تبلیغات
وب سایت شخصی حسین مردان پور - مطالب سیاسی

وب سایت شخصی حسین مردان پور

شهدای غواص با دست های بسته آمدند تا...

آقامصادر ه به مطلوب نکن؟؟؟!!

میتینگ سیاسی نیست؟؟؟!!

اینکه می گی :

؛ «مرگ بر آمریکا»، «می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم»، «هیهات ‌مناالذله»، «عزت قابل‌مذاکره نیست، حتی اگر دست‌های ما بسته باشد»، «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»، «تا آخر‌ایستاده‌ایم»، «خون شهیدان ما قابل اکسید نیست»، «در منطق شهادت، تحریم حرف مفت است»، «لب تشنه جان دهیم، سازش نمی‌کنیم»، «آب‌خوردن ما وابسته به سلام بر حسین است، نه تحریم‌ها» و...

آقاجان اینها مصادره به مطلوب است ؟؟!! میتینگ سیاسی اسست ؟؟؟!!

آخه چرا؟؟

چون :

 1-  در تشیع شهدای غواص ازدهان هیچ یک از شهدا  شعار مرگ بر آمریکا بیرون نیامد ؟؟؟!! چون گفته بودند دستهایمان را ببندید تا شعار ندیم!!!!!!!!!!!!!!    خواسته شهدا بود!!!!!!!!!

شهدا شرمنده ایم

2- در وصیت نامه شهدا از شعارها ی فوق خبری نبود؟؟؟؟؟!!!!

شهدا شرمنده ایم

3- از همه مهمتر اصلا رسالت  شهدا  مبارزه با آمریکا و  هم پیمانان ظالمش نبود؟؟؟!!!

شهدا شرمنده ایم

4-  آمریکا نه  در کمک  نظامی  و نه در کمک اطلاعاتی ولو رفتن عملیات کربلای 4 و ....هیچ نقشی نداشت .





طبقه بندی: سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: غواص، شعار، آمریکا، کربلای 4، وصیت نامه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

برخلاف ظاهر خشن و بلکه کریه شان، تازگی ها معلوم شده است که این صهیونیست ها  موجودات نازی هستند زیرا:
 
1- آنها می توانند سلاح هسته ای بسازند و کسی هم نگران صلح جهانی و بحران منطقه ای نشود.
 
2- آنها اجازه و حق دارند  هر کسی را  که دل شان خواست دستگیر و زندانی وشکنجه کنند و از حقوق بشر هم چیزی کم نشود. چون با تمام خساستی که دارند، حقوق دلسوزان حقوق بشر را با سخاوت تمام و به موقع می پردازند.


3- آنها گاهی عصبانی می شوند، با آن که موجودات نازی هستند وقتی عصبانی می شوند مردم کشورهای دیگر و ازجمله دانشمندان را ترور می کنند . اما کسی به آنها خرده     نمی گیرد چون خیلی دل نازک و زود رنج هستند.
 
4- آنها زمین و شهر و کشور دیگران را اشغال می کنند و در آنها خانه می سازند اما وقتی  می خواهند درخانه هایی که خود ساخته اند آسوده باشند، صاحبان اصلی آن زمین ها و شهرهای اشغالی با بی رحمی تمام سرو صدا و تظاهرات می کنند و چرت این صهیونیست های ناز نازی را پاره می کنند.
 
5- بیشتر رسانه ها و فعالان سیاست و به ویژه جگرسوختگان حقوق بشر در جهان سوم، هرجا که باشند ، این را می دانند که صهیونیست ها چقدر ناز نازی اند بنابراین هرگز چیزی نمی گویند ونمی نویسند که دل آنها را بشکنند، چون از کسی که دلش شکسته  نمی توان توقع داشت که حقوق بشر را به موقع بپردازد آن هم در آن سوی اقیانوس ها که خرج زیاد است و گذران زندگی به این سادگی ها نیست.

 اسماعیل امینی  وبلاگ ترنم (شعر و ادب زبان فارسی)





طبقه بندی: سیاسی، 
برچسب ها: صهیونیست، شهر، کشور، هسته ای، سلاح، رسانه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 خرداد 1394 توسط : حسین مردان پور

 هنگامی كه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) از مكّه به مدینه هجرت كرد، مسلمانان مكّه نیز هجرت كردند، امّا بعضی مسلمانان با مخالفت همسر و فرزند خود مواجه شدند. آیه نازل شد كه بعضی همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان دوری كنید. بعضی مسلمانان مهاجر تصمیم گرفتند كه حتی اگر همسر و فرزندشان توبه كردند و هجرت كردند، آنان را نپذیرند.
آیه در ادامه می فرماید: اگر شما مخالفت های گذشته آنان را نادیده بگیرید و از آنان درگذرید، برای شما بهتر است و خداوند نیز شما را خواهد بخشید. « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.» [1]
شان نزول آیه
در روایتى از امام باقر (علیه السلام) مى‏خوانیم: كه در مورد آیه 14 سوره تغابن " إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ ... " فرمود: منظور این است كه وقتى بعضى از مردان مى‏خواستند هجرت كنند، پسر و همسرش دامن او را گرفتند و مى‏گفتند: تو را به خدا سوگند كه هجرت نكن، زیرا اگر بروى ما بعد از تو بى‏سرپرست خواهیم شد. بعضى مى‏پذیرفتند و مى‏ماندند، آیه فوق نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه‏ها بر حذر داشت. اما بعضى دیگر اعتنا نمى‏كردند و مى‏رفتند ولى به خانواده خود مى‏گفتند به خدا اگر با ما هجرت نكنید و بعدا در (دار الهجرة) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم كرد، ولى به آنها دستور داده شد كه هر وقت خانواده آن ها به آن ها پیوستند گذشته را فراموش كنند و جمله وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ناظر به همین معنى است.[2

پی نوشت :
1. سوره تغابن، آیه 14.
2. محسن قرائتی، پرسش‏های مهم پاسخ‏های كوتاه، ج1، ص46.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی، 
برچسب ها: هجرت، مکه، مسلمانان، خانواده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور

 

حضرت مهدی علیه السلام:
إنَّ اللّهَ مَعَنا، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَیرِهِ و الحَقُّ مَعَنا فَلَن یُوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا؛ الغیبة ، طوسى ، ص ۲۸۵

 

 

 خدا با ماست

و نیازمند دیگرى نیستیم.

