تبلیغات
وب سایت شخصی حسین مردان پور - مطالب اجتماعی

وب سایت شخصی حسین مردان پور

وقتی که می خواهید لیاس بدوزید، شلواری یا پیراهنی، می روید بازار پارچه ای مناسب می خرید، هیچ وقت خودتان قیچی بر نمیدارید پارچه را ببرید و پیراهن و یا شلوار بدوزید، پارچه را می برید پیش خیاط و از او می خواهید که برایتان این کار را انجام بدهد، خیاط ماهر هم چه کار می کند؟ بر اساس الگوی مناسب پارچه را قیچی می کند حالا این جا نه کم می آورد و نه زیاد, مناسب با نیاز پارچه را می برد و لباس مناسب برایتان می دوزد. اما اگر خودتان قیچی بر می­داشتید، پارچه را ضایع می کردید و کم یا زیاد می آوردید و یا آنچه که می خواستید نمی شد، پارچه را از بین می بردید.

زندگی مثل دوختن لباس است، وقتی تشکیل زندگی می دهیم نیاز به یک الگوی مناسب برای زندگی داریم، اگر فله ای و بدون الگو زندگی کنیم در زندگی افراط و تفریط زیادی خواهیم داشت. کم و کاستی های زندگی زیاد خواهد بود. ناهنجاری های زفتاری زیاد خواهد بود. در ارتباطات اجتماعی کم می آوریم. در ارتباط با همسر، در ارتباط با فرزندان کم می آوریم تا غلط می رویم. در ارتباط با بزرگترها در اقتصاد در اجتماع در سیاست مسیر غلط خواهیم رفت.

اگر بدون الگو باشیم آسیب های زیادی در زندگی خواهیم داشت حتما نیاز به یک الگوی مناسب برای زندگی داریم برای رسیدن به سعادت و خوشبختی به یک الگوی مناسب نیاز مندیم .

خداوند متعال در قرآن هم به این نکته مهم اشاره کرده است؛ شما که میخواهید به سعادت برسید کلید سعادت هم درست زندگی کردن در دنیاست به الگوی مناسب رجوع کنید :

«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجو الله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا» احزاب 21

اگر می خواهید به سعادت برسید حتما باید به رسول الله اقتدا کنید و او را الگو قرار دهید.

تا فردای قیامت انگشت حسرت بدندان نگزید و فریاد بلند نکنید:

((یا لیتنی مع الرسول سبیلا))

    قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن

ظلمات است بترس از خطر گمراهی





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: خیاطی، زندگی، حسرت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور
راهکارهای تثبیت آموزه­های دینی در فرزندان :

1.      ولایت پذیری والدین؛

2.      ساماندهی ارتباطات خانوداگی؛

امام علی علیه السلام: با خانواده های خوب و شریف با سابقه درخشان ارتباط داشته باشید؛

3.      تمرین و تکرار؛

4.      مواظبت بر ورودی های گوشو چشم کودک؛

5.      فعالیت های منظم و مناسب دینی در منزل، قرائت قرآن، نماز؛

6.      الگودهی مناسب (خوب بودن پدر و مادر و دیگران)

7.      تشویق و تحسین مناسب؛

8.      محبت و مهربانی،

9.      وحدت رویه در رفتارهای تربیتی با فرزندان (اولیاء و مدرسه)؛

10.  توجه به تفاوت های فردی فرزندان؛

11.  تقویت حس مسئولیت پذیری کودکان؛

12.  انجام کار خلاف میل تا لذت های زودگذر را رها کند؛

13.  تعریف واقعی و توصیفی از فعالیت کودک نه شخصیت خود؛

 





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: تمرین، محبت، تحسین، تشویق، تکرار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 خرداد 1395 توسط : حسین مردان پور

1.      اول اینکه خودتان هم کتاب بخوانید، لحظاتی که کودک در منزل است شما هم کتاب بخوانید، مطالعه در خانه نشانه موفقیت بچه ها در مدرسه است. برای اینکه بچه ها در خانه مطالعه کنند باید الگوی رفتاری مناسب که در خانه بطور مرتب مالعه میکند  داشته باشند.

2.      انتقال مطالعات انجام شده به بقیه: یک مطلبی که خوانده اید مثلا خوانده اید که فلان چیز برای انسان خوب است، مثلا خوردن پیاز و سماغ برای چربی خون و کبد خوب است در منزل مطرح کنید از فرزندان هم بخواهیم آنچه مطالعه کرده اند به شما انتقال دهند.

3.       گاهی با صدای بلند برای بچه هایی که اول ابتدایی هستند کتاب بخوانید، خیلی کوتاه و جذاب با یک حالت و لحن مناسب، برای شخصیت های آن لحن خاص در آورید و اگر هیجان دارد با حالت هیجان بخوانید.

4.      مطالعه را خانوادگی انجام دهید، مثلا روزنامه میخوانید گاهی مطالب ویژه کودکان دارد آن را با کودکان بخوانید.

5.      با هم در مورد مطالب مورد علاقه خود صحبت کنید؛ مثلا چه خبر جالبی خوانده ایی برای شما جالب بود برای کودک صحبت کنید و از او هم بخواهید یک مطلب مورد علاقه را برای شما بازگو کند.

6.      گاهی داستانی و یا قصه ای که میخوانید و دارای صحنه جذاب است آن را در منزل در حد توان اجرا کنید، مثلا صحنه ی ساده که یک آغازی دارد و پایانی، نقش افراد را مشخص کنید، اجازه دهید بچه ها نقش خود را خودشان انتخاب کنند.

7.      کتابهایی که علاقه دارید به کودکان توصیه کنید که آنها هم مطالعه کنند؛

8.      برای مطالعه کتاب دلیل بیاورید که کودک را تحریک کند، خواندن کتاب به ما کمک می کند که درست و نادرست را بفهمیم؛

9.      مطالب خواندنی را در دسترس قرار دهید؛

10.  هرجا می روید یک کتاب خواندنی با خود ببرید؛

11.  به عنوان تشویق به کودکان کتاب بدهید؛

12.  گاهی باهم به کتاب خانه بروید برای مطالعه؛

13.  گاهی کارتون و فیلم های تولید می شود بر اساس کتابها، آن کتابها را پیدا کنید؛

14.  برای تابستان یک برنامه مطاله ای آزاد تنظیم کنید؛

15.  زمانی کودک آمادگی دارد، او را تشویق به مطالعه کنید؛

16.  بچه ها را تشویق کنید پاسخ سئوالات خود را از کتاب بگیرند؛

17.  محیط مناسبی برای خواندن فراهم کنید؛

18.  تلویزیون به طور مداوم روشن نباشد؛

19.  با معلم مدرسه همکاری کنید؛

20.  خصوصیات کودک را آنچنان که هست بشناسید؛

21.  درس خواندن را برایش معنادار کنید؛

22.  برای انجام تکالیف محیط مناسبی برایش فراهم کنید؛

 





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: معلم، مدرسه، کتاب، خانواده، فیلم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

بعضی از افراد در انجام كارها امروز وفردا می­كنند وآن را انجام نمی دهند علت اصلی آن تنبلی وبی­حالی است مثلا دانش آموز در درس خواندن تنبلی میكند ودر س نمی خواند .

