پذیرش نوجوان با وضعیت موجود در خانه و مدرسه؛

6.      محدود کردن نوجوان؛

7.      عدم توجه به نیازهای او؛

8.      کم حوصلگی؛

9.      ضعف و ناتوانی مزاج؛

10.  عدم اعتماد به نفس؛

11.  حساسیت های افراطی؛

12.  منفی بافی و سوءظن.

راههای درمان :

        1-        صبر و حوصله در مقابل پرخاشگری نوجوان؛

        2-        اصلاح رابطه خود با نوجوان؛

        3-        پذیرش نوجوان انچنان که هست نه آنچنان کهه شما میخواهید؛

        4-        یادآوری نکات مثبت او؛

        5-        کنترل و نظارت به موقع و مناسب؛

        6-        انجام فعالیت های مشترک خانوادگی؛

        7-        فعالیت های تفریحی و ورزشی برای نوجوان؛

        8-        رابطه محبت آمیز با فرزندان داشتن؛

        9-        کاهش انتظارات و توقعات؛

      10-      انتظار نقش واقعی از نوجوان نه فراتر از نقشش؛

      11-      بیان خوب و صحبت خوب با نوجوانان؛

      12-      توانایی حل مسئله را به جوان یاد بدهید؛

      13-      توان کنترل اضطراب و پرخاشگری را به او یاد دهید؛

      14-      صمیمیت در خانواده؛

      15-      صحبت کردن در مورد مشکل.





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: اضطراب، محبت، اعتمادبهنفس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

1.      پیش­گیری و درمان؛ عن أمیر المؤمنین (ع): إذَا رَغِبتَ فی المکارم، فَاجتَنِبِ المَحَارم: (غرر/ح4069) اگر به بزرگواری تمایل داری، از امور حرام دوری کن؛

2.      پرهیز از مال حرام؛ امام صادق (ع) قرمودند: «ترك یك لقمه‏ حرام‏ نزد خدا، محبوب تر است از هزار ركعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‏90، ص373)

3.      توبه و پشیمانی؛ پیامبر اکرم ص: اِنَّ لِلقُلوبِ صَدْأٌ کَمَصْدَأ النُّحُاسِ فاجْلُوها بالِأِستغفار.

4.      سالم سازی محیط جامعه؛ امام علی ع :إذا خبث‏ الزمان‏ كسدت الفضائل و ضرت و نفقت الرذائل

هنگامی كه زمان خبیث شد فضائل كساد می‌شود و كمیاب می‌گردد و اگر فضیلتی موجود باشد در فضای مسموم ضد ارزش محسوب می‌شود و ضرر می‌زند. در چنین جامعه‌ایی رذیلت و ناپاكی توزیع می‌شود و دروغ و تهمت و رشوه ارزش محسوب می‌گردد البته اگر فردی اهل عبرت باشد از همین زمانه فاسد عبرت می‌گردد و موعظه‌های زمانش را درك می‌كند.


5.      مبارزه با انحرافات، پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فی اُمَّتی فَلیُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم یَفعَل فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللَّهِ؛
هرگاه بدعت‏ها در میان امتم پدیدار شوند، بر عالم است كه علم خود را آشكار سازد. هر كس چنین نكند، لعنت خدا بر او باد. (كافى، ج‏1، ص‏54)





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: محیط، توبه، درمان، پیشگیری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1395 توسط : حسین مردان پور
از بلا نارسته گردی ای عزیز
بازباید داشتن دست از دو چیز
رو تو دست ازنفس و دنیا باز دار
تا بلاها را نباشد با تو کار
ور بحرص و آز گردی مبتلا
با تو روی آرد ز هر سو صد بلا
آنکه نبود هیچ نقدش در میان
هر کجا باشد بود اندر امان
نفس ودنیا را رها کن ای پسر
باز رستی از بلا و از خطر
ای بسا کس کز برای نفس زار
در بلا افتاد و گشت از غم نزار
از برای نفس مرغ نامراد
آمد و در دام صیاد اوفتاد
تا دلت آرام یابد ای پسر
بود و نابود جهان یکسان شمر
از عذاب و قهر حق ایمن مباش
در پی آزار هر مؤمن مباش
در بلا یاری مخواه ازهیچ کس
زانکه نبود جز خدا فریادرس
هر کرا رنجانده عذرش بخواه
تا نباشد خصم تو در عرصه گاه
گر غنا خواهد کسی از ذوالمنن
در قناعت می‌توانش یافتن

 پندنامه عطار





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: نفس، دنیا، عذاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1395 توسط : حسین مردان پور