حق با ماست

و باكى نیست كه كسى از ما روى بگرداند.





طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی، 
برچسب ها: حق، خدا، باک،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 فروردین 1394 توسط : حسین مردان پور
امام حسن عسكرى علیه السلام  حكایت فرمود: روزى دو نفر زن همسایه ، كه یكى از آن دو نفر از دوستان وشیعیان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و دیگرى از مخالفین و از دشمنان ایشان بود، بر سر مسئله اى از مسائل دین با یكدیگر اختلاف ونزاع پیدا كردند؛ و چون به توافق نرسیدند، جهت رفع اختلاف و روشن شدن حقیقت نزد فاطمه زهرا سلام الله علیها شرف حضور یافتند.
حضرت زهرا سلام الله علیها
 پس از توجّه به سخنان دو طرف و شنیدن استدلال هر دو نفر، حقّ را با زن شیعه دانست و استدلال و محاجّه او را تشریح نمود، و او چون بر رقیب مخالف خود تسلّط یافت ، شادمان و خوشحال گردید و امّا زن مخالف چون دلیلى بر حقّانیت خود نداشت تسلیم شد و ساكت ماند.
پس از آن، حضرت زهراسلام الله علیها
خطاب به زن شیعه كرد و فرمود: همانا ملائكه به جهت پیروزى و شادمانى تو، شادمان گردیدند و شیطان بسیار غمگین و محزون گشت .
امام حسن عسكرى علیه السلام 
در ادامه فرمایش خود افزود: در این هنگام ، خداوند متعال به ملائكه خطاب نمود و فرمود: اى ملائكه ! اكنون چون فاطمه زهرا، گشایشى براى این زن باایمان به وجود آورد و او را شادمان و مسرور نمود؛ پس درجات او را در بهشت چندین برابر افزایش دهید.

احتجاج طبرسى : ج 1، ص 18، تفسیر امام عسكرى علیه السلام : ص 346.




طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور

شهید دکتر بهشتی:

                             آنهایی كه

                                                          ولایت فقیه

                    را قبول ندارند در هر مقامی كه باشند سرنگون خواهند شد. 

 





طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 اسفند 1393 توسط : حسین مردان پور


ابی هاشم می گوید: از امام حسن عسكری درباره این آیه شریفه پرسیدم:
«ثُمَّ أوْرَثْنا الكِتابَ اَّلذِینَ اصْطَفْینا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُم ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُم مُقْتَصِدٌ، وَ مِنْهُم سابِقٌ بِالْخَیْراتِ بِاِذْنِ الله»ِ (فاطر-32)
آنگاه این كتاب را به آن كسان از بندگانمان كه انتخاب نمودیم به میراث دادیم وبعضی ایشان ستمگر خویشند و بعضی معتدلند و بعضی به اذن خدا به سوی نعمتها می شتابند.
امام  علیه السلام فرمود: هر سه دسته مربوط به آل محمد ـ علیهم السلام ـ می باشند. آنكه بر خود ظلم روا داشته كسی است كه اقرار به امام ننموده و مقتصد كسی است كه عارف به مقام امام است و گروه سوم اشخاصی هستند كه سبقت در گرفتن فیض و خیرات از امام  علیه السلا م دارند.
ابی هشام می گوید: من در فكر فرو رفتم كه این چه عظمتی است كه نصیب امامان ـ علیهم السلام ـ شد. و مقداری هم اشك ریختم كه وجود مبارك امام عسكری  علیه اسلام نگاهی به من انداخت و فرمود: مسئله بالاتر از آن است كه تو فكر می كنی و تو به عظمت و شأن آل محمد ـ علیهم السلام ـ شكر خدا را بجا آور و از او بخواه كه توفیق تمسك جستن به ریسمان ولایتشان را به تو عنایت فرماید زیرا در روز قیامت به همان خوانده خواهی شد زیرا فردای قیامت هرانسانی را با امامش مشحور می كنند امیدوارم كه به راه خیر سیر كنی.

(بحار الانوار، ج50، ص259)





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  تاریخی،  تربیتی، 
برچسب ها: امام حسن، عسگری، ابی هشام، ولایت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 بهمن 1393 توسط : حسین مردان پور

محمد بن حسین بن شمون می گوید: نامه ای برای امام علیه السلام نوشتم و از فقر شكایت كردم و بعد پیش خود گفتم اینكه امام صادق علیه السلام  فرموده فقر با داشتن ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بهتر است از ثروت با دشمنان ایشان بودن، كه جواب امام عسكری علیه السلام   آمد كه خداوند دوستان ما را وقتی گرفتار گناهان می شوند توسط فقر دفع ضرر گناه می نماید و از بسیاری از آنها در می گذرد وتو همانطور كه حدیث نفس كردی فقیر باشی و با ما باشی بهتر است از اینكه غنی و ثروتمند باشی ولی با دشمنان ما باشی. آری ما پناهگاه كسانی هستیم كه به ما پناه می برند و نوریم برای كسانی كه از ما كسب نور نمایند و محل اعتصام می باشیم برای اشخاصی كه به ما تمسك می جویند. كسی كه ما را دوست بدارد با ما در مقام أعلی خواهد بود و هر كه از ما منحرف شود جایگاهش آتش است.
(مناقب،ابن شهر آشوب ج4، ص 439 





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: عسگر، دفع ضرر، مناقب، ابن شهرآشوب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 دی 1393 توسط : حسین مردان پور