علائم :

1.      ناتمام گذاشتن کارها و ناقص انجام دادن کارها؛

2.      انجام ندادن وظایف؛

3.      بی دقتی در انجام کار،

4.      کندی در حرکات بدی؛

5.      بهانه آوردن برای انجام ندادن کارها؛

6.      عدم تمرکز در کارها.

برای درمان تنبلی افراد، ابتدا باید علت و ریشه تنبلی را شناخت وسپس به درمان آن پرداخت .


ادامه مطلب


طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: آینده نگری، راحت طلبی، لذت جویی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 توسط : حسین مردان پور

1.      پیش­گیری و درمان؛ عن أمیر المؤمنین (ع): إذَا رَغِبتَ فی المکارم، فَاجتَنِبِ المَحَارم: (غرر/ح4069) اگر به بزرگواری تمایل داری، از امور حرام دوری کن؛

2.      پرهیز از مال حرام؛ امام صادق (ع) قرمودند: «ترك یك لقمه‏ حرام‏ نزد خدا، محبوب تر است از هزار ركعت نماز مستحبی.» (بحار الأنوار (ط ـ بیروت)، ج‏90، ص373)

3.      توبه و پشیمانی؛ پیامبر اکرم ص: اِنَّ لِلقُلوبِ صَدْأٌ کَمَصْدَأ النُّحُاسِ فاجْلُوها بالِأِستغفار.

4.      سالم سازی محیط جامعه؛ امام علی ع :إذا خبث‏ الزمان‏ كسدت الفضائل و ضرت و نفقت الرذائل

هنگامی كه زمان خبیث شد فضائل كساد می‌شود و كمیاب می‌گردد و اگر فضیلتی موجود باشد در فضای مسموم ضد ارزش محسوب می‌شود و ضرر می‌زند. در چنین جامعه‌ایی رذیلت و ناپاكی توزیع می‌شود و دروغ و تهمت و رشوه ارزش محسوب می‌گردد البته اگر فردی اهل عبرت باشد از همین زمانه فاسد عبرت می‌گردد و موعظه‌های زمانش را درك می‌كند.


5.      مبارزه با انحرافات، پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ فی اُمَّتی فَلیُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم یَفعَل فَعَلَیهِ لَعنَةُ اللَّهِ؛
هرگاه بدعت‏ها در میان امتم پدیدار شوند، بر عالم است كه علم خود را آشكار سازد. هر كس چنین نكند، لعنت خدا بر او باد. (كافى، ج‏1، ص‏54)





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: محیط، توبه، درمان، پیشگیری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 فروردین 1395 توسط : حسین مردان پور
از بلا نارسته گردی ای عزیز
بازباید داشتن دست از دو چیز
رو تو دست ازنفس و دنیا باز دار
تا بلاها را نباشد با تو کار
ور بحرص و آز گردی مبتلا
با تو روی آرد ز هر سو صد بلا
آنکه نبود هیچ نقدش در میان
هر کجا باشد بود اندر امان
نفس ودنیا را رها کن ای پسر
باز رستی از بلا و از خطر
ای بسا کس کز برای نفس زار
در بلا افتاد و گشت از غم نزار
از برای نفس مرغ نامراد
آمد و در دام صیاد اوفتاد
تا دلت آرام یابد ای پسر
بود و نابود جهان یکسان شمر
از عذاب و قهر حق ایمن مباش
در پی آزار هر مؤمن مباش
در بلا یاری مخواه ازهیچ کس
زانکه نبود جز خدا فریادرس
هر کرا رنجانده عذرش بخواه
تا نباشد خصم تو در عرصه گاه
گر غنا خواهد کسی از ذوالمنن
در قناعت می‌توانش یافتن

 پندنامه عطار





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: نفس، دنیا، عذاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1395 توسط : حسین مردان پور

بنّایی را در نظر بگیرید که همه سفارشات خرد و کلان مربوط به بنّایی مانند شناژبندی، آجرچینی، سقف‌زنی، نصب در و پنجره، گچ و خاک، موزاییک‌کاری، کاشی‌کاری، گچ‌کاری و... را قبول می‌‌کند. به دلیل پایین بودن کیفیت، کمّیت و بازدهی در زبان عرفی به او و امثال او «همه کاره هیچ کاره» گویند. البته همین فرد اگر کارها و خرده کارهایی که نیاز به تخصص ندارد را بپذیرد و آنهایی که نیاز به تخصص دارد را ارجاع دهد، کمک خوبی برای رشد کارهای مهم‌تر متخصصان و مردم است. مشکل کار وقتی است که از نظر تخصص پا درکفش بزرگ‌تر از خودش کند. بی‌تردید فردی که در یکی از این رشته‌ها تخصص دارد از نظر زیباشناختی و ظرافت، محکم کاری، سرعت، پیش‌بینی انجام کار، آسیب‌شناسی، تخمین مصالح مورد نیاز، صرفه‌جویی و عدم استهلاک مصالح و... موفق‌تر از همه فن حریف است؛
مبلّغ متخصص،تمام همّ و غمّش‌ در یک رشته تبلیغی مثل خطابه، قصه گویی، قصه نویسی و... می‌باشد. گرایش خود را با توجه به تجارب قبلی، استعداد، علاقه، ذوق و عشقش انتخاب می‌کند و به دلیل آشنایی خوبش در شناخت عناصر «زمان»، «مکان»، «روش»، «زبان»، «نیاز»، «آسیب» و «پیامد»است که باید گفت:اوّلاً تبلیغ هم «علم» است و هم «هنر»؛ و دیگر این‌که از جهات زیر این کار هنرمندانه وعالمانه پرفایده به شمار می‌آید؛ از منظر روان‌شناسی، هرچه عادت قوی‌تر می‌شود آگاهی و توجه كمتر می‌شود و فرد به طور خودكار عملی را انجام می‌دهد؛اما در «اسلام» برای جلوگیری از آن كه عبادت‌ها، عادات بی‌روح، غیر ارادی و غیر هدفی شود به استمرار «نیّت و توجه» در کارهای خوب تأکید شده است. نیّت، باطن و روح اعمال ما است و براساس بینش توحیدی در عادات مثبت، همیشه نوعی تفکر و تأمل وجود دارد و همین جریان الهی در کالبد اعمال سبب می‌شود که این عادات «لذت کِش» شوند نه «لذت کُش».
به این مولفه‌ها عناصر تبلیغ گفته می‌شود. که عبارتند از؛
1. مخاطب‌شناسی؛ (شناخت ویژگی‌های گیرنده یا شنونده)
2. نیازشناسی؛ (شناخت نیاز‌ها، رغبت‌ها و علایق مخاطب)
3. روش‌شناسی؛ (شناخت فضای روحی و روانی مخاطب و محیط او)
4. زبان‌شناسی و واژه گزینی؛ (زبان آگاهی و هشیاری بر ادبیات و گفتمان روز)
5. زمان‌شناسی؛ (زبان آگاهی و توجه به ضرورت‌ها و مقتضیات زمان)
6. مکان شناسی؛ (مکان آگاهی و توجه به ضرورت‌ها و مقتضیات مکان)
7. پیامد‌شناسی؛ (ارزشیابی، ‌بازخوردگیری و ارزیابی اثر بخشی و کارآمد بودن فرآیند تبلیغ) [1]