سؤال: چه کار کنیم خیالاتمان ذهن ما را مشغول نکند و وسوسه ها دست از سر ما بردارد؟
اشکال کار آن است که ما برای دفع خیالات برنامه ریزی نمی کنیم. اگر با برنامه ریزی سبب شده ، آرام ارام خود را مشغول تفکر و تذکر نماییم ، به جای خیالات و وسوسه ها ، نور معارف بر قلب ما تجلی می کند . آیت الله حسن زاده (حفظه الله ) می فرمودند : « در دوران جوانی حساب کردم اگر ذهن خودم را مشغول نکنم ذهنم مرا مشغول می کند » واقعاً همین طور است که اگر به ذهن برنامه ندهید ، آن با خیالات بی پایه به شما برنامه می دهد . ما مامور به تدبر در قرآن هستیم و به کمک نهج البلاغه و روایات می توانیم ذهن و اندیشه را به پرواز درآوریم . ذهن شما از همان صبح که بلند می شوید شما را مشغول می کند که چه کسی بد است، چه کسی خوب است، چی بخور ، کجا برو، ولی اگر به آن برنامه بدهید آن هم یک برنامه الهی ، آن راه کمالاتی که خودتان می خواهید می کشانید . وقتی متوجه شدید باید معارف خود را قلبی بکنید با همین رویکرد ، ذهن را جهت می دهید. اگر نماز می خوانید با هدف نظر به حق ، قلب را در صحنه می آوردید ، اگر کار و فعالیت مادی دارید ، با هدف خدمت به خلق خدا، قلب را در صحنه نگه می دارید.
در ملاقات شبلی با امام سجاد « علیه السلام»داریم که حضرت در برگشت از حج از او پرسیدند: آیا هنگامی که احرام به تن کردی جامه ی گناه فروگذاردی تا جامه ی طاعت بپوشی؟ و آنگاه که به میقات وارد شدی ، قصدت ملاقات خدا بود ؟ آنگاه که طواف کردی ، قصدت آن بود که به خدا پناه بری؟ گفت: نه.
فرمودند : پس حج نگذارده ای.
امام سجاد « علیه السلام»به شبلی می خواهند بگویند باید اعمال عبادی، قلبی شود تا به واقع آن اعمال انجام شده باشد. وقتی ده سال، بیست سال، همچنان قلب متوجه حقایق شد، آرام آرام چشمش باز می شود و با آنها مانوس می گردد و به مقام فرقان[قدرت تشخیص حق از باطل] و بصیرت می رسد و دیگر آن چنان جذب آن عوالم می شود که خیالات واهی جذبه ندارند که انسان را به خودشان مشغول کنند. [1]

پی نوشت :
1. جایگاه جن، شیطان و جادگر، اصغر طاهر زاده، ص51





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ذهن، خیال، جوانی، وسوسه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور

اصل مسأله‌ی ازدواج، عبارتست از تفاهم و اُنس و اتّحادِ دو موجود در زندگی با یکدیگر که این البتّه در اصل یک امر طبیعی است. لکن اسلام با پیرایه‌ها و تشریفات و آئین هایی که قرار داده و با احکامی که گذاشته برای ازدواج، یک استمرار و برکتی به آن داده است.
زن و شوهر باید یکدیگر را درک کنند و بفهمند. این یک تعبیر اروپایی است ولی تعبیر خوبی است ... یعنی هر کسی درد و خواسته های طرف مقابل را بفهمد و با او راه بیاید، به این می‌گویند درک کردن. یعنی به قول معروف در زندگی تفاهم و درک متقابل باشد. اینها محبّت را زیاد می‌کند.[1]

پی نوشت :
1.مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، ص152.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی،  خانواده، 
برچسب ها: درک متقابل، تفاهم، اسلام، تعبیراروپایی، انس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

در رابطه با کنترل نیروها و غرائز انسان می توان هشت مهار که هرکس به نحوی به آن ها معتقد است را نام برد:
1. عقل: گفته‌اند اگر عقل جامعه قوی شود، اگر عقل فرد آبیاری شده و شخص بتواند حسن و قبح را از هم تمیز دهد، این عقل می تواند انسان را کنترل کند.
2. علم: افلاطون در بیان خصوصیات مدینه فاضله اش می گوید اگر انسان عالم به صفات رذیله و خوبی‌های فضایل انسانی را فهمید، همان علم می‌تواند او را کنترل کند.
3. وجدان اخلاقی:که قرآن شریف از آن به عنوان نفس لوامه یاد کرده و معمولاً علمای علم اخلاق و همچنین روان شناسان برای آن ارزش زیادی قائلند. قرآن هم برای آن ارزش فراوانی قائل بوده و می گوید اگر وجدان اخلاقی بیدار بوده و در انسان کشته نشود، می تواند انسان را کنترل کند. این سه نیرو، نیروهای درونی بود و از اینجا نیروهای بیرونی مطرح می شوند.
4. تربیت: اگر فردی تربیت صحیح انسانی داشته باشد، میتواند خود یا جامعه را کنترل کند. یعنی آن تربیت صحیح ، فرد و جامعه را می تواند کنترل کند.
5. قانون: که معمولاًدنیای دیروز و امروز بر اساس آن میچرخد و می گویند قانون میتواند این انسان را کنترل کرده تا افعال زشت از او سر نزند وبالاخره قانون میتواند مدینه فاضله تشکیل بدهد.
6. نظارت ملی: یعنی همان امر به معروف و نهی از منکری است که در اسلام مطرح است و این چنین گفته اند که اگر مردم نظارت بر یکدیگر داشته و گفتار و کردار یکدیگر را کنترل کنند، این نظارت ملی می تواند نیروی کنترل کننده ای برای انسان باشد.
7و8. ایمان: که بر دو قسم است. یک «ایمان مربوط به عقل» است، برهان و استدلال است که به این ایمان در فلسفه می گوئیم «علم». علم به وجود خدا، به نبوت ، معاد و امامت، این علم از راه برهان پیدا می شود. مثلا برهان صدیقین ملاصدرا ، وجود خدا را اثبات می کند. یا برهان نظم که آن از قرآن گرفته شده و اثبات وجود خدا می کند یا حرکت جوهری او که معاد جسمانی را اثبات می کند. گفته اند اگر ایمان علمی پیدا بشود، این نیرو می تواند نیروی کنترل کننده انسان باشد، برای اینکه اگر انسان علم به مبدا و معاد حاصل کرد، آن علم به مبدا و معاد او را گرفته و کنترل می کند.
قسم دوم که نیروی هشتم است، «ایمان عاطفی یا ایمان قلبی» و نه عقلی است. که ایمان قلبی را از نظر فلسفه، «معرفت» می گویند و معنایش این است که آن ایمانی که مربوط به عقل است، نمی تواند انسان را کنترل کند. آنکه می تواند، ایمانی است که رسوخ در دل کرده و دل باور کرده باشد. گاهی عقل باور می کند که خدا هست. این باور آیا می شود نیروی کنترل کننده باشد یا خیر؟ خیر، نمی تواند. گاهی عقل باور دارد که معاد هست اما گاهی دل باور دارد. این باور غیر از باور عقل است که قرآن شریف به این باور یقین می گوید.« اَللهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ ایماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبی » نه « تباشر به عقلی».
گفته اند آنکه می تواند نیروی کنترل کننده برای این حیوان دو پا بوده و او را آدم کند، فقط و فقط نیروی هشتم است یعنی ایمان قلبی و ایمان عاطفی . این ایمان از راه برهان از راه عمل پیدا می شود، این ایمان نیازمند ریاضت و ترک گناه است تا اجتناب از گناه ، درخت ایمان را در دل ریشه دار کند. نماز شب، نماز اول وقت، مخصوصاً اهمیت دادن به مستحبات و در میان مستحبات اهمیت دادن به خدمت به دیگران، از ریاضت های این ایمان است. این اعمال درخت ایمانی که در دل روئیده شده است را آبیاری کرده و ریشه آن را در دل رسوخ داده و می دواند.[1]