   در زمان خلیفه وقت (مهتدى عباسى ) امام حسن عسكرى را زندانى كردند. رئیس زندان فردى به نام صالح بن وصیف بود.
گروهى از دشمنان امام علیه السلام پیش رئیس زندان رفتند و اكیدا از او خواستند به آن حضرت در زندان سخت بگیرد.
رئیس زندان گفت: چه كنم؟ دو نفر از بدترین اشخاص را براى شكنجه حسن عسكرى مامور كردم، آن دو نفر پس از مشاهده حال عبادت و راز و نیاز آن حضرت، آن چنان تحت تاثیر قرار گرفته اند كه خود مرتب به عبادت و نماز مشغولند، به طورى كه رفتارشان شگفت آور است، آنها را احضار كردم و پرسیدم :
شما چرا چنین شده اید؟ چرا به این شخص شكنجه نمى كنید، مگر از ایشان چه دیده اید؟
در پاسخ گفتند: چه بگویم درباره شخصى كه روزها را روزه مى گیرد و شبها را به عبادت مى گذراند، نه سخن مى گوید و نه جز عبادت به كار دیگر سرگرم مى گردد، هنگامى كه به ما نگاه مى كند بدنمان مى لرزد و چنان وحشت سراسر وجود ما را فرا مى گیرد كه نمى توانیم خود را نگه داریم، مخالفین امام كه این سخنان را شنیدند ناامید سر افكنده برگشتند.

بحار الانوار: ج 50، ص 308.





طبقه بندی: سیاسی،  تاریخی،  اخلاقی، 
برچسب ها: امام حسن عسکری، زندان، شکنجه، زندانبان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 دی 1393 توسط : حسین مردان پور


عصر امامت امام رضاعلیه السلام  بود، و آن حضرت در خراسان به سر مى برد، شخصى مسافر، از پشت نهر بلخ به حضور آن حضرت آمد و عرض كرد: من از شما مساله اى مى پرسم ، اگر جواب آن را آن گونه كه خودم مى دانم بدهى ، امامت تو را مى پذیرم .
امام : هر چه خواهى بپرس .
مرد مسافر: به من بگو پروردگارت ؛ از چه وقت بوده ؟ و چگونه بوده ، و بر چه تكیه دارد؟
امام علیه السلام : خداوند مكان را مكان كرد، بى آنكه مكانى داشته باشد، و چگونگى را چگونه نموده بى آنكه خود چگونه باشد، و بر قدرت خودش ‍ تكیه دارد.
در این هنگام ، آن مرد مسافر برخاست ، و سر حضرت رضا علیه السلام را ب
وسید و گفت: گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا نیست ، و محمد رسول خدا است ، و على وصى رسول خدا و سرپرست امت ، پس از او است ، و پیشوایان راستگو، شما امامان هستید، و تو جانشین آنها هستى .

کافی باب الكون و المكان ، حدیث 2، ص 88، ج 1.





طبقه بندی: اعتقادی،  سیاسی،  تاریخی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 29 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

جمعی از اهالی اصفهان مثل ابوالعباس احمد بن نضر و ابوجعفر محمدبن علویه گفتند كه مردی در اصفهان بود به نام عبدالرحمان كه جزء شیعیان محسوب می شد. از او پرسیدند چرا این مذهب را برگزیده و به امامت هادی معتقد شده ای؟
گفت: به جهت معجزه ای كه از امام علیه السلام  دیدم، و داستان از این قرار بود. من مردی فقیر و بی چیز بودم، ولی چون زبان و جرأت داشتم اهالی اصفهان در سالی از سالها مرا همراه گروهی نزد متوكل فرستاند تا دادخواهی كنیم. روزی بیرون خانه متوكل ایستاده بودیم كه دستور احضار علی بن محمدبن رضا از سوی متوكل صادر شد، من به یكی از حاضران گفتم: این مرد كیست كه دستور احضارش صادر شد؟
گفت: این مرد علوی است و رافضیان او را امام می دانند، و اضافه كرد كه ممكن است خلیفه برای قتل دستور احضارش را داده باشد. گفتم: از جای خود حركت نمی كنم تا این مرد علوی بیاید و او را ببینم. ناگهان دیدم شخصی سوار بر اسب به سوی خانه متوكل می آید. مردم به احترام در دو طرف مسیر او صف كشیدند و او را تماشا می كردند، چون نگاهم بر او افتاد مهرش در دلم جا گرفت و نزد خود به دعای او مشغول شدم تا خدا شر متوكل را از او دفع نماید. آن حضرت از میان مردم می گذشت و نگاهش بر یال اسب خود بود و چپ و راست را نگاه نمی كرد و من پیوسته به دعای او مشغول بودم، چون به من رسید با تمام رو به سوی من متوجه شد و فرمود: خدا دعای ترا پذیرفت و به تو طول عمر داد و مال و فرزندان ترا زیاد كرد.
چون این را مشاهده كردم مرا لرزه گرفت و در میان دوستانم افتادم، دوستانم پرسیدند: چه شد؟ گفتم: خیر است و چیزی نگفتم. هنگامی كه به اصفهان بازگشتم خدا مال فراوان به من عطا كرد، و امروز از اموال آنچه در خانه دارم قیمتش به هزار هزار درهم می رسد غیر از آنچه بیرون از خانه دارم و ده فرزند یافته ام و عمرم نیز از هفتاد سال گذشته است، من به امامت آن مردی معتقدم كه از دلم خبر داشت و دعایش در حق من مستجاب گردید.

بحار الانوار الانوار، ج50، ص141.





طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی، 
برچسب ها: اصفهان، رافضی، علوی، متوکل، شیعه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

«بریحه عباسی» گماشته دستگاه حکومتی و امام جماعت دو شهر مکه و مدینه بود. او از امام هادی علیه السلام نزد متوکل سخن چینی و سعایت کرد و برای او نوشت: «اگر مکه و مدینه را می‏خواهی، علی بن محمدعلیه السلام را از این دو شهر دور ساز؛ زیرا مردم را به سوی خود فرا خوانده و گروه بسیاری نیز به او گرایش یافته و از او پیروی می‏کنند.»
در اثر سخن چینی‏های بریحه ، متوکل امام را از جوار پر فیض و ملکوتی رسول خداعلیه السلام تبعید کرد و ایشان را به سامرا فرستاد. در طول این مسیر، بریحه نیز با ایشان همراه شد.
در بین راه رو به امام کرد و گفت: « تو خود بهتر می‏دانی که من عامل تبعید تو بودم. سوگندهای محکم و استوار خورده‏ام که چنانچه شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین (متوکل) و یا حتی یکی از درباریان و فرزندان او کنی، تمامی درختانت را در مدینه به آتش کشم و خدمت‏کارانت را بکشم و چشمه‏ها و قنات‏های مزرعه‏ات را ویران سازم. بدان که در تصمیم خود مصمم خواهم بود». امام علیه السلام با چهره‏ای گشاده در پاسخ بریحه فرمود: «نزدیک‏ترین راه برای شکایت از تو، این بود که دیشب شکایت تو را به درگاه خدا عرضه کنم و من شکایتی را که نزد خدا کرده‏ام، نزد غیر خدا و پیش بندگانش عرضه نخواهم کرد.»
بریحه که رأفت و بردباری امام را در مقابل سعایت‏ها و موضع زشتی که در برابر امام گرفته بود دید، به دست و پای حضرت افتاد و با تضرع و زاری از امام درخواست بخشش کرد. امام نیز با بزرگواری تمام فرمود: «تو را بخشیدم!»

اثبات الوصیة، علی بن الحسین مسعودی، ص 196.





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 13 آذر 1393 توسط : حسین مردان پور

مشتی از خاك كربلا

هرثمه مى گوید: چون از جنگ صفین همراه على علیه السلام برگشتیم ، آن حضرت وارد كربلا شد. در آن سرزمین نماز خواند. و آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آن را بویید و سپس فرمود:آه ! اى خاك ! حقا كه از تو مردمانى برانگیخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.
هرثمه مى گوید: سالها از ماجرا گذشت. آن روز كه عبیدالله بن زیاد لشكر به جنگ امام حسین علیه السلام فرستاد، من هم در آن لشكر بودم .
هنگامى كه به سرزمین كربلا رسیدم، ناگهان همان مكانى را كه على علیه السلام در آنجا نماز خواند و از خاك آن برداشت و بویید دیده و شناختم و سخنان على علیه السلام به یادم افتاد. لذا از آمدنم پشیمان شده، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسین علیه السلام رسیدم و بر آن حضرت سلام كردم و آنچه را كه در آن محل از پدرش على علیه السلام شنیده بودم ، برایش نقل كردم .
امام حسین علیه السلام فرمود: آیا به كمك ما آمده اى یا به جنگ ما؟
گفتم: اى فرزند رسول خدا! من به یارى شما آمده ام نه به جنگ شما. اما زن و بچه ام را گذارده ام و از جانب ابن زیاد برایشان بیمناكم. حسین علیه السلام این سخن را كه شنید فرمود: حال كه چنین است از این سرزمین بگریز كه قتلگاه ما را نبینى و صداى ما را نشنوى . به خدا سوگند! هر كس امروز صداى مظلومیت ما را بشنود و به یارى ما نشتابد، داخل آتش جهنم خواهد شد.

بحار: ج 44، ص 255.به نقل از كتاب داستانهای بحارالانوار
ج2





طبقه بندی: سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور


هنگامى كه پیامبر صلی الله علیه و آله شهادت حسین علیه السلام  و سایر مصیبت هاى او را به دختر خود، خبر داد؛ فاطمه علیهاالسلام سخت گریه نمود و عرض كرد: پدر جان ! این گرفتارى چه زمانى رخ مى دهد؟
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: زمانى كه من و تو و على در دنیا نباشیم .
آن گاه گریه فاطمه شدیدتر شد. عرض كرد: چه كسى بر حسینم گریه مى كند، و به عزادارى او قیام مى نماید؟
پیامبر فرمود: فاطمه ! زنان امتم بر زنان اهل بیتم ، و مردان بر مردان گریه مى كنند و در هر سال ، عزادارى او را تجدید مى كنند. روز قیامت كه فرا رسد، تو براى زنان شفاعت مى كنى و من براى مردان، و هر كه بر گرفتارى حسین گریه كند، دست او را مى گیریم و داخل بهشت مى كنیم. فاطمه جان ! تمام دیده ها روز قیامت گریان است، مگر چشمى كه بر مصیبت حسین گریه كند! آن چشم براى رسیدن به نعمت هاى بهشت خندان است
بحار، ج 44، ص 292 به نقل از داستانهای بحار الانوار – ج 1





طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی، 
برچسب ها: گریه، فاطمه، امام حسین،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مبلغان گرامى است؛ پیامى كه خداوند با آواى «یا اَیهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیكَ مِنْ رَبِّك»؛ پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود.