پی نوشت :
1. روان شناسی و مهارت‌های رفتاری در تبلیغ غیر مستقیم، محمد حسین قدیری، ص25





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  فن تبلیغ و سخنرانی، 
برچسب ها: تربیت، مخاطب شناسی، زمانشناسی، مکان شناسی، روش شناسی، نیازشناسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1394 توسط : حسین مردان پور

اصل مسأله‌ی ازدواج، عبارتست از تفاهم و اُنس و اتّحادِ دو موجود در زندگی با یکدیگر که این البتّه در اصل یک امر طبیعی است. لکن اسلام با پیرایه‌ها و تشریفات و آئین هایی که قرار داده و با احکامی که گذاشته برای ازدواج، یک استمرار و برکتی به آن داده است.
زن و شوهر باید یکدیگر را درک کنند و بفهمند. این یک تعبیر اروپایی است ولی تعبیر خوبی است ... یعنی هر کسی درد و خواسته های طرف مقابل را بفهمد و با او راه بیاید، به این می‌گویند درک کردن. یعنی به قول معروف در زندگی تفاهم و درک متقابل باشد. اینها محبّت را زیاد می‌کند.[1]

پی نوشت :
1.مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، ص152.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی،  خانواده، 
برچسب ها: درک متقابل، تفاهم، اسلام، تعبیراروپایی، انس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 مرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

ضمن تشکر از دست اندرکاران فیلم رستاخیز در این فیلم چند نکته قابل تامل وجود دارد لذا به نظراین حقیر اکران فیلم به صلاح نیست:

1- با توجه به اینکه حادثه عاشورا از نظر شیعیان یکی از مهمترین فرازهای تاریخ اسلام محسوب می شود، این فیلم به هیچ وجه نتوانسته حتی بخشی از این واقعه مهم را به نمایش بگذارد؛ بلکه فقط تکه برداری های ناشیانه ای از این حادثه بزرگ تاریخی دارد.


ادامه مطلب


طبقه بندی: اجتماعی، 
برچسب ها: حر، معاویه، کربلا، فیلم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 تیر 1394 توسط : حسین مردان پور

شهدای غواص با دست های بسته آمدند تا...

آقامصادر ه به مطلوب نکن؟؟؟!!

میتینگ سیاسی نیست؟؟؟!!

اینکه می گی :

؛ «مرگ بر آمریکا»، «می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم»، «هیهات ‌مناالذله»، «عزت قابل‌مذاکره نیست، حتی اگر دست‌های ما بسته باشد»، «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»، «تا آخر‌ایستاده‌ایم»، «خون شهیدان ما قابل اکسید نیست»، «در منطق شهادت، تحریم حرف مفت است»، «لب تشنه جان دهیم، سازش نمی‌کنیم»، «آب‌خوردن ما وابسته به سلام بر حسین است، نه تحریم‌ها» و...

آقاجان اینها مصادره به مطلوب است ؟؟!! میتینگ سیاسی اسست ؟؟؟!!

آخه چرا؟؟

چون :

 1-  در تشیع شهدای غواص ازدهان هیچ یک از شهدا  شعار مرگ بر آمریکا بیرون نیامد ؟؟؟!! چون گفته بودند دستهایمان را ببندید تا شعار ندیم!!!!!!!!!!!!!!    خواسته شهدا بود!!!!!!!!!

شهدا شرمنده ایم

2- در وصیت نامه شهدا از شعارها ی فوق خبری نبود؟؟؟؟؟!!!!

شهدا شرمنده ایم

3- از همه مهمتر اصلا رسالت  شهدا  مبارزه با آمریکا و  هم پیمانان ظالمش نبود؟؟؟!!!

شهدا شرمنده ایم

4-  آمریکا نه  در کمک  نظامی  و نه در کمک اطلاعاتی ولو رفتن عملیات کربلای 4 و ....هیچ نقشی نداشت .





طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: غواص، شعار، آمریکا، کربلای 4، وصیت نامه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

در همه‌ی احوال و اوضاع رعایت همدیگر را بکنید، به هم کمک کنید، عون و بازوی همدیگر باشید، بخصوص در راه خدا و در راه انجام وظیفه. چه پسر در راه خداست، دختر به او کمک کند. چه دختر در راه انجام وظیفه و در راه خداست، پسر به او کمک کند. هر کدام مجاهدت می‌کنند، آن دیگری به او کمک کند.
اگر پسر در کارِ علم و در تلاش و مجاهدت در ارگانهای جمهوری اسلامی است، آن خانم با او همکاری کند که بتواند کارش را راحت انجام بدهد. مردها و پسرها به زن هایشان فرصت بدهند تا زن ها هم بتوانند در این میدان های مسابقه‌ی معنویت وارد شوند. اگر می‌خواهند تحصیلِ علم کنند، بتوانند. اگر هم می‌خواهند در کارهای اجتماعی وارد شوند، بتوانند.
زن و شوهر کوشش کنند یکدیگر را به راه خدا هدایت کنند. یکدیگر را در راه مستقیم نگه دارند و حفظ کنند. این « تواصَوا بالحقِّ و تواصَوا بالصَّبرِ »[1]را که خاصیّت مسلمانی است و مهمترین خصوصیت ایمان است، مدّنظر داشته باشند.
هر دو به یکدیگر نسبت به دیندار بودنشان و رعایت تقوی کمک کنند. یعنی مرد کمک کند که زنش بتواند دیندار باشد و رعایت تقوی را بکند. زن هم کمک کند که مرد بتواند دیندار باشد و بتواند پاکدامن بماند و بتواند با تقوی حرکت کند.
منظور از کمک فقط شستن ظرف و ... نیست، البته اینها هم کمک است ولی منظور بیشتر کمک روحی است. کمک معنوی و فکری است. در راه اسلام یکدیگر را ثابت قدم بدارند، همدیگر را توصیه به تقوی و صبر و توصیه به دینداری، توصیه به عفاف، توصیه به قناعت، توصیه به ساده زیستی و ... کنند. با هم همکاری کنند تا بتوانند ان شاء الله به بهترین وجهی بگذرانند.[1]


1.مطلع عشق(گزیده‌ای از رهنمودهای حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای به زوج‌های جوان)، ص137.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: همکاری، همسر، زن، شوهر، تقوی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

آیه شماره 27  از سوره مبارکه فرقان


 وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلىَ‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یَلَیْتَنىِ اتخَّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا
و (به خاطر آور) روزی را که ستمکار دست خود را (از شدت حسرت) به دندان می‏گزد و می‏گوید: «ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم!