پی نوشت :
1.عوامل کنترل غرایز در زندگی انسان،حسین مظاهری ناشر:مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ایمان، ریاضت، تربیت، علم، وجدان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 تیر 1394 توسط : حسین مردان پور

امام صادق(علیه السلام)  به ابن جندب مى‌فرمایند:

یا ابنَ جندب، حَقٌّ على كُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أنْ یَعرِضَ عَمَلَهُ فی كلِّ یوم و لَیْلَة على نَفْسِهِ فَیَكُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأى حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأى سَیِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یُخُزى یَومَ القیمةِ؛

اى پسر جندب، بر هر مسلمانى كه ما را مى‌شناسد، لازم است كه در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بكشد؛ اگر كار خوبى در آنها یافت، بر آن بیفزاید و اگر كار زشتى یافت، طلب بخشایش نماید تا در قیامت دچار رسوایى نگرد

امام صادق(علیه السلام) در این روایت، بر این نكته تأكید دارند كه هر مسلمانى كه ما را مى‌شناسد و خود را به ما منتسب مى‌كند و مى‌خواهد برنامه زندگیش را از ما بگیرد، باید كارهاى خود را وارسى كند.

طبق این روایت، انسان باید حساب‌رس اعمال خود باشد، اگر كار خوبى در اعمالش مشاهده كرد، توجه داشته باشد كه لطفى از جانب خدا است، از او توفیق بخواهد كه آن كار را بیش‌تر انجام دهد. در روایات دیگرى آمده است كه در چنین حالتى، ابتدا خدا را شكر گزارد، سپس از او بخواهد كه توفیق عنایت كند تا فردا كارهاى بهتر و بیش‌ترى انجام دهد. اگر هم لغزشى در اعمال خود مشاهده كرد، تدارك كند و پیش از همه، توبه نماید. البته گاهى توبه لوازمى دارد؛ مثلا، اگر عملى از او فوت شده، قضا نماید یا اگر حقى از كسى ضایع ساخته، ادا كند و یا چنان‌چه كار زشت دیگرى انجام داده، آن را جبران نماید تا كارهاى بد در روح او رسوخ نكند و در نهایت، در قیامت نیز رسوا نشود.

امام صادق(علیه السلام) در كلمات خود، ضمن اشاره به محاسبه، این نكته را هم متذكر مى‌شوند كه: لِئَلاّ یُخْزى یَوْمَ القیمةِ؛ تا در قیامت، رسوا نگردد. این هشدار ایجاب مى‌كند تا ما كاملا مراقب باشیم و كارى نكنیم كه در قیامت رسوا شویم؛ چرا كه در آن روز، دیگر راهى براى جبران وجود نخواهد داشت و به حسرت مبتلا خواهیم شد.

 

 





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: حساب رسی، عرضه عمل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

در همه‌ی احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید، به هم کمک کنید، عون و بازوی همدیگر باشید، بخصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه. چه پسر در راه خداست، دختر به او کمک کند. چه دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست، پسر به او کمک کند. هر کدام مجاهدت می‌کنند، آن دیگری به او کمک کند.
اگر پسر در کارِ علم و در تلاش و مجاهدت در ارگانهای جمهوری اسلامی است، آن خانم با او همکاری کند که بتواند کارش را راحت انجام بدهد. مردها و پسرها به زن هایشان فرصت بدهند تا زن ها هم بتوانند در این میدان های مسابقه‌ی معنویت وارد شوند. اگر می‌خواهند تحصیلِ علم کنند، بتوانند. اگر هم می‌خواهند در کارهای اجتماعی وارد شوند، بتوانند.
زن و شوهر کوشش کنند یکدیگر را به راه خدا هدایت کنند. یکدیگر را در راه مستقیم نگه دارند و حفظ کنند. این « تواصَوا بالحقِّ و تواصَوا بالصَّبرِ »[1]را که خاصیّت مسلمانی است و مهمترین خصوصیت ایمان است، مدّنظر داشته باشند.
هر دو به یکدیگر نسبت به دیندار بودنشان و رعایت تقوی کمک کنند. یعنی مرد کمک کند که زنش بتواند دیندار باشد و رعایت تقوی را بکند. زن هم کمک کند که مرد بتواند دیندار باشد و بتواند پاکدامن بماند و بتواند با تقوی حرکت کند.
منظور از کمک فقط شستن ظرف و ... نیست، البته اینها هم کمک است ولی منظور بیشتر کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است. در راه اسلام یکدیگر را ثابت قدم بدارند، همدیگر را توصیه به تقوی و صبر و توصیه به دینداری، توصیه به عفاف، توصیه به قناعت، توصیه به ساده زیستی و ... کنند. با هم همکاری کنند تا بتوانند ان شاء الله به بهترین وجهی بگذرانند.[1]


1.مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، ص137.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: همکاری، همسر، زن، شوهر، تقوی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

 