«ابلاغ پیام غدیر» از بزرگ ترین وظایف مبلغان گرامى است؛ پیامى كه خداوند با آواى «یا اَیهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیكَ مِنْ رَبِّك»؛ 1 پیامبر اعظم را مأمور اعلام آن فرمود. و رسول خداصلى الله علیه وآله آن را با متن استوار و پرفروغ و در شرائطى فراموش نشدنى به دهها هزار از افراد امّت ابلاغ كرد. غدیر مائده اى الهى است كه بدون آن بشریت همیشه گرسنه و تشنه خواهد بود و در كنار آن عید ایمان و آزادى و عدالت برقرار مى شود.
مبلغان گرامى نسبت به این خطبه و پیام زندگى ساز، وظیفه اى سنگین برعهده دارند كه فهرستى از آن بدین شرح است:
1. فهم دقیق و جامع خطبه غدیر؛
2. نشر و گسترش خطبه غدیر؛
3. حفظ و نگهدارى متن خطبه غدیر در قالبهاى گوناگون؛
4. شرح و تبیین و تشریح محتواى پیام غدیر؛
5. ترجمه و نشر پیام غدیر براى فرزندان اسلام و قرآن به زبانهاى گوناگون؛
6. خلاصه و عرضه پیام غدیر براى نسل جوان؛
7. مستندسازى پیام غدیر براى اهل پژوهش و تحقیق؛
8. گنجاندن متن پیام غدیر در متون آموزشى حوزه هاى علمیه و دانشگاههاى بلاد اسلامى؛
9. به یاد سپردن این خطبه و خطبه فدكیه براى طلاب جوان و دانشجویان؛
10. شبهه زدایى از سند غدیر؛
11. شبهه زدایى از متن حدیث غدیر؛
12. معرفى و گزارش حادثه غدیر به امت اسلامى؛
13. گزارش بازتابهاى خطبه غدیر در حجة الوداع؛
14. بررسى سرگذشت غدیر در قرون مختلف؛
15. معرفى راویان حدیث غدیر؛
16. معرفى شاعران حادثه غدیر؛
17. تدوین كارنامه عالمان دین در موضوع غدیر؛
18. گزارشى از نرم افزارهاى غدیریه؛
19. معرفى كتاب شناسى غدیر براى سطوح گوناگون؛
20. معرفى سایتها و وبلاگهاى امامت و غدیر در دنیاى مجازى؛
21. شناخت عوامل روانى مخالفت با غدیر؛
22. شناخت عوامل اجتماعى مخالفت با غدیر؛
23. گزارشى از وضعیت كنونى جشن غدیر در بلاد اسلامى؛
24. بررسى جایگاه غدیر در آینده جهان؛
25. شناخت مخالفان و علل كتمان غدیر در تاریخ؛
26. افشاى تلاش مخالفان در نسیان غدیر؛
27. توجه به نقش خطبه غدیر در پیشگیرى از انحرافهاى گوناگون؛
28. پژوهش در مورد سیره معصومین علیهم السلام در عید غدیر؛
29. بررسى پیوند غدیر با بعثت، عاشورا و مهدویت؛
30. شناخت و معرفى مخالفان غدیر در امروز.

امامت و فرهنگ غدیر
امروز همه امت بزرگ اسلامى به ویژه عالمان دین و مبلغان گرامى براى نجات بشریت راهى بهتر از معرفى اندیشه امامت و فرهنگ غدیر ندارند.
غدیر، فقط بحثى تاریخى نیست، غدیر، فقط بحثى اجتماعى نیست، غدیر، فقط موضوعى كلامى و عقیدتى نیست، غدیر تفكر شیعى و بى ارتباط با جامعه جهانى نیست.
غدیر، حلقه وصل كننده تمامى بندگان خدا با پروردگارشان پس از انقضاء نبوت و ارسال رسل است. غدیر، پل ارتباطى جهت استفاده بهینه از قرآن و معارف الهى است. و بالاخره غدیر زمینه ساز حاكمیت سراسر الهى امام و امامت بر تمام جهان مى باشد.

منابع غدیر
حادثه غدیر و خطبه غدیر، در منابع معتبر شیعه و بسیارى از منابع حدیثى و تاریخى اهل سنت آمده است:
1. احتجاج طبرسى، ج اوّل، ص 70 تا 85، انتشارات الشریف الرضى، قم، 1380 ش؛
2. التحصین، سید بن طاووس، ص 578 تا 590؛
3. روضة الواعظین، ج 1، ص 89 تا ص 104؛
4. بحار الانوار، ج 37، ص 108 تا ص 253، چاپ تهران.
علامه بزرگوار شیخ عبد الحسین امینى در كتاب شریف الغدیر، جلد اوّل از صفحه اوّل تا صحفه 150 مدارك بخشى از خطبه غدیر را از سیصد و شست كتاب معروف اهل سنت از قول 110 نفر صحابه رسول اكرم صلى الله علیه وآله و 84 نفر از تابعین آورده است.
یاد عالمان بزرگى چون علامه امینى، میر حامد حسین هندى و قاضى نور اللّه شوشترى بخیر كه پرچم غدیر را در جهان برافراشتند و فرهنگ غدیر را به نسل امروز سپردند.
در تفسیر نمونه جلد چهارم و پنجم مباحث ارزشمندى درباره جریان غدیر خم آمده است و متن خطبه غدیر هم بارها و بارها، توسط ناشران گوناگون و مترجمان مختلف ترجمه و منتشر شده است. معرفى «كتاب شناسى غدیر» یكى از وظایف مبلغان فرهنگ غدیر است. و «غدیر در آینه كتاب» نام كتابى است كه نام كتب مربوط به غدیر را گرد آورده و پاسداران غدیر را یارى مى كند.

احیاى اندیشه امامت
احیاى اندیشه و فرهنگ غدیر آثار اجتماعى روشنى دارد كه به بخشى از آن اشاره مى شود.
1. احیاى خطبه غدیر، یادآورى اندیشه هاى نبوى درباره آینده امت اسلامى است؛
2. احیاى خطبه غدیر، تلاوت مجدد آیات امامت در قرآن كریم است؛
3. احیاى خطبه غدیر، پرده بردارى از توطئه سكوت و كتمان غدیر است؛
4. احیاى خطبه غدیر، فریاد بلند نبوت در برابر تز شوم جدایى دین از سیاست است؛
5. احیاى خطبه غدیر، «جهاد فرهنگى» در برابر «نظام سیاسى كفر» است؛
6. احیاى خطبه غدیر، انعكاس فریاد نبوى در برابر اركان منافقان دیروز و امروز است؛
7. احیاى خطبه غدیر، طرح نظام رهبرى عادلانه اسلامى در برابر تمام سیستمهاى ظالمان تاریخ و رژیمهاى طاغوتى جهان امروز است؛
8. احیاى خطبه غدیر، مقابله با تشكیك در امامت، تكذیب نبوت و نشر فرهنگ عدالت است؛
9. احیاى خطبه غدیر، راهكار موفق در برابر اندیشه نواصب و خوارج و غالیان امروز است؛
10. احیاى خطبه غدیر مایه نجات فرهنگ سیاسى اسلام از بسیارى تحریفهاى مغرضانه و جاهلانه است.
اگر در كل مساجد دنیاى اسلام بجاى هر سخنرانى دیگر، در شب و روز عید غدیر این خطبه نورآفرین نبوى را بخوانند و ترجمه كنند و در مجامع بزرگ اسلامى، این خطبه به چند فصل تفكیك شود و در هر سخنرانى بخشى از آن براى امت تبیین گردد، یك خدمت بزرگ به بشریت انجام مى شود. گرچه تبلیغ امامت دشوارترین تبلیغ نبوى صلى الله علیه وآله است و اعلام برائت دشوارترین اقدام علوى علیه السلام است.