پیامها و نکته ها:


 1- عذاب قیامت بسیار سخت است. «یعضّ الظالم على یَدَیه» (مشرك تنها یك انگشت ویا یك دست خود را گاز نمى‏گیرد، بلكه دو دست خود را گاز مى‏گیرد)
2 - پشیمانى، دلیل بر اختیار انسان است و اگر كسى مجبور بود، پشیمانى معنا نداشت. «یالیتنى»
3- دوستى‏هاى نامشروع امروز، فرداى خطرناكى دارد. «یالیتنى» دوست در سرنوشت انسان مؤثّر است.
4- ایمان به تنهایى كافى نیست، همراه بودن با انبیا نیز لازم است. «مع الرسول»
5 - ارتباط با انبیا هر چند اندك باشد، مى‏تواند راه نجات باشد. «سبیلاً»





طبقه بندی: اجتماعی،  اعتقادی، 
برچسب ها: دوست، حسرت، ظلم، قیامت، عذاب، پشیمانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 9 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

نامه ای در استفتاء حکم در مورد «سیگار»
آیت اللّه مکارم، اى فقیه نیک نام *** اى همه عزّ و کمال و رفعت و جاه و مقام
«مکتب اسلام» دارد چون تو مردى سرفراز *** فاضل و عادل به گیتى، حاذق فقه و کلام
متن «تفسیر نمونه» منحصر شد در جهان *** آفرین بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام
********
آنچه اکنون گشته سنگین، حلّ این معضل بود *** این گِره بگشاى و واکن باب رحمت روى عام
نیک دانى آن چه دارد بهر انسان ها ضرر *** طبق فتواى فقیهان مصرفش باشد حرام
مصرف «سیگار» دارد بس ضررها را ز پى *** گر ندارد آن زیانى، پس ضرر باشد کدام؟
این سموم بس کشنده روز و شب بیع و شرا *** مى شود این جا و آن جا با کمال اهتمام
فرض آن که عایداتش باشد از انجم فزون *** مى نیارزد آن چه دارد مرگ و بیمارى مدام!
مى نیارزد تا که انسان جان خود سازد فدا *** عقل سالم کى پسندد این غُل و زنجیر و دام؟
این چنین چیزى که دارد پاى تا سر شور و شر *** از چه حاضر گشته دولت بهر توزیعش مدام؟
سالیانه صدهزاران مرده اند از این طریق *** این ستم، گر نیست نقمت، پس چه باید داد نام
چیست فتواى شما در محو این «امّ الفساد»؟ *** یا چه دستورى نماید منع آن را تا قیام؟
اى فقیه بافضیلت! رأى خود کن آشکار *** هر که گردد روسیاه و یا که گردد شادکام!
طول عمرت خواهم از درگاه حَىِّ لایزال *** در سلامت پایدار و در سعادت مستدام! [1]
********
پاسخ سؤال
مى کنم با نام حق آغاز، اکنون این کلام *** مى فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!
راست گفتى، مصرف «سیگار» دارد صد ضرر *** بهر شیطان شد سلاح و بهر دیوان، هست دام!
شعله اى از نار دوزخ، آتشى از قهر ربّ *** در فسادش شک نکن از مذهب خیرالانام!
آن که دل بندد به این «امّ الخبائث» در جهان *** از حقیقت دور باشد، در طریقت هست خام!
گر بخواهى همچو «مِىْ» نامش بنه «امّ الفساد» *** این به شکل «دود» باشد وان یکى «زهرى» به جام
گر بزرگى از بزرگان جایزش بشمرده است *** بر بنى آدم خطا ممکن بُوَد از خاصّ و عام!
آن چه گفتم یک اشارت بود در این مسأله *** عاقلان را یک اشارت هست کافى، والسّلام! [2]

پی نوشت :
1. غلامحسین توانا از کرمانشاه
2. پاسخ معظّم له به آقاى توانا
آیت الله مکارم شیرازی، سیگار پدیده مرگبار عصر ما، ص 30.





طبقه بندی: عبادی،  اجتماعی، 
برچسب ها: سیگار، ضرر، مصرف، ام الفساد، فقیه، ایت الله، شیطان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

• اکسیر جادویی دوستت دارم: همسران موفق آنهایی هستند که در گفتن «دوستت دارم» کوتاهی نمی کنند.
• صادق باشید: درباره خطاها و اشتباهات خود صادق باشید و آنها را به عهده بگیرید و به اصطلاح ماست‌مالی نکنید.
• دخالت‌های اطرافیان را محدود کنید: سعی کنید از همان ابتدا، استقلال خانواده دو نفره تان را به دیگران نشان دهید و به آنها بفهمانید که هر تصمیمی در این زندگی گرفته شود، حاصل همفکری شما دو نفر است.
• هدایای کوچک عاشقانه اثرات بلندمدت دارند: دادن هدایای کوچک و ابراز علاقه باعث بروز اثرات مثبت طولانی‌مدت می‌شود.
• فاصله، قلب‌ها را نزدیک‌تر و مشتاق‌تر می‌کند: برای خود کمی تنهایی فراهم کنید. اگر هر از گاهی زوجین چند ساعت، یک روز یا چند روز برای خود خلوتی داشته باشند و به بهانه سفر یا هر بهانه دیگری از هم فاصله داشته باشند، بسیار موثر و مفید است.
• واقع‌بین باشید: قانون 20-80 را فراموش نکنید. هیچ کس در دنیا نمی‌تواند 100 درصد نیازهای شما را برآورده کند. این را بدانید که هیچ چیز همیشه عالی و بدون نقص نیست. همیشه اختلاف عقاید و مخالفت وجود دارد.
• قدردان یکدیگر باشید: جوری رفتار نکنید که طرف مقابل فکر کند هر کاری انجام می‌دهد از روی وظیفه است بلکه از او قدردانی کنید.
• رابطه زناشویی یک اتوبان دوطرفه است. درباره خواسته‌ها و نیازهایتان صادق باشید و به خواسته‌ها و نیازهای همسرتان نیز توجه کنید.
• مهارت کنترل خشم داشته باشید: وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید. بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید. برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.[1]

پی نوشت :
سایت تبیان،





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: خشم، رابطه، اتوبان، قلب، واقع بینی، کنترل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور
سرنی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد، در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ
در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلابش
پشت کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود




طبقه بندی: تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

 

بیا تـا مونس هم یـار هم غمخوار هــم باشیم*** انیس جـــان غـم فــرسوده بیــمار هـــم باشیم
شب آید شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم*** شود چون روز دست و پای هم در کار هــم باشیم
دوای هـم شفـای هم برای هـم فدای هــم*** دل هــم جــان هم جانان هم دلـدار هـــم باشیم
به هم یک تن شویم و یکدل و یک رنگ و یک پیشه** سـری در کار هـم آریم و دوش بــار هـــم باشیم
جـدائی را نبـاشد زهــره تــا در میـان آیـد**** به هم آریم سـر بـر گرد هــم بـر گار هـــم باشیم
حـیات یکـدگر باشیم و بهر یکـدگر میریم*** گهی خندان ز هــم گه خسته و افکار هـــم باشیم
به وقت هـوشیاری عقل کـل گردیم بهر هم*** چـووقـت مستی آیـد سـاغر سـرشار هـــم باشیـم
شویم از نغمه سازی عندلیب غـم سرای هم*** به رنگ و بـوی یکـدگر شـده گلـزار هـــم باشیم
بـه جمعیت پنــاه آریــم از بــاد پــریشانی*** اگــر غفـلت کند آهنـگ مـا هشـیار هــم بـاشیم
برای دیـده‌بــانی خواب را بر خویشتن بندیم*** ز بهـر پــاسبـانی دیــــده بیـــدار هــــم باشیم
جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم*** قَبــا و جُبّه و پیـراهـــن و دستـــار هـــم باشیم
غم هم شادی هم دین هم دنیای هم گردیم*** بلای یکـدگر را چــاره و ناچـــار هــــم باشیـم
بلا گردان هم گر دیده گرد یکـدگر گردیم*** شده قـربان هـم از جـان و منت دار هــــم باشیـم
یکی گردیم در گـفتار و در کردار و در رفـتار*** زبان و دست و پا یک کرده خدمتکار هـــم باشیـم
نمی‌بینم به جز تو همدمی‌ای «فیض» در عالم ***بیــا دمسـاز هـــم گنجــینه اسـرار هـــم باشیم





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: مونس، دوای هم، هشیار، ساغر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 توسط : حسین مردان پور

 هنگامی كه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از مكّه به مدینه هجرت كرد، مسلمانان مكّه نیز هجرت كردند، امّا بعضی مسلمانان با مخالفت همسر و فرزند خود مواجه شدند. آیه نازل شد كه بعضی همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان دوری كنید. بعضی مسلمانان مهاجر تصمیم گرفتند كه حتی اگر همسر و فرزندشان توبه كردند و هجرت كردند، آنان را نپذیرند.
آیه در ادامه می فرماید: اگر شما مخالفت های گذشته آنان را نادیده بگیرید و از آنان درگذرید، برای شما بهتر است و خداوند نیز شما را خواهد بخشید. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.» [1]
شان نزول آیه
در روایتى از امام باقر (علیه السلام) مى‏خوانیم: كه در مورد آیه 14 سوره تغابن " إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ ... " فرمود: منظور این است كه وقتى بعضى از مردان مى‏خواستند هجرت كنند، پسر و همسرش دامن او را گرفتند و مى‏گفتند: تو را به خدا سوگند كه هجرت نكن، زیرا اگر بروى ما بعد از تو بى‏سرپرست خواهیم شد. بعضى مى‏پذیرفتند و مى‏ماندند، آیه فوق نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه‏ها بر حذر داشت. اما بعضى دیگر اعتنا نمى‏كردند و مى‏رفتند ولى به خانواده خود مى‏گفتند به خدا اگر با ما هجرت نكنید و بعدا در (دار الهجرة) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم كرد، ولى به آنها دستور داده شد كه هر وقت خانواده آن ها به آن ها پیوستند گذشته را فراموش كنند و جمله وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ناظر به همین معنى است.[2

پی نوشت :
1. سوره تغابن، آیه 14.
2. محسن قرائتی، پرسش‏های مهم پاسخ‏های كوتاه، ج1، ص46.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: هجرت، مکه، مسلمانان، خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور

نگرش منفی، دقیقا برعكس نگرش مثبت است و به حالتی گفته می شود كه در آن افراد نسبت به تمام امور اطراف خود، دیگران‌و آینده و حتی خودش دیدی منفی دارد. گویی عینكی آفتابی به چشم زده است و دنیا را تماما در سیاهی و زشتی و بدی می بیند. در اصطلاح به این افراد می گویند كه همیشه نیمه خالی لیوان را می بینند. به بیان دیگر آنها همیشه به دنبال نقاط ضعف و كاستی های امور هستند و تنها و تنها بدی ها را می بینند و درك می كنند. برای این افراد خوبی ها و نقاط قوت هیچ معنایی ندارد.
ویژگی های افراد بدبین:
1. مدام در حال شكایت از زمین و زمان هستند و همه افراد به غیر از خودشان را در شكست ها و ناكامی هایشان مقصر می دانند.
2. در سخنان و صحبت هایشان مدام از کلمات و عباراتی كه بار منفی دارند،‌ استفاده می نمایند.
3. آنها غالبا دچار افسردگی،‌ كمبود اعتماد به نفس، خوابهای پریشان، بی اعتمادی و... می گردند.
4. افراد بدبین نسبت به تمام اطرافیان خود حتی نزدیكان شان دچار بی اعتمادی و گاه حتی بی مسئولیتی نسبت به وظایفشان می شوند.
5. زندگی را تلخ و بیهوده و بی هدف می پندارند و چون همه چیز را تلخ و زشت می پندارند زیبایی ها به چشمشان نیامده و گاه حتی زیبایی ها هم برایشان تلخ و زشت می نماید.
6.افکار منفی افکاری بازدارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال می کنند. در این حالت به جای اینكه تفكرات در اختیار افراد باشد افراد در اختیار تفكرات منفی خود هستند.
با مقایسه ساده دو گروه بدبین و مثبت بین درمی یابیم،‌ یقینا یك فرد بدبین هرگز نمی تواند با یك فرد مثبت اندیش و مثبت بین زندگی خوب و موفقیت آمیزی داشته باشد.[1]

پی نوشت :
1. سایت تبیان





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 18 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور


ثعلبى در تفسیر خود از امام جعفر صادق  علیه السلام نقل كرده‏است: رسول خدا صلی الله علیه وآله فاطمه را در حالى دید كه عبایى از پوست شتر پوشیده و با یك دست مشغول آسیا كردن و به كمك دست دیگر مشغول شیر دادن به فرزندش مى‏باشد. چشمان رسول خدا از مشاهده این امر پر از اشك شد و به فاطمه فرمود: دخترم! سختیها و تلخیهاى دنیا را در مقابل حلاوت و شیرینى آخرت قرار بده. فاطمه گفت: اى رسول خدا! خدا را سپاس مى‏گویم به سبب نعمتهاى فراوانى كه به من عطا فرموده، و او را در مقابل محبّتهایش شكر مى‏گزارم. و نقل كرده‏اند كه در این هنگام آیه «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضى‏» بر پیامبر نازل گردید.
زندگانى حضرت زهرا علیها السلام، ترجمه بحار الأنوار ،ص:391





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: ثعلبی، قناعت، آخرت، عبا، سختی ها،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور
امام حسن عسكرى علیه السلام  حكایت فرمود: روزى دو نفر زن همسایه ، كه یكى از آن دو نفر از دوستان وشیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و دیگرى از مخالفین و از دشمنان ایشان بود، بر سر مسئله اى از مسائل دین با یكدیگر اختلاف ونزاع پیدا كردند؛ و چون به توافق نرسیدند، جهت رفع اختلاف و روشن شدن حقیقت نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها شرف حضور یافتند.
حضرت زهرا سلام الله علیها
 پس از توجّه به سخنان دو طرف و شنیدن استدلال هر دو نفر، حقّ را با زن شیعه دانست و استدلال و محاجّه او را تشریح نمود، و او چون بر رقیب مخالف خود تسلّط یافت ، شادمان و خوشحال گردید و امّا زن مخالف چون دلیلى بر حقّانیت خود نداشت تسلیم شد و ساكت ماند.
پس از آن، حضرت زهراسلام الله علیها
خطاب به زن شیعه كرد و فرمود: همانا ملائكه به جهت پیروزى و شادمانى تو، شادمان گردیدند و شیطان بسیار غمگین و محزون گشت .
امام حسن عسكرى علیه السلام 
در ادامه فرمایش خود افزود: در این هنگام ، خداوند متعال به ملائكه خطاب نمود و فرمود: اى ملائكه ! اكنون چون فاطمه زهرا، گشایشى براى این زن باایمان به وجود آورد و او را شادمان و مسرور نمود؛ پس درجات او را در بهشت چندین برابر افزایش دهید.

احتجاج طبرسى : ج 1، ص 18، تفسیر امام عسكرى علیه السلام : ص 346.




طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور


از مستحبات آن است كه نمازگزار از بوى خوش استفاده نماید و با لباس پاكیزه نماز بخواند و با احترام و وقار براى عبادت خدا مشغول شود.
لحظات آخر عمر حضرت زهرا  علیها السلام  بود چند لحظه اى به اذان مغرب باقى مانده بود نزدیك بود كه وقت نماز فرا رسد، فاطمه علیها السلام    به اسماء بنت عمیس فرمود «عطر مرا بیاور» سپس وضو گرفت ، و در این هنگام كه مى خواست نماز بخواند، حالش منقلب شد، سرش را به زمین نهاد، به اسماء گفت: كنار سرم بنشین، هنگامى كه وقت نماز فرا رسید، مرا بلند كن تا نمازم را بخوانم، اگر برخاستم كه چیزى نیست و اگر برنخاستم شخصى را نزد على علیه السلام بفرست تا خبر فوت مرا به او بدهد. اسماء میگوید: وقت نماز فرا رسید، گفتم :الصلاة یا بنت رسول الله صلی الله علیه و آله  : اى دختر رسول خدا وقت نماز است.
جوابى نشنیدم ، ناگاه متوجه شدم كه حضرت زهر علیها السلام ا  از دنیا رفته است براستى باید از زهراى اطهر علیها السلام   درس پاكیزگى و مقید بودن به آداب اسلام را آموخت در آن حال ، لباس نمازش را پوشید و بوى خوش استعمال كرد تا نماز بخواند و قبل از وقت خود را آماده نماز كند.

کشف الغمه ج 2 ص 62





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: عطر، لباس، بوی خوش، اسماء،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

در یكى از سالها ابوحنیفه در زمان امام جعفر صادق  علیه السلام وارد مدینه گردید و به قصد دیدار آن حضرت راهى منزلش شد؛ و در راهروى منزل حضرت به انتظار اجازه ورود، نشست .
در همین بین ، كودك خردسالى از منزل بیرون آمد، ابوحنیفه از او پرسید: در شهر شما شخصى غریب كجا مى تواند ادرار و دفع حاجت كند؟
كودك كنار دیوار نشست و بر آن دیوار تكیه زد و سپس اظهار نمود: كنار نهر آب ، زیر درختان میوه دار، كنار دیوار مساجد، در مسیر و محلّ عبور اشخاص ، رو به قبله و پشت به قبله نباشد؛ و غیر از این موارد هر كجاى دیگر باشد مانعى ندارد.
ابوحنیفه گوید: چنین جوابى از آن كودك براى من تعجّب آور بود، پرسیدم : نام تو چیست ؟
گفت : من موسى، پسر جعفر، پسر محمّد، پسر علىّ، پسر حسین پسر، علىّ، پسر ابوطالب هستم .
گفتم : گناه از چه كسى است و چگونه سرچشمه مى گیرد؟
فرمود: گناه و خطا یكى از این چند حالت را دارد:
یا از طرف خداوند باید باشد، كه صحیح و سزاوار نیست كه خداوند متعال سبب و باعث گناه بنده اش گردد؛ و سپس او را مورد عذاب قرار دهد.
یا آن كه از طرف خداوند و بنده مى باشد، كه آن هم صحیح نیست چون كه قبیح است شریكى مانند خداوند، شریك ضعیف خود را بر انجام گناه عذاب كند.
و یا آن كه گناه و خطا از خود انسان سر مى زند، كه حقّ مطلب نیز همین است .
پس اگر خداوند عذاب نماید، حقّ دارد؛ و اگر عفو نماید و ببخشد از روى فضل و كرم و محبّت او نسبت به بنده اش مى باشد.

اعیان الشّیعة : ج 2، ص 6، إ علام الورى : ج 2، ص 29، تحف العقول : ص 411، مناقب ابن شهرآشوب : ج 4، ص 314.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: دفع، ابوحنیفه، دیوار، نهر، مسجد، قبله، کرم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

پیامبرصلی الله علیه وآله :  


تَصَافَحُوا فَإِنَ التَّصَافُحَ یُذْهِبُ السَّخِیمَة .

 تحف العقول ،ص 55
 

با یکدیگر دست بدهید زیرا دست دادن کینه و کدورت را از بین می برد.