بیا تـا مونس هم یـار هم غمخوار هــم باشیم*** انیس جـــان غـم فــرسوده بیــمار هـــم باشیم
شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم*** شود چون روز دست و پای هم در کار هــم باشیم
دوای هـم شفـای هم برای هـم فدای هــم*** دل هــم جــان هم جانان هم دلـدار هـــم باشیم
به هم یک تن شویم و یکدل و یک رنگ و یک پیشه** سـری در کار هـم آریم و دوش بــار هـــم باشیم
جـدائی را نبـاشد زهــره تــا در میـان آیـد**** به هم آریم سـر بـر گرد هــم بـر گار هـــم باشیم
حـیات یکـدگر باشیم و بهر یکـدگر میریم*** گهی خندان ز هــم گه خسته و افکار هـــم باشیم
به وقت هـوشیاری عقل کـل گردیم بهر هم*** چـووقـت مستی آیـد سـاغر سـرشار هـــم باشیـم
شویم از نغمه سازی عندلیب غـم سرای هم*** به رنگ و بـوی یکـدگر شـده گلـزار هـــم باشیم
بـه جمعیت پنــاه آریــم از بــاد پــریشانی*** اگــر غفـلت کند آهنـگ مـا هشـیار هــم بـاشیم
برای دیـده‌بــانی خواب را بر خویشتن بندیم*** ز بهـر پــاسبـانی دیــــده بیـــدار هــــم باشیم
جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم*** قَبــا و جُبّه و پیـراهـــن و دستـــار هـــم باشیم
غم هم شادی هم دین هم دنیای هم گردیم*** بلای یکـدگر را چــاره و ناچـــار هــــم باشیـم
بلا گردان هم گر دیده گرد یکـدگر گردیم*** شده قـربان هـم از جـان و منت دار هــــم باشیـم
یکی گردیم در گـفتار و در کردار و در رفـتار*** زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هـــم باشیـم
نمی‌بینم به جز تو همدمی‌ای «فیض» در عالم ***بیــا دمسـاز هـــم گنجــینه اسـرار هـــم باشیم





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: مونس، دوای هم، هشیار، ساغر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

آیه شماره 4 از سوره مبارکه عنكبوت
 أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّاتِ أَن یَسْبِقُونَا سَاءَ مَا یَحْكُمُونَ
آیا کسانی که اعمال بد انجام می‏دهند گمان کردند بر قدرت ما چیره خواهند شد؟! چه بد داوری می‏کنند! 

نکته ها:
 1- ارتكاب گناه و تكرار آن، در بینش انسان تأثیر گذارده و او را خیالباف مى‏كند. «ام حسب الّذین یعملون السّیئات»
2- خیال پردازى‏ها را با یاد مرگ و معاد درمان كنیم. هم مؤمنانى كه در بوته‏ى آزمایشند و هم خلافكاران بدانند كه فرصت‏ها تمام شدنى است و مهر و قهر الهى به سراغشان خواهد آمد. «أحسب النّاس أن یتركوا ... أم حسب الّذین یعملون السّیئات ... من كان یرجوا لقاء اللّه...»
3- نه مدّعیان ایمان، از امتحان الهى رها مى‏شوند و نه خلافكاران، از انتقام الهى. «یسبقونا» (خلافكاران، خیال مى‏كنند دست خدا به آنان نمى‏رسد.)
4- باید تفكّرات و پندارهاى باطل را محكوم كرد. «ساء ما یحكمون»





طبقه بندی: اخلاقی،  اعتقادی، 
برچسب ها: داوری، گناه، آزمایش، خیالپردازی، مرگ، معاد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور

نگرش منفی، دقیقا برعكس نگرش مثبت است و به حالتی گفته می شود كه در آن افراد نسبت به تمام امور اطراف خود، دیگران‌و آینده و حتی خودش دیدی منفی دارد. گویی عینكی آفتابی به چشم زده است و دنیا را تماما در سیاهی و زشتی و بدی می بیند. در اصطلاح به این افراد می گویند كه همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند. به بیان دیگر آنها همیشه به دنبال نقاط ضعف و كاستی های امور هستند و تنها و تنها بدی ها را می بینند و درك می كنند. برای این افراد خوبی ها و نقاط قوت هیچ معنایی ندارد.
ویژگی های افراد بدبین:
1. مدام در حال شكایت از زمین و زمان هستند و همه افراد به غیر از خودشان را در شكست ها و ناكامی هایشان مقصر می دانند.
2. در سخنان و صحبت هایشان مدام از کلمات و عباراتی كه بار منفی دارند،‌ استفاده می نمایند.
3. آنها غالبا دچار افسردگی،‌ كمبود اعتماد به نفس، خوابهای پریشان، بی اعتمادی و... می گردند.
4. افراد بدبین نسبت به تمام اطرافیان خود حتی نزدیكان شان دچار بی اعتمادی و گاه حتی بی مسئولیتی نسبت به وظایفشان می شوند.
5. زندگی را تلخ و بیهوده و بی هدف می پندارند و چون همه چیز را تلخ و زشت می پندارند زیبایی ها به چشمشان نیامده و گاه حتی زیبایی ها هم برایشان تلخ و زشت می نماید.
6.افکار منفی افکاری بازدارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می کنند. در این حالت به جای اینكه تفكرات در اختیار افراد باشد افراد در اختیار تفكرات منفی خود هستند.
با مقایسه ساده دو گروه بدبین و مثبت بین درمی یابیم،‌ یقینا یك فرد بدبین هرگز نمی تواند با یك فرد مثبت اندیش و مثبت بین زندگی خوب و موفقیت آمیزی داشته باشد.[1]