ابلاغ پیام غدیر
در شرائط كنونى كه دشمن نه تنها پیروان على علیه السلام و شیعیان او را هدف گرفته، بلكه به شخص بزرگوار رسول اللّه صلى الله علیه وآله نیز اهانت مى كند، بهترین شیوه مقابله با آن، ابلاغ پیام غدیر است. ابلاغ اندیشه غدیر امروز از راههاى گوناگون انجام شدنى است:
1. ابلاغ سینمایى غدیر؛
2. ابلاغ اینترنتى غدیر؛
3. ابلاغ نرم افزارى غدیر؛
4. ابلاغ آموزشى غدیر؛
5. ابلاغ نمایشگاهى غدیر؛
6. ابلاغ پژوهشى غدیر؛
7. ابلاغ رسانه اى غدیر؛
8. ابلاغ پیامكى غدیر؛
9. ابلاغ آیات قرآنى غدیر؛
10. ابلاغ حدیثى غدیر؛
11. ابلاغ تاریخى غدیر؛
12. ابلاغ تجسّمى حادثه غدیر؛
13. ابلاغ زیارتى و دیدار غدیرى؛
14. ابلاغ حمایتى و عاطفى پیام غدیر؛
انجام مراسم اخوّت و بیعت سمبلیك در روز عید غدیر با امامان جمعه سراسر كشور و سادات بزرگوار و حضور در نماز ظهر آن روز، راهى بسوى ابلاغ پیام غدیر است.
ابلاغ پیام غدیر، كار خداى حكیم و علیم و سیره و سخن رسول اعظم خداست. كلام و سیره تك تك پیشوایان معصوم علیهم السلام است
2، فریاد جاوید تمام شهیدان ولایت اهل بیت علیهم السلام است. آواى عاشورائیان تاریخ است، زبان حال و قال تمام امام زادگان معتبر دنیاى اسلام است. بازتاب فریاد فاطمه علیهاالسلام در خطبه معروف مسجد نبوى است. حاصل تلاش فاطمه ها و حدیث فاطمیان اعصار است.
غدیرشناسى
«غدیرشناسى» نقطه اوج امام شناسى است. غدیر آینه كوثر است. اگر كوثر در قیامت آب گواراى نجات بخش انسان است، غدیر در دنیا آب زلال امامت است كه بدون نوشیدن از آن راهى به سوى «حوض كوثر» گشوده نمى شود. در جریان غدیر سخن فقط از امامت علوى نیست. امامت همه امامان معصوم و جانشینان آنان در سراسر تاریخ است. غدیر یك تاریخ نیست، یك اندیشه و یك فرهنگ است؛ یك حادثه نیست یك حدیث و حماسه آسمانى است. اعلام یك رهبرى نیست؛ اعلام نظام رهبرى الهى در سراسر تاریخ است.
پیامد دورى از غدیر
براى شناخت بهتر غدیر باید انواع انحراف از غدیر و پیامدهاى آن را مورد كند و كاو قرار دهیم.
پیدایش نواصب، پیدایش غلات، پیدایش فرقه هاى كلامى فراوان، پیدایش فرقه هاى سیاسى در دنیاى اسلام، تشتت و پراكندگى حقوقى و فقهى امت اسلامى، جنگهاى مذهبى و سیاسى و فقهى و انواع ملیت گرایى و جنگهاى حیدرى و نعمتى و بالاسرى و پایین سرى و سلطه سیاسى و اقتصادى و فرهنگى اجانب بر فرزندان اسلام و قرآن همه و همه پیامد دورى از مرجعیت علمى و مرجعیت فقهى و مرجعیت سیاسى اهل بیت علیهم السلام است. جایگاهى كه رسول خداصلى الله علیه وآله آن را از عترت خویش مى شناخت و تا دوازده نسل پیشوایان پس از خویش را معرفى فرمود.
رسول گرامى علیهاالسلام فرمود: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یعْرِفْ اِمامَهُ ماتَ میتَةً جاهِلِیةً؛
3 هر كس بمیرد و پیشواى خویش را نشناسد، بر مرگ جاهلیت مرده است.‌»
آنچه بشریت را از زندگى عصر جاهلیت نجات مى دهد، امامت الهى است و شناخت غدیر، راهكار نجات بشر از جاهلیت مدرن قرن بیست و یكم است.
والسلام.


پی نوشت:

1) مائده/67.
2) علامه مجلسى رحمه الله در جلد 23 بحار الانوار چاپ بیروت، بخشى از احادیث امامت را آورده است.
3) بحار الانوار، ج 32، ص 76.

منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره110.

 





طبقه بندی: سیاسی،  اعتقادی،  تاریخی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور

آیه شماره 67 از سوره مبارکه المائدة
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ
اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پیامش را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدایت نمى‏كند
پیامها و نکته ها

1-نوع خطاب، باید با نوع هدف، هماهنگ باشد. چون هدف، رسالت و پیام رسانى است، خطاب هم «یا أیّها الرّسول» است.
2- انتخاب رهبر اسلامى (امام معصوم) باید از سوى خداوند باشد. «بلّغ ما انزل الیك من ربّك»
3- گاهى ابلاغ پیام الهى باید در حضور مردم و مراسم عمومى و با بیعت گرفتن باشد، ابلاغ ولایت با سخن كافى نیست، بلكه باید با عمل باشد. «و ان لم‏تفعل» به جاى «ان لم تبلغ»
4--احكام و پیام‏هاى الهى، همه در یك سطح نیست. گاهى كتمان یك حقیقت، با كتمان تمام حقایق برابر است. «و ان لم تفعل فما بلّغتَ رسالته»
5-اگر رهبرى صحیح نباشد، مكتب نابود و امّت گمراه مى‏شود. «فمابلّغتَ رسالته»
6-ركن اصلى اسلام، امامت و حكومت است. «وان لم‏تفعل فما بلّغتَ رسالته»
7-انكار ولایت، نوعى كفر است. «انّ اللّه لایهدى القوم الكافرین»
8-عنصر زمان و مكان، دو اصل مهم در تبلیغ است. (با توجّه به اینكه این آیه در هجدهم ذى‏الحجّه و در محل جدا شدن كاروان‏هاى حج نازل شد)