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: کینه، کدورت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

آیه شماره 43 از سوره مبارکه آل عمران
 یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَاسْجُدِی وَارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ

اى مریم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع‏كنندگان ركوع نما


1- افراد برجسته باید تواضع و عبادتشان بیشتر باشد. «یا مریم اقنتى...» (براى اولیاى خدا، عبادات ویژه‏اى سفارش شده است، همانگونه كه براى پیامبرصلى الله علیه وآله نماز شب واجب بود.)
2- نماز، ركوع و سجود، بهترین راه شكر است. در آیه قبل برگزیدگى خداوند مطرح شد كه سزاوار شكر است. «اصطفاك... اقنتى»
3- عبادت باید تنها براى پروردگار باشد. «لربّك»
4- عبادت، مایه‏ى تربیت انسان است. «ربّك»
5- نمازجماعت وعبادت دسته‏جمعى، قبل از اسلام نیز بوده است.«مع الراكعین»
6- حضور زن در اجتماعات عبادى واجتماعاتى كه مردان نیز حضور دارند سفارش شده است. «مع الراكعین» به شرط آنكه زنان، مریم‏گونه رفتار نمایند.
7- منتخبین وبرگزیدگان، باید همراه توده‏ها و در متن جامعه باشند، نه جدا و منزوى از مردم. «اركعى مع الراكعین»





طبقه بندی: عبادی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: رکوع، جماعت، سجده، نماز، اجتماع، عبادت، دسته جمعی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

آیه شماره 221 از سوره مبارکه بقره
وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِینَ حَتَّى یُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَئِكَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ یَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَیُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ
و با زنان مشرك ازدواج مكنید تا ایمان بیاورند قطعا كنیز با ایمان بهتر از زن مشرك است هر چند [زیبایى] او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك زن مدهید تا ایمان بیاورند قطعا برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشرك است هر چند شما را به شگفت آورد آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‏خوانند و خدا به فرمان خود [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‏خواند و آیات خود را براى مردم روشن مى‏گرداند باشد كه متذكر شوند
1-  مسلمانان، حقّ پیوند خانوادگى با كفّار را ندارند. «ولا تنكحوا»
2- دفع خطر، مهم‏تر از كسب منفعت است. در ازدواج با مشرك دو احتمال در پیش است: یكى آنكه مشرك ایمان آورد. دیگر آنكه مؤمن مشرك شود. از آنجایى كه خطر مشرك شدن مؤمن مهم‏تر است، لذا اسلام ازدواج قبل از ایمان را نهى نموده است. «لا تنكحوا المشركات حتّى یؤمنّ»
3- در انتخاب همسر، ایمان اصالت دارد و ازدواج با كفّار ممنوع است. «و لأمة مؤمنة خیر»
4- در ازدواج، فریب جمال، ثروت و موقعیّت دیگران را نخورید. «و لو اعجبتكم... و لو اعجبكم»
5- مقام و مال و جمال، جاى ایمان را پر نمى‏كند. «ولواعجبكم»
 6- به ضعیفان و محرومان با ایمان بهاداده و با آنان ازدواج كنید. «لامة مؤمنة... لعبد مؤمن خیر»
7- ازدواج مى‏تواند وسیله‏اى براى دعوت به مكتب باشد. «حتى یؤمنوا»
8- غرائز باید در مسیر مكتب كنترل شود. «حتى یؤمنّ... حتّى یؤمنوا»
9- ایمان مایه‏ى ارزش است، گرچه در بنده و كنیز باشد وشرك رمز سقوط است، گرچه در حر و آزاد باشد. «لامة مؤمنة خیر من مشركة»
10- پدر، حقّ ولایت بر ازدواج دخترش دارد. در مسئله داماد گرفتن، به پدر خطاب مى‏كند كه دختر خود را به مشركان ندهید. «لا تنكحوا»
 11- اوّل ایمان، بعد ازدواج. فكر نكنید شاید بعد از ازدواج ایمان بیاورند. «حتى یؤمنّ... حتّى یؤمنوا»
12- از نفوذ عوامل مشرك در تاروپود زندگى مسلمانان، جلوگیرى كنید و توجّه به خطرات مختلف این نوع ازدواج‏ها داشته باشید. «اولئك یدعون الى النار»
13- همسر بد، زمینه ساز جهنّم است. «یدعون الى النار»
14- عمل به دستورات الهى، راه رسیدن به بهشت است. «واللّه یدعو الى الجنّة»

15- مغفرت، با توفیق و اذن الهى است. بر خلاف مسیحیّت كه آمرزش را بدست بزرگان خود مى‏دانند. «و المغفرة باذنه»
16- انسان، واقعیات را به طور فطرى در مى‏یابد. بیان احكام فقط براى یادآورى است. «لعلّهم یتذكّرون»

 





طبقه بندی: اجتماعی،  خانواده، 
برچسب ها: مال، زن مشرک، ازدواج، داماد، پدر، همسر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور


محمد بن زیان می گوید: مأمون تلاش می كرد كه امام جواد علیه السلام را همانند خود اهل دنیا كند و به لهو و فسوق مایل سازد ولی موفق نشد، یکی از کارهایی که برای نیل به این هدف کرد این بود که از مردی به نام مخارق آوازه خوان كه ساز می زد و آواز می خواند و ریش بلندی داشت، خواست تا حضرت را به سمت لهو بکشاند، مخارق به مأمون اطمینان داد كه من حتماً امام جواد را به عیش و طرب خواهم كشاند و مایل به دنیایش خواهم نمود.
مخارق مقابل خانه امام نشست و آواز خود را بلند كرد به طوری كه همه اهل خانه دور او جمع شدند و بعد شروع كرد به نواختن!
یك ساعت چنین كرد ولی دید حضرت جواد علیه السلام هیچ توجهی به او ندارد حتی سر خود را بلند نكرده كه به طرف راست و چپ بنگرد.
پس از آنكه مخارق دست از خواندن و نواختن برداشت امام  علیه السلام سرمبارك را بلند كرد و فرمود:
اِتَّقِ اللهِ یا ذَاالعُثْنُونَ، قالَ: فَسَقَطَ المِضْرابُ مِنْ یَدِهِ وَ العُودُ فَلَمْ یَنْتَفِعُ بِیَدِهِ اِلی اَنْ ماتَ
از خدا بترس ای مرد ریش بلند. راوی می گوید تا امام  علیه السلام این فرمایش را نمود وسایل ساز و آواز از دست مخارق افتاد و دیگر تا هنگام مرگ نتوانست از دست خود برای اجرای موسیقی استفاده كند.

(مناقب، ابن شهر آشوب، ج4، ص396.)