پی نوشت :
1. سایت تبیان





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور


ثعلبى در تفسیر خود از امام جعفر صادق  علیه السلام نقل كرده‏است: رسول خدا صلی الله علیه وآله فاطمه را در حالى دید كه عبایى از پوست شتر پوشیده و با یك دست مشغول آسیا كردن و به كمك دست دیگر مشغول شیر دادن به فرزندش مى‏باشد. چشمان رسول خدا از مشاهده این امر پر از اشك شد و به فاطمه فرمود: دخترم! سختیها و تلخیهاى دنیا را در مقابل حلاوت و شیرینى آخرت قرار بده. فاطمه گفت: اى رسول خدا! خدا را سپاس مى‏گویم به سبب نعمتهاى فراوانى كه به من عطا فرموده، و او را در مقابل محبّتهایش شكر مى‏گزارم. و نقل كرده‏اند كه در این هنگام آیه «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏» بر پیامبر نازل گردید.
زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، ترجمه بحار الأنوار ،ص:391





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ثعلبی، قناعت، آخرت، عبا، سختی ها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور



روزى زنى نزد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام وارد شد و گفت: مادرى دارم ضعیف و ناتوان كه براى انجام نماز، مسئله اى برایش ‍ پیش آمده و مرا فرستاده است تا پاسخ آن را از شما دریافت نمایم .
حضرت زهرا علیها السلام پس از گوش دادن به سخنان آن زن ، جوابش را داد و آن زن دو مرتبه سؤال خود را تكرار كرد و حضرت دوباره جواب او را داد.
و به طور مرتّب آن زن سؤ ال خود را بازگو كرد تا آن كه به ده مرتبه رسید و حضرت زهرا علیها السلام بدون هیچ گونه احساس و اظهار ناراحتى پاسخ او را بیان مى نمود.
پس از آن، زن خجالت زده شد و گفت: شما را خسته و ناراحت كردم ، بیش از این مزاحم شما نمى شوم .

حضرت زهرا علیها السلام اظهار نمود: خیر، براى من زحمتى نخواهد بود و سپس افزود، چنانچه شخصى اجیر شده باشد تا بارى سنگین را به جائى ببرد و در ازاى آن مبلغ صد هزار دینار مزد بگیرد آیا ناراحت مى شود؟!
و آن زن در جواب حضرت گفت : خیر.
بعد از آن فرمود: من براى هر سؤال كه جوابش را بگویم اجیر تو هستم و مزد و پاداش آن نزد خداوند متعال به ارزشى بیش از آنچه كه در این جهان است ، مى باشد.
پس اكنون آنچه مى خواهى سؤال كن و براى من ناراحت مباش ، كه از پدرم رسول اللّه صلوات اللّه علیه شنیدم ، فرمود:علماء و دانشمندان ، شیعیان و پیروان ما در روز قیامت در حالى محشور مى شوند، كه تاج كرامت بر سر نهاده اند.
تفسیرالامام العسكرى ، ص 340، ح 216 ، بحارالا نوار: ج 2، ص 3، ح 3.

 





طبقه بندی: تربیتی،  تاریخی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور


از مستحبات آن است كه نمازگزار از بوى خوش استفاده نماید و با لباس پاكیزه نماز بخواند و با احترام و وقار براى عبادت خدا مشغول شود.
لحظات آخر عمر حضرت زهرا  علیها السلام  بود چند لحظه اى به اذان مغرب باقى مانده بود نزدیك بود كه وقت نماز فرا رسد، فاطمه علیها السلام    به اسماء بنت عمیس فرمود «عطر مرا بیاور» سپس وضو گرفت ، و در این هنگام كه مى خواست نماز بخواند، حالش منقلب شد، سرش را به زمین نهاد، به اسماء گفت: كنار سرم بنشین، هنگامى كه وقت نماز فرا رسید، مرا بلند كن تا نمازم را بخوانم، اگر برخاستم كه چیزى نیست و اگر برنخاستم شخصى را نزد على علیه السلام بفرست تا خبر فوت مرا به او بدهد. اسماء میگوید: وقت نماز فرا رسید، گفتم :الصلاة یا بنت رسول الله صلی الله علیه و آله  : اى دختر رسول خدا وقت نماز است.
جوابى نشنیدم ، ناگاه متوجه شدم كه حضرت زهر علیها السلام ا  از دنیا رفته است براستى باید از زهراى اطهر علیها السلام   درس پاكیزگى و مقید بودن به آداب اسلام را آموخت در آن حال ، لباس نمازش را پوشید و بوى خوش استعمال كرد تا نماز بخواند و قبل از وقت خود را آماده نماز كند.

کشف الغمه ج 2 ص 62





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: عطر، لباس، بوی خوش، اسماء،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

در یكى از سالها ابوحنیفه در زمان امام جعفر صادق  علیه السلام وارد مدینه گردید و به قصد دیدار آن حضرت راهى منزلش شد؛ و در راهروى منزل حضرت به انتظار اجازه ورود، نشست .
در همین بین ، كودك خردسالى از منزل بیرون آمد، ابوحنیفه از او پرسید: در شهر شما شخصى غریب كجا مى تواند ادرار و دفع حاجت كند؟
كودك كنار دیوار نشست و بر آن دیوار تكیه زد و سپس اظهار نمود: كنار نهر آب ، زیر درختان میوه دار، كنار دیوار مساجد، در مسیر و محلّ عبور اشخاص ، رو به قبله و پشت به قبله نباشد؛ و غیر از این موارد هر كجاى دیگر باشد مانعى ندارد.
ابوحنیفه گوید: چنین جوابى از آن كودك براى من تعجّب آور بود، پرسیدم : نام تو چیست ؟
گفت : من موسى، پسر جعفر، پسر محمّد، پسر علىّ، پسر حسین پسر، علىّ، پسر ابوطالب هستم .
گفتم : گناه از چه كسى است و چگونه سرچشمه مى گیرد؟
فرمود: گناه و خطا یكى از این چند حالت را دارد:
یا از طرف خداوند باید باشد، كه صحیح و سزاوار نیست كه خداوند متعال سبب و باعث گناه بنده اش گردد؛ و سپس او را مورد عذاب قرار دهد.
یا آن كه از طرف خداوند و بنده مى باشد، كه آن هم صحیح نیست چون كه قبیح است شریكى مانند خداوند، شریك ضعیف خود را بر انجام گناه عذاب كند.
و یا آن كه گناه و خطا از خود انسان سر مى زند، كه حقّ مطلب نیز همین است .
پس اگر خداوند عذاب نماید، حقّ دارد؛ و اگر عفو نماید و ببخشد از روى فضل و كرم و محبّت او نسبت به بنده اش مى باشد.