طبقه بندی: اعتقادی،  عبادی،  سیاسی،  اجتماعی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 مهر 1393 توسط : حسین مردان پور
آیه شماره 186 از سوره مبارکه آل عمران
 للَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِیرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ

قطعا در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد و از كسانى كه پیش از شما به آنان كتاب داده شده و [نیز] از كسانى كه به شرك گراییده‏اند [سخنان دل]آزار بسیارى خواهید شنید و[لى] اگر صبر كنید و پرهیزگارى نمایید این [ایستادگى] حاكى از عزم استوار [شما] در كارهاست
1-آزمایش، یك سنّت جدّى الهى است، خود را آماده كنیم. (حرف لام در اوّل و حرف نون مشدّد در آخرِ «لتبلونّ» نشانه‏ى جدّى بودن مسئله است.)
2-یاد مرگ و زودگذرى دنیا، مسائل را براى انسان آسان مى‏كند. «كل نفس ذائقة الموت... لتبلونّ فى اموالكم»
3-بیشترین ابزار آزمایش، مال و جان است. «اموالكم و انفسكم»
4-علاوه بر پذیرش خطر جان و مال، باید خود را براى شنیدن انواع نیش‏ها و تحقیرها آماده كرد. «ولتسمعنّ...»
5-شنیدن تحقیر و هجو، و آزار دیدن از دشمن، یكى از وسایل آزمایش است. «لتبلونّ... ولتسمعنّ... اذىً كثیراً»
6-براى رسیدن به اهداف مقدّس، گاهى باید همه گونه سختى را تحمّل كرد. ضربه به مال، جان، حیثیّت و آبرو. «اموالكم و انفسكم ولتسمعنّ... اذىً كثیراً»
7-انتظار زخم زبان از مخالفان، سبب آمادگى مسلمانان است. «لتسمعنّ...»
8-مخالفان اسلام در ضربه زدن به مسلمان‏ها، وحدت در هدف و گاهى وحدت در شیوه دارند. «لتسمعنّ من الّذین اوتوا الكتاب... و من الّذین اشركوا»
9-دشمن به كم قانع نیست. «اذىً كثیراً»
10-صبر و تقوى در كنار هم رمز موفقیّت است. استقامت بدون تقوا، در افراد لجوج نیز پیدا مى‏شود. «تصبروا و تتّقوا»
11-صبر و تقوى، ملازم یكدیگرند.كلمه‏ى «ذلك» مفرد است، در حالى كه به صبر و تقوى كه دو چیزند، اشاره دارد.




طبقه بندی: تربیتی،  عبادی،  سیاسی،  اعتقادی،  اخلاقی، 
برچسب ها: هجو، تحقیر، آبرو، استقامت، زخم زبان، مال، جان،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 شهریور 1393 توسط : حسین مردان پور
امیرالمؤمنین علی (ع) روایت کرده‌است که رسول مکرم اسلام (ص) فرمود: هر مسلمانی بر برادر خود «30 حق» دارد که ذمه او بری نمی‌شود، مگر اینکه آن را ادا کند یا صاحب حق بر او ببخشد:
1- لغزش او را عفو کند 2- گریه اش را ترحم و دلسوزی کند 3- عیب او را بپوشاند 4- خطا او را نادیده گیرد 5- عذرش را بپذیرد 6- در غیاب او نگذارد غیبت و بدگوئی او را بنمایند 7- همیشه ناصح و خیر خواه او باشد 8- دوستی او را حفظ کند 9- نگذارد مدیون مردم شود 10- چون مریض شود او راعیادت نماید 11- در وقت مردن او حاضر شود 12- دعوت او را بپذیرد 13- هدیه او را قبول کند 14- رفت آمد با او را قطع نکند 15- از محبت او تشکر کند 16- با حسن نیت او را یاری دهد 17- در حفظ محارم و عفت او کوشش کند 18- حاجت او را بر آورد 19- در حاجات او شفیع او بشود 20- عطسه او را طلب خیر کند 21- در حال گمراهی او را هدایت نماید 22- سلامش را جواب گوید 23- سخن او را خوب تعبیر کند 24- به حیوانات او ترحم نماید 25-سوگندش را بپذیرد 26- با دوستانش دوستی کند و با او دشمنی ننماید 27- در حال ظلم و مظلوم بودن او را یاری نماید به ا ین طریق که در حال ظلم کردن او را از ظلم باز دارد و در حال مظلومیت او را در گرفتن حق کمک نماید 28- او را خوار نکند و تسلیم دشمن ننماید 29- آن خوبی ها که برای خود می خواهد برای او نیز خواستار باشد 30- و بدی هائی که برای خود دوست ندارد برای او نپسندد. بعد فرمودند: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: اگر یکی از شما نسبت به حقوق برادری مسامحه نماید روز قیامت از وی مطالبه می شود و قضا می گردد.[1]
باز برگردیم و به این حقوق دقت كنیم چه قدر عمیق است و دقیق؟! ما چقدر سخن پیامبر عزیز اسلام(حضرت محمد(ص) را اجرا می‌كنیم. بنابراین ما وظیفه داریم مسلمانان را حمایت مالی، كلامی، عاطفی، اطلاعاتی و شناختی و سیاسی و معنوی...كنیم. آیا واقعاً مسلمان می‌تواند در برابر كشتار در سوریه و فلسطین وغزه و عراق بی‌تفاوت باشد و اشكال كند كه چرا ایران اسلامی به كشورهای دیگر كمك مالی می‌كند؟ اگر این طور است نمره بالایی در آزمون برادری و مسلمانی نمی‌گیریم. آزمونی كه خود پیامبر مشخص كرده‌اند كه نقطه اشتراك مسلمانان است.پس بیاییم همه با هم در مقابل این کافران وحشی و گرگ صفت و کودک کش بایستیم وبه وظیفه خود عمل کنیم تا فردای قیامت در پیش پیامبر اعظم رو سفید باشیم.