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: آواز، ساز، عیش، طرب، موسیقی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 13 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

   از جمله علل و اسباب برقراری نظام حکومت و استواری امور مردم، محبت ورزی است; زیرا اگر مردم با یکدیگر برخوردی از روی محبت و صفا داشته باشند، هرگز با یکدیگر دچار مشکل نخواهند شد و از این روست که خداوند متعال ایجاد محبت بین مردم را بزرگ دانسته و بر آن منّت نهاده و فرموده است: «اگر تمام آنچه را در روی زمین است بین مردم انفاق کنی نمی توانی بین دل هایشان محبت ایجاد کنی، ولی خدا بود که میان آنان الفت انداخت.» (انفال: 63)
با دوستی و محبت، بهتر می توان عقاید و دستورهای دینی را بین مردم رواج داد تا خشونت و تندخویی; زیرا خشونت سبب تنفّر است، ولی محبت الفت می آورد. کسانی که نسبت به یکدیگر محبت داشته باشند، به هم نزدیک می شوند و چون با هم نزدیک شدند به یکدیگر یاری می رسانند و در آن صورت، به فعالیت و آبادانی می پردازند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله از راه های گوناگون محبت ورزی، مانند سلام گفتن، دست دادن و مصافحه کردن، خبرگیری و تفقّد از حال و مشکلات پیروان خویش، در دل های آنان نفوذ داشت. پیامبر خدا چنان رفتار محبت آمیزی داشت که هرگز از یاران و اصحاب خویش غافل نمی ماند و پیوندها و رابطه ها را گرم و زنده نگاه می داشت. به فرموده امام علی علیه السلام، هرگاه کسی از برادران دینی اش را سه روز نمی یافت، احوال او را می گرفت: پس اگر غایب و در سفر بود برایش دعا می کرد، و اگر حاضر و در محل بود به دیدارش می شتافت، و اگر بیمار بود به عیادتش می رفت.

مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی، 
برچسب ها: سیره، اجتماعی، پیامبر، الفت، سلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

رسول خدا از نظر لباس، موی سر و چهره، بسیارآراسته بود، در آینه نگاه می کرد و موی سر را شانه می زد، و اگر آینه نبود، در ظرف آب نگاه می کرد و موی سر را مرتب می ساخت. افزون بر آن، خود را برای خانواده و نیز برای اصحاب و یاران خود می آراست.
وقتی همسرش عایشه از علت نگاه کردن حضرت در ظرف آب پرسید، در جواب فرمود: خداوند دوست دارد که هرگاه بنده اش نزد برادران دینی خود می رود، خویشتن را برایشان بیاراید.
رسول خدا پیامبرصلی الله علیه و آله سر را شانه می کرد، و هرگاه موی سر یا صورت او می ریخت، همسرانش جمع می کردند. موهای پیامبر که به عنوان تبرّک نزد مردم  بود، از همان موها بود.
پیداست که این شیوه، سبب جذب و جلب توجه دیگران می شود، و از جمله رازهای محبوبیت پیامبر و نفوذ تبلیغ ایشان را در دل های مردم باید در همین گونه روش های رفتاری ایشان جستجو نمود.

مجله معرفت » بهمن 1385 - شماره 110، نویسنده : فاضلی، خادم حسین





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: شانه کردن مو، عایشه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

یكى از مسلمانان ثروتمند با لباس تمیز و فاخر محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و در كنار حضرت نشست، سپس فقیرى ژنده پوش با لباس ‍ كهنه وارد شد و در كنار آن مرد ثروتمند قرار گرفت .
مرد ثروتمند یكباره لباس خود را جمع كرد و خویش را به كنارى كشید تا از فقیر فاصله بگیرد. پیامبر خداصلی الله علیه وآله   از این رفتار متكبرانه سخت ناراحت شد و به او رو كرد و فرمود:
آیا ترسیدى چیزى از فقر او به تو سرایت كند؟
مرد ثروتمند گفت : خیر! یا رسول الله .
پیامبرصلی الله علیه وآله   : آیا ترسیدى از ثروت تو چیزى به او برسد؟
ثروتمند: خیر! یا رسول الله .
پیامبر صلی الله علیه وآله  : پس چرا از او فاصله گرفتى و خودت را كنار كشیدى ؟
ثروتمند: من همدمى (شیطان یا نفس اماره ) دارم كه فریبم مى دهد و نمى گذارد واقعیتها را ببینم ، هر كار زشتى را زیبا جلوه مى دهد و هر زیبایى را زشت نشان مى دهد. این عمل زشت كه از من سر زد، یكى از فریبهاى اوست . من اعتراف مى كنم كه اشتباه كردم. اكنون حاضرم براى جبران این رفتار ناپسندم نصف سرمایه خود را رایگان به این فقیر مسلمان بدهم. صلی الله علیه وآله پیامبر  به مرد فقیر فرمود: آیا این بخشش را مى پذیرى ؟
فقیر: نه ! یا رسول الله .
ثروتمند: چرا؟!
فقیر: زیرا مى ترسم من نیز مانند تو متكبر و خودپسند باشم و رفتارم مانند تو نادرست و دور از عقل و منطق گردد.

بحار: ج 22، ص 130 و ج 72، ص 13.





طبقه بندی: تربیتی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: فقیر، بخشش، ثروتمند، پیامبر، متکبر، خودپسند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 25 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

«بریحه عباسی» گماشته دستگاه حکومتی و امام جماعت دو شهر مکه و مدینه بود. او از امام هادی علیه السلام نزد متوکل سخن چینی و سعایت کرد و برای او نوشت: «اگر مکه و مدینه را می‏خواهی، علی بن محمدعلیه السلام را از این دو شهر دور ساز؛ زیرا مردم را به سوی خود فرا خوانده و گروه بسیاری نیز به او گرایش یافته و از او پیروی می‏کنند.»
در اثر سخن چینی‏های بریحه ، متوکل امام را از جوار پر فیض و ملکوتی رسول خداعلیه السلام تبعید کرد و ایشان را به سامرا فرستاد. در طول این مسیر، بریحه نیز با ایشان همراه شد.
در بین راه رو به امام کرد و گفت: « تو خود بهتر می‏دانی که من عامل تبعید تو بودم. سوگندهای محکم و استوار خورده‏ام که چنانچه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین (متوکل) و یا حتی یکی از درباریان و فرزندان او کنی، تمامی درختانت را در مدینه به آتش کشم و خدمت‏کارانت را بکشم و چشمه‏ها و قنات‏های مزرعه‏ات را ویران سازم. بدان که در تصمیم خود مصمم خواهم بود». امام علیه السلام با چهره‏ای گشاده در پاسخ بریحه فرمود: «نزدیک‏ترین راه برای شکایت از تو، این بود که دیشب شکایت تو را به درگاه خدا عرضه کنم و من شکایتی را که نزد خدا کرده‏ام، نزد غیر خدا و پیش بندگانش عرضه نخواهم کرد.»
بریحه که رأفت و بردباری امام را در مقابل سعایت‏ها و موضع زشتی که در برابر امام گرفته بود دید، به دست و پای حضرت افتاد و با تضرع و زاری از امام درخواست بخشش کرد. امام نیز با بزرگواری تمام فرمود: «تو را بخشیدم!»

اثبات الوصیة، علی بن الحسین مسعودی، ص 196.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3