اعیان الشّیعة : ج 2، ص 6، إ علام الورى : ج 2، ص 29، تحف العقول : ص 411، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 314.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: دفع، ابوحنیفه، دیوار، نهر، مسجد، قبله، کرم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

پیامبرصلی الله علیه وآله :  


تَصَافَحُوا فَإِنَ التَّصَافُحَ یُذْهِبُ السَّخِیمَة .

 تحف العقول ،ص 55
 

با یکدیگر دست بدهید زیرا دست دادن کینه و کدورت را از بین می برد.





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: کینه، کدورت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

 

پیامبرصلی الله علیه و آله :  


وَ لِلْمُنَافِقِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ وَ إِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ وَ إِذَا ائْتُمِنَ خَان .

 بحارالانوار، ج ،69ص206
 

نشان منافق سه چیز است :

 1- سخن بدروغ گوید .

2- از وعده تخلف کند .

3-  در امانت خیانت نماید.


 





طبقه بندی: تربیتی،  اخلاقی، 
برچسب ها: دروغ، وعده، امانت، خیانت، منافق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

آیه شماره 43 از سوره مبارکه آل عمران
 یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَاسْجُدِی وَارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ

اى مریم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع‏كنندگان ركوع نما


1- افراد برجسته باید تواضع و عبادتشان بیشتر باشد. «یا مریم اقنتى...» (براى اولیاى خدا، عبادات ویژه‏اى سفارش شده است، همانگونه كه براى پیامبرصلى الله علیه وآله نماز شب واجب بود.)
2- نماز، ركوع و سجود، بهترین راه شكر است. در آیه قبل برگزیدگى خداوند مطرح شد كه سزاوار شكر است. «اصطفاك... اقنتى»
3- عبادت باید تنها براى پروردگار باشد. «لربّك»
4- عبادت، مایه‏ى تربیت انسان است. «ربّك»
5- نمازجماعت وعبادت دسته‏جمعى، قبل از اسلام نیز بوده است.«مع الراكعین»
6- حضور زن در اجتماعات عبادى واجتماعاتى كه مردان نیز حضور دارند سفارش شده است. «مع الراكعین» به شرط آنكه زنان، مریم‏گونه رفتار نمایند.
7- منتخبین وبرگزیدگان، باید همراه توده‏ها و در متن جامعه باشند، نه جدا و منزوى از مردم. «اركعى مع الراكعین»





طبقه بندی: عبادی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: رکوع، جماعت، سجده، نماز، اجتماع، عبادت، دسته جمعی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

محمد بن حسین بن شمون می گوید: نامه ای برای امام علیه السلام نوشتم و از فقر شكایت كردم و بعد پیش خود گفتم اینكه امام صادق علیه السلام  فرموده فقر با داشتن ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بهتر است از ثروت با دشمنان ایشان بودن، كه جواب امام عسكری علیه السلام   آمد كه خداوند دوستان ما را وقتی گرفتار گناهان می شوند توسط فقر دفع ضرر گناه می نماید و از بسیاری از آنها در می گذرد وتو همانطور كه حدیث نفس كردی فقیر باشی و با ما باشی بهتر است از اینكه غنی و ثروتمند باشی ولی با دشمنان ما باشی. آری ما پناهگاه كسانی هستیم كه به ما پناه می برند و نوریم برای كسانی كه از ما كسب نور نمایند و محل اعتصام می باشیم برای اشخاصی كه به ما تمسك می جویند. كسی كه ما را دوست بدارد با ما در مقام أعلی خواهد بود و هر كه از ما منحرف شود جایگاهش آتش است.
(مناقب،ابن شهر آشوب ج4، ص 439 





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: عسگر، دفع ضرر، مناقب، ابن شهرآشوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

رسول خدا از نظر لباس، موی سر و چهره، بسیارآراسته بود، در آینه نگاه می کرد و موی سر را شانه می زد، و اگر آینه نبود، در ظرف آب نگاه می کرد و موی سر را مرتب می ساخت. افزون بر آن، خود را برای خانواده و نیز برای اصحاب و یاران خود می آراست.
وقتی همسرش عایشه از علت نگاه کردن حضرت در ظرف آب پرسید، در جواب فرمود: خداوند دوست دارد که هرگاه بنده اش نزد برادران دینی خود می رود، خویشتن را برایشان بیاراید.
رسول خدا پیامبرصلی الله علیه و آله سر را شانه می کرد، و هرگاه موی سر یا صورت او می ریخت، همسرانش جمع می کردند. موهای پیامبر که به عنوان تبرّک نزد مردم  بود، از همان موها بود.
پیداست که این شیوه، سبب جذب و جلب توجه دیگران می شود، و از جمله رازهای محبوبیت پیامبر و نفوذ تبلیغ ایشان را در دل های مردم باید در همین گونه روش های رفتاری ایشان جستجو نمود.

مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: شانه کردن مو، عایشه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

   در زمان خلیفه وقت (مهتدى عباسى ) امام حسن عسكرى را زندانى كردند. رئیس زندان فردى به نام صالح بن وصیف بود.
گروهى از دشمنان امام علیه السلام پیش رئیس زندان رفتند و اكیدا از او خواستند به آن حضرت در زندان سخت بگیرد.
رئیس زندان گفت: چه كنم؟ دو نفر از بدترین اشخاص را براى شكنجه حسن عسكرى مامور كردم، آن دو نفر پس از مشاهده حال عبادت و راز و نیاز آن حضرت، آن چنان تحت تاثیر قرار گرفته اند كه خود مرتب به عبادت و نماز مشغولند، به طورى كه رفتارشان شگفت آور است، آنها را احضار كردم و پرسیدم :
شما چرا چنین شده اید؟ چرا به این شخص شكنجه نمى كنید، مگر از ایشان چه دیده اید؟
در پاسخ گفتند: چه بگویم درباره شخصى كه روزها را روزه مى گیرد و شبها را به عبادت مى گذراند، نه سخن مى گوید و نه جز عبادت به كار دیگر سرگرم مى گردد، هنگامى كه به ما نگاه مى كند بدنمان مى لرزد و چنان وحشت سراسر وجود ما را فرا مى گیرد كه نمى توانیم خود را نگه داریم، مخالفین امام كه این سخنان را شنیدند ناامید سر افكنده برگشتند.

بحار الانوار: ج 50، ص 308.





طبقه بندی: سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: امام حسن عسکری، زندان، شکنجه، زندانبان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

یكى از مسلمانان ثروتمند با لباس تمیز و فاخر محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و در كنار حضرت نشست، سپس فقیرى ژنده پوش با لباس ‍ كهنه وارد شد و در كنار آن مرد ثروتمند قرار گرفت .
مرد ثروتمند یكباره لباس خود را جمع كرد و خویش را به كنارى كشید تا از فقیر فاصله بگیرد. پیامبر خداصلی الله علیه وآله   از این رفتار متكبرانه سخت ناراحت شد و به او رو كرد و فرمود:
آیا ترسیدى چیزى از فقر او به تو سرایت كند؟
مرد ثروتمند گفت : خیر! یا رسول الله .
پیامبرصلی الله علیه وآله   : آیا ترسیدى از ثروت تو چیزى به او برسد؟
ثروتمند: خیر! یا رسول الله .
پیامبر صلی الله علیه وآله  : پس چرا از او فاصله گرفتى و خودت را كنار كشیدى ؟
ثروتمند: من همدمى (شیطان یا نفس اماره ) دارم كه فریبم مى دهد و نمى گذارد واقعیتها را ببینم ، هر كار زشتى را زیبا جلوه مى دهد و هر زیبایى را زشت نشان مى دهد. این عمل زشت كه از من سر زد، یكى از فریبهاى اوست . من اعتراف مى كنم كه اشتباه كردم. اكنون حاضرم براى جبران این رفتار ناپسندم نصف سرمایه خود را رایگان به این فقیر مسلمان بدهم. صلی الله علیه وآله پیامبر  به مرد فقیر فرمود: آیا این بخشش را مى پذیرى ؟
فقیر: نه ! یا رسول الله .
ثروتمند: چرا؟!
فقیر: زیرا مى ترسم من نیز مانند تو متكبر و خودپسند باشم و رفتارم مانند تو نادرست و دور از عقل و منطق گردد.

بحار: ج 22، ص 130 و ج 72، ص 13.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: فقیر، بخشش، ثروتمند، پیامبر، متکبر، خودپسند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

«بریحه عباسی» گماشته دستگاه حکومتی و امام جماعت دو شهر مکه و مدینه بود. او از امام هادی علیه السلام نزد متوکل سخن چینی و سعایت کرد و برای او نوشت: «اگر مکه و مدینه را می‏خواهی، علی بن محمدعلیه السلام را از این دو شهر دور ساز؛ زیرا مردم را به سوی خود فرا خوانده و گروه بسیاری نیز به او گرایش یافته و از او پیروی می‏کنند.»
در اثر سخن چینی‏های بریحه ، متوکل امام را از جوار پر فیض و ملکوتی رسول خداعلیه السلام تبعید کرد و ایشان را به سامرا فرستاد. در طول این مسیر، بریحه نیز با ایشان همراه شد.
در بین راه رو به امام کرد و گفت: « تو خود بهتر می‏دانی که من عامل تبعید تو بودم. سوگندهای محکم و استوار خورده‏ام که چنانچه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین (متوکل) و یا حتی یکی از درباریان و فرزندان او کنی، تمامی درختانت را در مدینه به آتش کشم و خدمت‏کارانت را بکشم و چشمه‏ها و قنات‏های مزرعه‏ات را ویران سازم. بدان که در تصمیم خود مصمم خواهم بود». امام علیه السلام با چهره‏ای گشاده در پاسخ بریحه فرمود: «نزدیک‏ترین راه برای شکایت از تو، این بود که دیشب شکایت تو را به درگاه خدا عرضه کنم و من شکایتی را که نزد خدا کرده‏ام، نزد غیر خدا و پیش بندگانش عرضه نخواهم کرد.»
بریحه که رأفت و بردباری امام را در مقابل سعایت‏ها و موضع زشتی که در برابر امام گرفته بود دید، به دست و پای حضرت افتاد و با تضرع و زاری از امام درخواست بخشش کرد. امام نیز با بزرگواری تمام فرمود: «تو را بخشیدم!»