طبقه بندی: سیاسی،  عبادی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: غزه، فلسطین، عراق، سوریه، کفر، ظلم، مظلوم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 مرداد 1393 توسط : حسین مردان پور

افرادی که مانند سربازان، دانشجویان، مبلغان دینی، و...به اختیار یا اجبار در غربت زندگی می کنند نباید اجازه دهند سیل غم فرا رسد و آنان و همراهان آنها و اهدافشان از سفر را با خود ببرد یکی از راه های مقابله با غم غربت الگو گیری از روش های آزادگان در زندان عراق است.
با آزاده عزیز حجت الاسلام و المسلمین اصغر زاغیان که برادر سه شهید است، مصاحبه داشتم. وی پس از بازگشت کتاب هایی درباره خاطرات اسرا نوشته است.دوازدهمین اردوگاه، شکوفه های صبر و محراب اسارت و...آثار قلمی اوست.از او درباره شیوه های رویاریی مثبت اسرا در زندان ترسناک و تنک وتاریک عراق با غربت زدگی سئوال کردم او شیو ه های رویارویی مثبت اسرا در زندان عراق را با لهجه شیرینی اصفهانی اش چنین برشمرد:
در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان***شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
1- گعده گیری: مهمترین روش ها بود، کشکولی که در آن ضمن گروهی خود مانی و متواضع، همه چیز در آن یافت می شد خاطره گویی درد ودل، مشاعره ،تحلیل اوضاع و اخبار و....این گروه گرد آدم محبوب و محترم حلقه می زدند. گذر ماه ها و سال ها گرد کهنگی بر تازگی آن نشست ها نمی نشاند. هنوز هم یادآوری و ذکر خاطرات شیرین آن جلسات نقل مجلس آزادگان است( این گعده ها دقیقاً اثر روان درمانی های گروهی و گروه درمانی داشته است).
2- علم آموزی و تدریس: کمک از توانایی های علمی موجود
3. تلاوت قرآن (یک قرآن داشتیم دوره ای و نوبتی می چرخید گاهی می شد نصف شب بیدارمون می کردند می گفتند نوبت تو شده و قرآن را تحویل می گرفتیم)
4- دعا های فردی و گروهی(کمیل و توسل)
5- بازی و تفریح و کشتی و..
6 - هنرهای دستی با کمترین امکانات مانند بافتن جوراب با نخ پتو، قلاب بافی، گل دوزی (ترسیم گل با ذغال باطری بود خودکار نداشتیم) و....
7- حفظ قرآن و حدیث : این کار در واقع به باورهای قبلی ما تازگی و خرمی می داد و نمی گذاشت در سرمای شکنجه و تلخی ها خشک شود.علی(ع) می فرمایند: اگر نفس را مشغول نسازی او تو را مشغول می کند.بله بسیاری از مشکلات روانی ما مانند بی حوصلگی، خشم، کوفتگی و ...به دلیل این است که ما ذهنمان را مدیریت نمی کنیم این نگرانی ها هستند که ما را مدیریت می کنند.
8- قدرت ایمان: مثل روز برای همه روشن بود. که افراد معنوی ومذهبی هم خود پر ان‍رژی تر با نشاط تر بود و هم با سنگ صبور شدن و همدلی به دیگران انرزی مثبت می دادند. اینها همه چیز را به خدا و امامان واگذاشته بودند و توکل به خدا می کردند . افراد معنوی سرمایه دارانی بودن که توانسته بودند همه ی آن را با خود داخل زندان بیاورند
9 - قدرت مزاح: شاید هیچ کسی مانند آزادگان از نقش دارویی و درمانگر مزاح و شوخ طبعی آگاه نباشند . امروزه در مجله ها درباره باشگاه خنده و خنده درمانی و فواید روان شناختی آن زیاد می نویسند اما ما این را در زندان دیدیم که شوخ‌طبعی و مزاح به مشکلات ریش خند می‌زند و غم ها را دک و فك می‌کنند. البته شوخی و خنده در سطح کار می کنند و کار اساسی را باور های دینی و نگرش ها به رسالت و زندگی می کند بنابراین باشگاه خنده بدون حضور خدا خندیدن به ریش خودمون است چون نگرانی را جایی که خدا نباشد از درب بیرون کنی از پنجره باز می گردد.
11- پذیرش واقعیت: کمتر کسی است که بتواند به موقع مشکلی را که نمی شود برایش چاره ای اندیشید را بپذیرند برخی ماه ها می گذشت ولی نمی خواستند قبول کنند که راه فرارندارند و اتفاقا همین آن ها را به هم می ریخت. پذیرش مشکل لا ینحل در وقت خود و چاره اندیشیدن برای مشکلی که راه حل دارد در زمان خود مهارتی است که نیاز به تمرین دارد و بی تمرین کسی چیزی به دست نمی آورد اگر هم بیاورد زود می پرد با روبرو شدن با مشکل.
به غربت رفتنم تعبیر داره*** فلک برگردنم زنجیر داره
فلک از گردنم زنجیر بر دار*** که غربت خاک دامن گیر داره
برشاه نجف صلوات
تشکر می کنم که ایشان این وقت را در اختیار بنده گذاشتند. [1]

پی نوشت :
1. من مانده ام تنهای تنها(مهارت های رویارویی با غم غربت)، محمدحسین قدیری، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)،





طبقه بندی: تربیتی،  سیاسی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: پذیرش واقعیت، قدرت ایمان، مزاح، گعده گیری، تفریح، قران، دعا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 مرداد 1393 توسط : حسین مردان پور