اثبات الوصیة، علی بن الحسین مسعودی، ص 196.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

روزى امام علىّ بن ابى طالب، امیرالمؤ منین صلوات اللّه علیه عبورش به گروهى از مسلمان ها افتاد كه در گوشه اى از مسجد را اشغال كرده بودند و به عبادت مشغول بودند.
حضرت علىّ علیه السلام نزدیك ایشان رفت و فرمود: شما چه كسانى هستید؟ و چه مى كنید؟
در پاسخ به حضرت ، اظهار داشتند: ما بر خداوند توكّل كرده ایم و عبادت او مى كنم.
حضرت فرمود: خیر، چنین نیست، بلكه شما بى عار و مُفت خور مى باشید، چنانچه راست مى گوئید و توكّل برخداوند متعال دارید، بگوئید كه در چه مرحله اى از توكّل قرار دارید؟
گفتند: اگر چیزى به ما برسد، مى خوریم و قناعت مى كنیم و چنانچه چیزى به ما نرسد، صبر و تحمّل مى نمائیم.
سپس امام علىّ علیه السلام خطاب به ایشان كرد و با صراحت فرمود: سگ هاى محلّه ما نیز چنین روشى را دارند.
گفتند: پس ما چه كنیم، شما بفرمائید كه چه رفتارى داشته باشیم؟
حضرت فرمود: بایستى آنچه را كه ما انجام مى دهیم، شما نیز چنان كنید.
گفتند: شما چه كارهائى را انجام مى دهید، تا ما تبعیّت نمائیم ؟
امام علیه السلام فرمود: ضمن سعى و تلاش و كار و عبادت ، آنچه به ما برسد پس از مصرف ، اضافه آن را بذل و بخشش مى كنیم و اگر چیزى درآمدى نیافتیم ، خداوند منّان را؛ در هر حال شكر و سپاس مى گوئیم.

مستدرك الوسائل : ج 11، ص 220، ج 20





طبقه بندی: تربیتی،  عبادی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: توکل، بی عاری، مسجد، قناعت، بخشش، امام علی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

 امام حسن علیه السلام در زمان خویش عابدترین، زاهدترین و برترین مردم به شمار مى رفت . وقتى حج بجاى مى آورد بسیارى از اوقات پاى برهنه مى رفت هر وقت به یاد مرگ مى افتاد، مى گریست و اگر در حضورش از قبر سخن به میان مى آمد گریان مى شد و چون به یاد قیامت و برانگیخته شدن در محشر مى افتاد اشك مى ریخت و هر وقت به یاد عبور از صراط مى افتاد گریه مى كرد و هرگاه به یاد حضور مردم براى حساب در پیشگاه خداوند مى افتاد ناگهان فریاد مى كشید و از شدت بیم و هراس از هوش مى رفت و غش مى كرد، هرگاه براى نماز آماده مى شد اعضایش از خوف خدا مى لرزید، هر وقت از بهشت و دوزخ سخن مى گفت چون شخص مارگزیده مضطرب مى شد آنگاه از خدا خواستار بهشت مى شد و از آتش جهنم به او پناه مى برد و چون آیه «یا ایها الذین امنوا..» را تلاوت مى كرد، مى فرمود: لبیك ! اللهم لبیك !...
هنگامى كه مشغول وضو مى شد اعضایش مى لرزید و چهره مباركش زرد مى گشت وقتى كه مى-پرسیدند: چرا چنین حالى پیدا مى كنى؟
مى فرمود: سزاوار است كسى كه در مقابل پروردگار عرش مى ایستد، رنگش زرد و اعضاى او دچار رعشه گردد. هر وقت به در مسجد مى رسید روى به آسمان مى نمود، عرض مى كرد:
بار خدایا! مهمان تو بر در خانه ات ایستاده است، اى خداى بخشنده ! شخصى گناهكار پیش تو آمده، اى خداى مهربان ! از گناهان من به خاطر بزرگواریت درگذر!

بحارالانوار، ج 43، ص339.





طبقه بندی: عبادی،  اعتقادی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

 برنامه این شب‌ها مجری درستكار، كارشناس حجت الاسلام و المسلمین دكترعابدی
درستكار: حالا که در ماه صفر هستیم از فرصت استفاده کنم و این سؤال را بپرسم. چرا می‌گویند ماه صفر نحس است؟ ماه صفر بنده خدا چه تقصیری دارد؟


ادامه مطلب


طبقه بندی: تربیتی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 آبان 1393 توسط : حسین مردان پور
نجاشى مردى دهقان و حاكم اهواز و شیراز بود، یكى از كارمندانش به امام صادق  علیه السلام عرض كرد: در دفتر نجاشى خراجى به عهده من است و او مؤمن و فرمانبردار شماست اگر صلاح بدانید برایم باو توصیه‏ئى بنویسید، امام صادق علیه السلام نوشت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ برادرت را شاد كن تا خدا ترا شاد كند.
او نامه را گرفت و نزد نجاشى آمد، زمانى كه در مجلس عمومى نشسته بود، چون خلوت شد نامه را به او داد و گفت: این نامه امام صادق علیه السلام است، نجاشى نامه را بوسید و روى دیده گذاشت و گفت: حاجتت چیست؟ گفت در دفتر شما خراجى بر من است، نجاشى گفت: چه مقدار است؟ گفت: ده هزار درهم، نجاشى دفتردارش را خواست و دستور داد از حساب خود او بپردازد و بدهى او را از دفتر خارج كند و براى سال آینده هم همان مقدار بنام نجاشى بنویسد، سپس باو گفت: آیا ترا شاد كردم؟گفت: آرى قربانت، آنگاه دستور داد باو مركوب و كنیز و نوكرى دهند و نیز دستور داد یك دست لباس به او دادند، و در هر یك از آنها می گفت ترا شاد كردم؟ او می گفت: آرى قربانت، و هر چه او می گفت آرى نجاشى می افزود تا از عطا فراغت یافت، سپس گفت: فرش این اتاق را هم كه رویش نشسته بودم هنگامى كه نامه مولایم را به من دادى ببر و بعد از این هم حوائجت را پیش من آر. مرد فرش را برداشت و خدمت امام صادق علیه السلام رفت و جریان را چنان كه واقع شده بود گزارش داد، حضرت از رفتار او مسرور می شد مرد گفت: مثل اینكه نجاشى با این رفتارش شما را هم شادمان كرد؟ فرمود: آرى بخدا، خدا و پیغمبرش را هم شاد كرد.
اصول كافى- ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 273 و274.




طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: شادکردن مومن، نجاشی، اهواز، دهقان، حاکم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3